راه فوُگا؛ فلسفه زندگی و شاعری باشو « مرکز مجازی مطالعات ژاپن
 
راه فوُگا؛ فلسفه زندگی و شاعری باشو /جمعه، ۶ شهریور ۱۳۸۸ /

قدرت الله ذاکری؛ کارشناس و مترجم زبان ژاپنی:

ماتسوئو باشو

ماتسوئو باشو

نخستین بند از کتاب « پاره نبشته ­هایِ درون توبره پشتی»[۱] باشو به نوعی فلسفه زندگی و شاعری او و به نوعی شاید فلسفه ادبیات و هنر او باشد. این کتاب ره آورد یکی از سفرهای او در سال ۱۶۸۷ است.

百骸九竅の中に物有、かりに名付て風羅坊といふ。誠にうすものゝかぜに破れやすからん事をいふにやあらむ。かれ狂句を好 こと久し。終に生涯の [۱]はかりことゝなす。ある時は倦て放擲せん事をおもひ、ある時はすゝむで人にかたむ事をほこり、是非胸中にたゝかふて、是が爲に身安からず。しばらく身を立む事をねがへども、これが爲にさへられ、暫ク學で愚を曉ン事 をおもへども、是が爲に破られ、つゐに無能無藝にして只此一筋に繋る。西行の和哥における、宗祇の連哥における、雪舟の繪における、利休が茶における、其 貫道する物は一なり。しかも風雅におけるもの造化にしたがひて四時を友とす。見る處花にあらずといふ事なし。おもふ所月にあらずといふ事なし。像、花にあ らざる時は夷狄にひとし。心、花にあらざる時は鳥獸に類ス。夷狄を出、鳥獸を離れて、造化にしたがひ造化にかへれとなり

راه فوُگا[۲]

« در چیزی که از صدها استخوان و نه منفذ شکل گرفته است، روح مقیم شد و انسان شکل گرفت. اگر بخواهم آن را نامی بگذارم، فوُرابو[۳] می­گویم. زیرا چنانکه پارچه ­ای نازک در باد به آسانی پاره می­شود، آن هم بی فرجام خواهد بود.

فوُرابو زمانی دراز من را به آموختن و دمخور شدن با هایکای واداشت تا سرانجام هایکای را کار زندگیم قرار دادم. زمانی زده شدم و خواستم تمامش کنم، زمانی در آفرینش هایکای سخت کوشیدم، و از سر شدن بر دیگران به خودستایی اندیشیدم؛ این چنین به انجام آن و این اندیشیدم و رنج بردم و به این جهت تن و جانم آرامش و قرار نیافت.

یک بار اندیشیدم چونان مردمان عادی برای به دست آوردن شهرت و مقام بکوشم اما تعلق خاطرم به هایکای مانع شد. بار دیگر اندیشیدم علم بیابم و از حماقت خودم رهایی یابم اما آن هم به خاطر اندیشیدن به هایکای محقق نشد. سرانجام بی هیچ فن و هیچ دانشی، نصیبم تنها کار مرتبط با راهِ هایکای شد.

در واکای سایگیو[۴]، در رِنگایِ سوگی[۵]، در نقاشی سِشّوُ[۶] و در چای ریکی­ئوُ[۷]؛ در بستر همه نوعی فوُگا وجود دارد. اما هدف فوُگا احترام به طبیعت و دوست شدن با چشم اندازهای بهار، تابستان، پاییز و زمستان است.

چون در چنین موقعیتی بیاستند، همه آنچه به چشم می ­آید، نمی­ توان گفت چون گل زیبا نیست و آنچه به دل می­ آید، نمی­ توان گفت چون ماه پالوده نیست. اگر صورت آنچه به چشم می­ بیند، چون گل زیبا نباشد، آن شخص چون ددان است و اگر آنچه می­ اندیشد، چون ماه پالوده نباشد، آن شخص از جنس هیولا است.

بنابراین می گویم، انسان بودن خارج شدن از موقعیت ددان، فاصله گرفتن از درجه هیولاها، احترام به طبیعت و تابع طبیعت بودن است


پی نوشت:

[۱] 『笈の小文』/Oi no kobumi

[2] 風雅/Fūga : شاید هیچ کلمه ­ای در فارسی به تنهایی نشان دهنده معنی این کلمه نباشد. آن راه ادبیات، نقاشی و سایر هنرها است. اما معنی آن ظرافت، زیبایی، ذوق و چیزی عالی در مسیر ظرافت و زیبایی خواهد بود.

[۳] 風羅坊/Fūrabo : از سه کانجیِ باد، پارچه نازک و راهب تشکیل شده است. یکی دیگر از نام­ های باشو همین فوُرابو است.

[۴] 西行/Saigyō (۱۱۱۸ – ۱۱۹۰ ) : راهب و شاعر اواخر دوره هیان و اوایل دوره کاماکوُرا. او در ابتدا ساموُرایی بود اما با احساس ناپایداری دنیا، ترک خانه کرد و راهب شد. واکا ( 和歌/Waka ) به معنی شعر ژاپنی است و بیشتر به شکل شعرهای سی و یک هجایی به صورت ۵/۷/۵/۷/۷ است.

[۵] 宗祗/Sōgi ( 1421 – ۱۵۰۲ ) : شاعر رِنگا ( 連歌/Renga ) در اواخر دوره موُروماچی. درباره رِنگا در ادامه مطلب توضیح داده شده است.

[۶] 雪舟/Seshshū ( ۱۴۲۰ – ۱۵۰۸ ) : راهب نقاش در نیمه دوم دوره موُروماچی. بزرگترین استاد نقاشی آب مرکب است.

[۷] 千利休/Sen no rikyū ( ۱۵۲۲ – ۱۵۹۱ ) : استاد چای دوره آزوُچی مومویاما. بزرگترین استاد مراسم چای در تاریخ ژاپن است. سرانجام به خاطر خشم هیده­یوشی با خودکشی به زندگیش پایان داد.

ارتباط با نویسنده: zakerig{@}yahoo{.}co.jp

  • Share/Bookmark
 
 
 

لطفا برای ارسال پیام‌های غیر مرتبط با این یادداشت از صفحه‌ی تماس استفاده کنید.