مرکز مطالعات ژاپن

مرکز مجازی مطالعات ژاپن با همکاری جمعی از دانش‌اموختگان زبان ژاپنی دانشگاه تهران و علاقه‌مندان به فرهنگ ژاپن راه‌اندازی شده‌است.

  • 2012 22 February
  • چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۰

بهمن ذکی پور: 3.ازریوکان به ریوکان حدود ساعت 5 بعدازظهر به ریوکان یا همان مسافرخانه محل اقامتان رسیدیم و هرکدام به اتاق های خود رفتیم. من با اونو هم اتاق بودم. ساعت 6:30 وقت شام بود. بنابراین دوشی گرفتم و یک ربعی چرت زدم. اونو با خودش بخش های از کتاب سوانح احمد غزالی را آورده بود تا برایش روی خوانی کنم. صفحاتی از کتاب را خواندم و مختصری درباب پاره ای از مفاهیم شین تو با او صحبت کردم. صحبت های که در دیدار شب با ایشی گاکی خیلی به دردم خورد. هنوز بیش از ده صفحه از روخوانی سوانح نگذشته بود که ساعت زمان شام را نشان می داد. به اتفاق اونو به غذاخوری ریوکان رفتیم. بازهم غذایی دریایی که مخصوص منطقه ایسه بود انتظار ما را می کشید. غذا در سینی های قرمز رنگی با همان تزئین خاص ژاپنی ها بر روی میزهای کوچکی چیده شده بود. اما به جای هفت میز، هشت میز وجود داشت. سبب را جویا شدم و فهمیدم که ایشی گاکی هم به ریوکان خواهد آمد و شام را میهمان ما خواهد بود. 5 دقیقه ای طول کشید تا ایشی گاکی هم از راه رسید. شوخی کوچکی کرد و به سمت میز خود روانه شد. پس از ...

تاریخ: ۱۴ مهر ۱۳۸۹

بهنام جاهدزاده: اگر ژاپنی ها با شما مخالفت کنند مخالفتشان را به طور علنی و واضح ابراز نمی کنند. کسی در ژاپن به شما نمی گوید با شما مخالفم. چرا؟ چون اساساً فرهنگ ژاپنی مبتنی بر تعامل و همزیستی مسالمت آمیز با دیگران است و اشخاص معمولا در دو خط موازی همدیگر حرکت می کنند تا این که در جایی همدیگر را قطع کنند. این نوع تواضع ژاپنی در همه شئونات زندگی ژاپنی ها دیده می شود. بنابراین معمولا امرو نهی هم به طور غیر مستقیم و به دور از بیان مستقیم زبانی است. مثلا اگر شما با یک ژاپنی در یک محیط مثلا اتاق باشید، و هوای اتاق سرد باشد و این سردی دلیلش مثلا باز بودن پنجره اتاق باشد ژاپنی احتمالا به طور غیر مستقیم به شما خواهد گفت که فکر نمی کنی اتاق سرده؟ یا این که تو سردت نیست!؟ یا این که اگر دوست داشتی پنجره را ببندیم! [caption id="" align="aligncenter" width="320" caption="چطور است اندکی استراحت کنید!"][/caption] این نوع رفتار در مقایسه با رفتار خارجی ها از تاکید کمتری برخوردار است. در این مورد خاص ژاپنی احتمال می دهد که فقط خودش سردش باشد یا این که طرف مقابل خودش از باز گذاشتن پنجره دلیل خاصی داشته باشد. این نوع ملایمت ژاپنی ...

تاریخ: ۱۳ مهر ۱۳۸۹

بهنام جاهدزاده: امروز که داشتم می رفتم دانشگاه سر کلاس فشرده تابستانی، یادم افتاد که نوشیدنی با خود برنداشته ام. سر راه خود به فروشگاه بزرگ محل که در آن از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا می شودرفتم و یک بطری چای 2 لیتری خریدم تا 4، 5 ساعت مداوم کلاس را بتوانم آب از دست رفته بدنم را جبران کنم. چیزی که بیشتر در همین فروشگاه بزرگ جلب توجه می کند کار خانم ها، آن هم خانم های جا افتاده ای است که حول و حوش 60 سال دارند. شاید کسی که به فرهنگ کار و زندگی این جامعه آشنا نباشد دلش به حالشان بسوزد و بگوید این بیچاره ها آسایش ندارند. اما آسایش ژاپنی ها زمانی است که برایشان کار فراهم است. در ژاپن اگر کار نکنی زندگی برایت سخت می شود و شاید هم غیر ممکن. برای همین کار از هر نوعش ارزش اجتماعی زیادی دارد و همه کارها از اهمیت برخودار است. [caption id="" align="aligncenter" width="320" caption="بفرمایید چای سبز! "][/caption] بعد از این که استاد آمد و یک ساعت و نیمی سخن راند گلوی ما هم خشک شد و در حالی که گلویم را با چای سبز تر می کردم چشمم به نوشته رویش افتاد که "100 در صد ...

تاریخ: ۵ مهر ۱۳۸۹

بهمن ذکی پور: از ایسه بیرونی به ایسه درونی یا از اسم ظاهر به اسم باطن خدا[1] حدود ساعت 1:45 دقیقه بعداز ظهر به سمت معبد ایسه بیرونی (ظاهر) حرکت کردیم. بارش باران شدیدتر شده بود. ده دقیقه بعد به ایسه بیرونی رسیدیم. مردی بلند قامت و خوش چهره با لباس کیمونو و هاکاما مردانه، چتر بدست انتظار ما را می کشید. نزد او رفتیم با رویی خندان پذیرای ما بود. دکتر سوچی یا ما را به او معرفی کرد و همراه با او جهت تطهیر تن[2]، که قبل حضور در معبد حتما باید انجام می شد، به سمت شستشو خانه (وضو خانه) معبد رفتیم. شستشوخانه یا بهتر بگویم وضوخانه معبد، حوضی مکعب مستطیل بود که از زمین حدود یک متر ارتفاع داشت. میله ای فلزی نازکی که یک سانتی متر از لبه های حوض بالاتر بود، در طول وسطی حوض قرار داشت. و دورادور حوض را ملاقه های بزرگی گرفته بود. به گونه ای که سر ملاقه از قسمت دهانه بر روی میله وسطی بود و دسته های آن بر روی لبه های حوض قرار داشت. راهنمای ما روش تطهیر را چنین توضیح داد که، نخست با دست راست ملاقه را برداریم و در آب فرو می بریم. سپس کف دست چپ را ...

تاریخ: ۲ مهر ۱۳۸۹

محمدرضا اسلامی؛ دانشجوی دکتری مهندسی سازه دانشگاه کوبه: یک سال پیش در همین روزها بود که آزمایشی در مرکز تحقیقاتی E-Defence ژاپن انجام شد که نتایج آن آزمایش برای بسیاری از محققین، مهندسین و حتی مردم عادی جالب توجه بود. یک ساختمان چوبی هفت طبقه مطابق ضوابطی که محققین طراحی کرده بودند بر روی میز لرزه ای ساخته شد و سپس، تکانهای زلزله ای با بزرگای ۵/۷ به آن اعمال شد تا وضعیت رفتار ساختمان چوبی هفت طبقه مورد ارزیابی قرار گیرد. اصطلاح "میز لرزه ای" در مراکز تحقیقاتی مرتبط با زلزله و سازه، به میزهایی گفته می شود که امکان بنا کردن یک ساختمان در «مقیاس واقعی» بر روی میز وجود داشته و در زیر صفحه اصلی میز جک های هیدرولیکی قرار دارد که لرزش هایی مشابه لرزشهای زمین، به میز و ساختمان واقع بر روی آن وارد می کنند. این میزها امکان مشاهده رفتار دینامیکی سازه را برای محققین فراهم می کنند . مهم این است که تکانهای میز به نحوی باشد که حرکات زمین را در طول یک زلزله واقعی مشابه سازی کند. در آزمایش مورخ ماه جولای ۲۰۰۹ قرار بر این بود که رفتار و میزان مقاومت ساختمان چوبی بررسی شود . اینکه در چه زمان و تحت چه زلزله ای فرو می ریزد ؟ این آزمایش ...

تاریخ: ۲ مهر ۱۳۸۹

سركار خانم «بابايي» ،پوشيده در چادري سياه و و با نگاهي سرد و نافذ ، هيبتي خاص دارد كه به سرعت انسان را به ياد اهالي شرق آسيا مي اندازد. ايشان را تا 21 سالگي با نام «كونيكو يامامورا» صدا مي كردند ولي او ديگر سال هاست كه «حاج خانم بابايي» خوانده مي شود. به راستي آيا خانواده «يامامورا» در دورترين افق هاي ذهني خود تصور مي كردند كه يكي از نوادگانشان به خيل سربازان «حضرت روح الله» بپيوندد و خون سرخش بر خاك گرم كربلاي ايران اسلامي ريخته شود. و اين چنين است تقدير كسي كه باران رحمت خاصه ي خداوند بر وجودش ببارد و بركتي آسماني به حياتش ببخشايد. [caption id="" align="aligncenter" width="400" caption="«كونيكو يامامورا» مادر شهيد دفاع مقدس"][/caption] ---: لطفا خودتان را معرفي كنيد. *بابايي: «سبا بابايي» هستم. 76 سال دارم. در كشور ژاپن و در استان "كيودو " شهر "اَشيا " متولد شدم .اين منطقه از گذشته تا الان معروف است و گران‌ترين زمين‌هاي ژاپن در اين شهر قرار دارد زيرا نزديك كوه و دريا است و خيلي آرامش دارد، در آن موقع سينما و مغازه‌هاي زيادي در اين شهر وجود نداشت به همين دليل شلوغ نبود و پولدارها در آن شهر زمين مي‌خريدند و ويلاهاي آنچناني مي‌ساختند. البته ...

تاریخ: ۱ مهر ۱۳۸۹