<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مرکز مطالعات ژاپن &#187; هایکو</title>
	<atom:link href="http://japanstudies.ir/category/haiku/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://japanstudies.ir</link>
	<description>مرکز مجازی مطالعات ژاپن با همکاری جمعی از دانش‌اموختگان زبان ژاپنی دانشگاه تهران و علاقه‌مندان به فرهنگ ژاپن راه‌اندازی شده‌است.</description>
	<lastBuildDate>Sat, 04 Feb 2012 17:27:25 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3</generator>
		<item>
		<title>هایکوهای زمستانی تِی‌جو ناکامورا</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1390/11/06/nakamura/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1390/11/06/nakamura/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Jan 2012 09:34:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jps</dc:creator>
				<category><![CDATA[هایکو]]></category>
		<category><![CDATA[ترجمه از ژاپنی به فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[ترجمه شعر ژاپنی به فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[ترجمه هایکو به فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[درباره هایکو]]></category>
		<category><![CDATA[سید آیت حسینی]]></category>
		<category><![CDATA[ژاپن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=1947</guid>
		<description><![CDATA[انتخاب وترجمه: آیت حسینی؛ دانشجوی دکترای علوم زبان واطلاعات دانشگاه توکیو/ تِی‌جو ناکامورا[۱] با نام اصلی هاماکو[۲] ناکامورا در آوریل سال ۱۹۰۰ در شهر کوماموتو[۳] زاده شد. ۱۸ ساله بود که برای نخستین بار هایکوهایش در مجله ادبی «هوتوتوگی‌سو[۴]» به چاپ رسید. در ۱۹۳۴ به عضویت هیئت تحریریه «هوتوتوگی‌سو» درآمد و در همان سال اولین [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>انتخاب وترجمه: آیت حسینی؛ دانشجوی دکترای علوم زبان واطلاعات دانشگاه توکیو/</p>
<p dir="RTL">تِی‌جو ناکامورا<a title="" href="#_ftn1">[۱]</a> با نام اصلی هاماکو<a title="" href="#_ftn2">[۲]</a> ناکامورا در آوریل سال ۱۹۰۰ در شهر کوماموتو<a title="" href="#_ftn3">[۳]</a> زاده شد.</p>
<p dir="RTL">۱۸ ساله بود که برای نخستین بار هایکوهایش در مجله ادبی «هوتوتوگی‌سو<a title="" href="#_ftn4">[۴]</a>» به چاپ رسید.</p>
<p dir="RTL">در ۱۹۳۴ به عضویت هیئت تحریریه «هوتوتوگی‌سو» درآمد و در همان سال اولین مجموعه هایکوی خود را با عنوان «برف بهاری<a title="" href="#_ftn5">[۵]</a>» منتشر کرد.</p>
<p dir="RTL">پس از جنگ در سال ۱۹۴۷ مجله هایکوی «گل‌های باد<a title="" href="#_ftn6">[۶]</a>» را تأسیس کرد و تا اواخر عمرش به اداره آن پرداخت.</p>
<p dir="RTL">در سال ۱۹۸۰ به عنوان شخصیت فرهنگی<a title="" href="#_ftn7">[۷]</a> سال ژاپن برگزیده شد و پنج سال بعد جایزه سال آکادمی هنرهای ژاپن<a title="" href="#_ftn8">[۸]</a> به او اهدا شد.</p>
<p dir="RTL">تی‌جو ناکامورا در ۸۸ سالگی بر اثر نارسایی قلبی درگذشت. از تی‌جو نزدیک سی جلد کتاب شامل جنگ‌های هایکو و موضوعات مرتبط با هایکو منتشر شده است.</p>
<p dir="RTL">در سال ۲۰۰۰ دولت ژاپن تمبری به یادبود این شخصیت فرهنگی منتشر کرد.</p>
<p dir="RTL">هایکوهای تی‌جو را که سرشار از زنانگی و مادرانگی‌اند، آینه تمام نمای ژاپن قبل از جنگ، در طول جنگ و پس از جنگ می‌دانند. هایکو که در اصل مقوله‌ای مردانه تلقی می‌شد، پس از جنگ، با ظهور چند بانوی هایکوسرای برجسته از انحصار مردان درآمد. نقش تی‌جو در آن میان بسیار پررنگ بود.</p>
<p><span style="color: #999999;">//بخشی از این هایکوها در شماره دهم همشهری داستان نیز منتشر شده‌است//</span></p>
<p><a href="http://japanstudies.ir/1390/11/06/nakamura/teijo-iroiro1/" rel="attachment wp-att-1952"><img class="aligncenter size-full wp-image-1952" title="Teijo-iroiro1" src="http://japanstudies.ir/data/uploads/Teijo-iroiro1.jpg" alt="" width="315" height="500" /></a></p>
<p>۱<br />
روز زمستانی<br />
”برای کبوترها دانه بخر”<br />
اصرار کودک</p>
<p>۲<br />
آخر سال<br />
زنان سرگرم گردگیری<br />
من در سفر</p>
<p>۳<br />
اول زمستان<br />
در گودی سنگ<br />
آب باران</p>
<p>۴<br />
به خاطر مادر، به خاطر کودک<br />
بیشتر می‌تابد<br />
آفتاب زمستان</p>
<p>۵<br />
باران زمستان<br />
دست و دلباز می‌شود<br />
پمپ چاه</p>
<p>۶<br />
روی پل<br />
سوت کشدار کشتی<br />
مه زمستانی</p>
<p>۷<br />
باد شمال<br />
آب زیر پل<br />
به رنگ شب</p>
<p>۸<br />
مه سپید<br />
زودتر سرد می‌شود<br />
چای در تنهایی</p>
<p>۹<br />
شتابان می‌روند<br />
مردم به زادگاهشان<br />
فوجی به دشت یخزده</p>
<p>۱۰<br />
به گلستان سرمازده<br />
برای چه می‌شتابی؟</p>
<p>۱۱<br />
مرغابی<br />
در آب فرو می‌رود، من نیز<br />
چیزی از دست می‌دهم</p>
<p>۱۲<br />
از زیر درختی<br />
به زیر درختی دیگر<br />
پروانه در زمستان</p>
<p>۱۳<br />
آرالیا گل می‌دهد<br />
روز گرم زمستانی<br />
در خانه مادرم</p>
<p>۱۴<br />
مادرم به من می‌اندیشد<br />
من به فرزندم<br />
گل ستاره‌ای</p>
<p>۱۵<br />
در زمستان<br />
هویج هم بزرگ می‌شود<br />
با زخم‌هایش</p>
<p><a href="http://japanstudies.ir/1390/11/06/nakamura/teijo/" rel="attachment wp-att-1953"><img class="aligncenter size-full wp-image-1953" title="teijo" src="http://japanstudies.ir/data/uploads/teijo.jpg" alt="" width="176" height="200" /></a></p>
<div>
<p>&nbsp;</p>
<hr align="left" size="1" width="33%" />
<div>
<p><a title="" href="#_ftnref1">[1]</a> Teijo Nakamura</p>
</div>
<div>
<p><a title="" href="#_ftnref2">[2]</a> Hamako</p>
</div>
<div>
<p><a title="" href="#_ftnref3">[3]</a> Kumamoto</p>
</div>
<div>
<p><a title="" href="#_ftnref4">[4]</a> Hototogisu</p>
</div>
<div>
<p><a title="" href="#_ftnref5">[5]</a> Haru no yuki</p>
</div>
<div>
<p><a title="" href="#_ftnref6">[6]</a> Kazahana</p>
</div>
<div>
<p><a title="" href="#_ftnref7">[7]</a> Person of culture merit</p>
</div>
<div>
<p><a title="" href="#_ftnref8">[8]</a> Japan Art Academy</p>
</div>
</div>
<div class="wikibox"><h3 class="wikititle">中村汀女</h3><p class="wikiright"><a href="http://bsurprised.com/2010/09/wp-wikibox-wordpress-plugin/" title="Powered by BSurprised WP-WikiBox"><img src="http://japanstudies.ir/wp-content/plugins/wp-wikibox/images/wb.png" alt="Powered by BSurprised WP-WikiBox" style="border-width:0" title="Powered by BSurprised WP-WikiBox" /></a> <a href="http://creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/" title="Wikipedia article licensed under a Creative Commons Attribution-ShareAlike 3.0 Unported License"><img src="http://japanstudies.ir/wp-content/plugins/wp-wikibox/images/cc.png" alt="Creative Commons License" style="border-width:0" title="Wikipedia article licensed under a Creative Commons Attribution-ShareAlike 3.0 Unported License" /></a> از دانشنامه آزاد <a rel="nofollow" title="ویکی‌پدیا" href="http://ja.wikipedia.org/">ویکی‌پدیا</a> <a rel="nofollow" class="wikilink" title="مشاهده در ویکی‌پدیا" href="http://ja.wikipedia.org/wiki/中村汀女">[+]</a> <span class="wikimore"><a rel="nofollow" class="wikilink" title="ادامه..." href="http://ja.wikipedia.org/wiki/中村汀女">[...]</a></span></p></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1390/11/06/nakamura/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پیکره‌شناسی یک سرقت کامل ادبی؛ شکوفه‌های گیلاس: هایکو از باشو تا امروز!</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1390/11/03/mirafzali-2/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1390/11/03/mirafzali-2/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 22 Jan 2012 20:57:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jps</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[هایکو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=1922</guid>
		<description><![CDATA[سیدعلی میرافضلی؛ مترجم و هایکوسرا/ در نوشتار پیشین، اعتراضی کرده بودم به یکی از مترجمین (آقای عطا دانایی) که بخشی از یک مقاله مرا به عینه در مقدمه کتاب خود (شکوفه‌های گیلاس: هایکو از باشو تا امروز) کارسازی کرده و دمش را بالا نیاورده که مأخذ آن مطلب کجاست. امروز حسین مصطفاپور برایم پیغام گذاشت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">سیدعلی میرافضلی؛ مترجم و هایکوسرا/<br />
در نوشتار <a href="http://japanstudies.ir/1390/10/30/mirafzali/" target="_blank">پیشین</a>، اعتراضی کرده بودم به یکی از مترجمین (آقای عطا دانایی) که بخشی از یک مقاله مرا به عینه در مقدمه کتاب خود (<em>شکوفه‌های گیلاس: هایکو از باشو تا امروز</em>) کارسازی کرده و دمش را بالا نیاورده که مأخذ آن مطلب کجاست. امروز حسین مصطفاپور برایم پیغام گذاشت که در معرفی کتاب مذکور در یکی از سایت‌ها، ترجمه هایکویی را دیده که چند سال پیش او انجام داده و ترجمه آقای دانایی دقیقاً مطابق ترجمه ایشان است. قضیه این است که آقای مصطفاپور در هجدهم فروردین ماه سال ۱۳۸۷ در وبلاگ <a title="گیسوی رها" href="http://gissu.blogfa.com/" target="_blank">گیسوی رها</a>، هایکویی از Anita Virgil را چنین برگردانده است:</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>عصری آرام<br />
سایه‌های آب<br />
بر پوست کاج. </strong></p>
<p style="text-align: justify;">همین هایکو به عین عبارت، در صفحه ۱۱۷ کتاب <em>شکوفه‌های گیلاس</em> جا گرفته است!</p>
<p style="text-align: justify;">تذکر ایشان، مرا بر آن داشت که در مقدمه کتاب ایشان دقیق‌تر شوم. خاصه آنکه خاطرم بود که هنگام خواندن آن مقدمه، بسیاری عبارات آشنا به چشمم می‌آمد. عصر روز تعطیلم را صرف جستجو در منابع اینترنتی کردم و متوجه شدم که پیشگفتار و مقدمه ۱۳ صفحه‌ای آقای عطا دانایی بر کتاب <em>شکوفه‌های گیلاس</em> جز سه چهار سطر، همگی سرقت شده از دیگران است. آن هم به عین عبارت. با چه وقاحتی! راستش را بخواهید، جز در مورد یکی دیگر از مترجمین که پنبه‌اش در وبلاگی دیگر به طور کامل زده شده است، ندیده‌ام که کسی با سوء استفاده از عنوان مترجم، اینگونه به یغمای نوشته‌های دیگران برخیزد و جرئت مستندسازی آن را در قالب مقدمه یک کتاب داشته باشد. احتمالاً تعداد زیادی از خوانندگان این وبلاگ، اصل کتاب را ندیده‌اند. بنابراین، من پیکره مقدمه ایشان را به طور مستند با مآخذی که ایشان از آن نام نبرده است، برای شما تشریح می‌کنم. وقت عزیزی که روی این کار گذاشته‌ام، صرفاً به خاطر این است که درس عبرتی باشد برای پخته‌خواران صنعت نشر. مطمئناً عین مستندات را برای ناشر هم خواهم فرستاد.</p>
<p style="text-align: justify;">..</p>
<p style="text-align: justify;">کتاب با پیشگفتار مترجم آغاز می‌شود. این پیشگفتار یک و نیم صفحه‌ای، ۳۸ سطر دارد و جز شش سطر آخرش که مترجم در آن از همراهی همسرش تشکر کرده، جملگی به عین عبارت از مصاحبه آقای قدرت الله ذاکری با <em>روزنامه قدس</em> (دوشنبه ۵ آذر ۱۳۸۶، ص ۵) سرقت شده است. پیشگفتار کتاب، جایی است که نویسنده در آن هدف تألیف و ترجمه کتابش را توضیح می‌دهد. راستش را بخواهید در این عمر ۴۲ ساله ندیده بودم که کسی پیشگفتار کتابش نیز سرقتی باشد! آقای ذاکری در‌ جایی از آن مصاحبه گفته: «زمانی که در مورد هایکوهای بعد از دوره میجی مطالعه می‌کردم، با هایکوی مدرن آشنا شدم و زمانی هم که تصمیم گرفتم هایکو ترجمه کنم، احساس کردم جای این نوع هایکو در میان هایکوهایی که به زبان فارسی ترجمه شده‌اند، خالی است». جالب اینجاست مترجم زبده ما بدون‌ آنکه در هایکوی بعد از دوره میجی مطالعه‌ای کرده باشد، از سرقت همین عبارات نیز فروگذار نکرده است! متن مصاحبه آقای ذاکری را <a title="اینجا" href="http://www.qudsdaily.com/archive/1386/html/9/1386-09-05/page56.html" target="_blank">اینجا</a> ببینید و پاسخ‌های ایشان را در سؤال اول مصاحبه با پیشگفتار کتاب مذکور مقایسه کنید.</p>
<p style="text-align: justify;">..</p>
<p style="text-align: justify;">بعد از پیشگفتار، نوبت به پیش درآمد می‌رسد که منظور همان مقدمه کتاب است. مقدمه کتاب با فصل «هایکو چیست» آغاز می‌شود. این بخش، دو صفحه و نیم از مقدمه را اشغال کرده و ۵۳ سطر دارد. سطر اول به اضافه سطرهای ۸ تا ۳۲ کپی مکتوب شده نظرات آقای ذاکری در همان مصاحبه مورد اشاره است (پاسخ سؤال دوم). بی کم و کاست! در میانه این بخش، شش سطر جای گرفته (سطر ۲ تا ۷) که نویسنده آنها را از مطلب نویسنده افغان به نام آذریون متین دزدیده است. مطلب آن نویسنده با عنوان «<a title="شاعر بیست و چهار ساعته" href="http://photohaiku.blogfa.com/" target="_blank">شاعر بیست و چهار ساعته</a>» اتفاقاً مطلبی بود که من با آذریون بابت آن جدال قلمی بسیار کردم! و اما سطر ۳۳ تا ۵۳ (آخر این بخش) همان مطلبی است که در پست قبلی بدان اشاره کردم و تمامی‌اش، برگرفته از مقاله من است با چند تغییر بسیار بسیار جزیی (تفصیلش را قبلاً آورده‌ام).</p>
<p style="text-align: justify;">..</p>
<p style="text-align: justify;">بخش بعدی مقدمه، عنوانش هست «پیشینه هایکو در ژاپن» که ۵۰ سطر دارد و جز پنج سطر‌ آخرش که نقل قولی است از احمد شاملو، تمامی ۴۵ سطر این بخش مقدمه، دزدی بی کم و کاست از یک مقاله آقای حسین آذرنوش در وبلاگ «فوتوهایکو» است با عنوان «هایکو و شاعرانگی ریچارد براتیگان». این مطلب روز پنج شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در‌آن وبلاگ جای گرفته است. اصل مطلب را <a title="اینجا" href="http://photohaiku.blogfa.com/post-15.aspx" target="_blank">اینجا</a> ببینید.</p>
<p style="text-align: justify;">..</p>
<p style="text-align: justify;">بخش بعدی مقدمه، به «قواعد هایکونویسی» اختصاص دارد. این بخش حدود ۳ صفحه کتاب را در برگرفته و شامل ۷۳ سطر است و از ابتدا تا انتهایش بی هیچ کم و کاست، متعلق است به آقای سید آیت حسینی که در ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۸۵ بار نخست در وبلاگ «دو خرمالو و سه هزار هایکو» منتشر شده و در جاهای مختلف بی ذکر نام نویسنده نقل شده است. این مقاله را <a title="اینجا" href="http://kawazu.persianblog.ir/1385/2/" target="_blank">اینجا</a> و <a title="اینجا" href="../1388/07/15/haiku-5/" target="_blank">اینجا</a> ببینید.</p>
<p style="text-align: justify;">..</p>
<p style="text-align: justify;">بخش آخر مقدمه به معرفی «مشهورترین هایکوسرایان ژاپن» می‌پردازد و چهار هایکوسرای معروف ژاپنی یعنی: باشو، بوسون، ایسا و شیکی در آن معرفی شده‌اند. این بخش، سه صفحه و خرده‌ای از مقدمه را اشغال کرده و تمام مطالب آن دزدی از دو مقاله است: بخش اعظم آن از مقاله خانم معصومه میرفخرایی گرفته شده که ظاهراً ترجمه از منابع خارجی است و بخشی از معرفی باشو و بوسون نیز سرقت از مقاله من است.</p>
<p style="text-align: justify;">مقاله خانم فخرایی بار نخست، در وبلاگ ایشان منتشر شد، اما در حال حاضر این وبلاگ غیر فعال است. اما آقای حسین‌نژاد آن را سال ۱۳۸۸ در سایت <a href="http://japanstudies.ir" target="_blank">«مرکز مطالعات ژاپن» </a>بازنشر کرده است. برای اینکه به کیفیت سرقت ایشان پی ببرید، آن را با سطرشماری نشان می‌دهم. این بخش مقاله ۷۹ سطر دارد که دقیقاً ۱۹ سطر آن مربوط به مقاله من است (بخش‌هایی از معرفی باشو و بوسون) و مابقی، طابق النعل بالنعل، از مقاله خانم فخرایی اخذ و اقتباس شده و حتی سارق محترم گیومه‌های آن مقاله را نیز از قلم نینداخته است! مقاله «مشهورترین هایکوسرایان ژاپن» را <a title="اینجا" href="../1388/04/30/masters-of-haiku/" target="_blank">اینجا</a> بخوانید.</p>
<p style="text-align: justify;">..</p>
<p style="text-align: justify;">بنابراین، نویسنده جز تشکر از همسرش و نقل قول مستقیم از شاملو! هیچ چیز از خودش در مقدمه نیاورده است و جزء به جزء آن را با تغییری ناچیز، از دیگران دزدیده است. من درحیرتم که ایشان اصولاً چیزی از جمله‌بندی بلدند و قادرند دو جمله از خودشان سر هم کنند یا نه؟! یا اینکه، مخاطبین را خنگول گیر آورده و فکر کرده‌اند چون منابع ایشان اینترنتی است، کسی متوجه سرقت‌های شریف ایشان نمی‌شود! روح شمس قیس رازی اگر ظاهر شود، بعید می‌دانم که بتواند جایی و تعریفی برای این نوع سرقت در انواع سرقات ادبی پیدا کند!</p>
<p style="text-align: justify;">..</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>پی نوشت</strong>. انطباق کامل (لفظ به لفظ) پنج فقره از ترجمه‌ هایکوهای جان مک دونالد در کتاب <em>شکوفه‌های گیلاس</em> (ص ۱۵۲ تا ۱۸۰) با ترجمه هایکوهای همین شاعر از خانم فخرایی در کتاب «ماه تمام» (نشر شاملو، مشهد، ۱۳۸۹) نکته بسیار قابل تأملی است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1390/11/03/mirafzali-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وقتی کپی‌رایت رعایت نمی‌شود/ اعتراض به «شکوفه‌های گیلاس: هایکو از باشو تا امروز»</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1390/10/30/mirafzali/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1390/10/30/mirafzali/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Jan 2012 09:31:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jps</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[هایکو]]></category>
		<category><![CDATA[ترجمه شعر ژاپنی به فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[ترجمه هایکو]]></category>
		<category><![CDATA[ترجمه هایکو به فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[سیدعلی میرافضلی]]></category>
		<category><![CDATA[نقد کتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=1884</guid>
		<description><![CDATA[سید علی میرافضلی شاعر، پژوهشگر، طنزنویس و هایکوسرا،  دانش آموخته رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران است  و تا کنون ۹ عنوان کتاب از وی منتشر شده‌است. میرافضلی در وبلاگ خود به آنچه که به آن رعایت نکردن حقوق مؤلف اطلاق می‌شود اعترض کرد. وی نوشت: بعضی از نویسندگان می‌پندارند مالکیت آنچه در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">سید علی میرافضلی شاعر، پژوهشگر، طنزنویس و هایکوسرا،  دانش آموخته رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران است  و تا کنون ۹ عنوان کتاب از وی منتشر شده‌است.</p>
<p style="text-align: justify;">میرافضلی در وبلاگ خود به آنچه که به آن رعایت نکردن حقوق مؤلف اطلاق می‌شود اعترض کرد. وی نوشت:</p>
<p style="text-align: justify;">بعضی از نویسندگان می‌پندارند مالکیت آنچه در اینترنت منتشر می‌شود، مشاع است و متعلق به همه کاربران اینترنت؛ و نویسنده یک مطلب در اینترنت، فقط نقش آغاز کننده یک زنجیره از پیوندها را دارد و در تکرار نوشته‌های وی، احتیاجی به ذکر مأخذ و درج نام نویسنده و رعایت حق مؤلف نیست. از نظر این گروه، این‌ها را اینجا گذاشته‌اند که تو برداری و دوباره منتشر کنی و این قدر این عمل تکرار شود که نام و نشانی از نویسنده اصلی باقی نماند. بسیاری از شعرهای کوتاهی که در این وبلاگ منتشر می‌شود، با فاصله اندکی از انتشار، سر از کلوب‌ها و چت‌روم‌ها در می‌آورد و بسیاری از وبلاگ‌نویسان حق خود می‌دانند که آن‌ها را بدون آوردن نام گوینده شعرها، در وبلاگ خود کارسازی کنند، چنان‌که گویی شاعر این شعرها خود ایشانند!</p>
<div id="attachment_1887" class="wp-caption aligncenter" style="width: 223px"><a href="http://japanstudies.ir/1390/10/30/mirafzali/mirafzali-2/" rel="attachment wp-att-1887"><img class=" wp-image-1887" title="mirafzali-2" src="http://japanstudies.ir/data/uploads/mirafzali-2.jpg" alt="سید علی میرافضلی شاعر، پژوهشگر، طنزنویس و هایکوسرا" width="213" height="280" /></a><p class="wp-caption-text">سید علی میرافضلی شاعر، پژوهشگر، طنزنویس و هایکوسرا</p></div>
<p style="text-align: justify;">از جمله مطالب من که زیاد در اینترنت بدون ذکر مأخذ نقل شده، مقدمه‌ای است که بر مقاله «ترجمه شعرهای کوتاه ژاپنی» نوشته‌ام. در مقدمه این مقاله، من به اختصار هایکو را تعریف و چهار تن از هایکوسرایان معروف ژاپنی را به اجمال معرفی کرده‌ام تا مدخلی باشد بر ترجمه شعرهای کوتاه ژاپنی در ایران. این مقاله، در سال ۱۳۸۲ نگارش یافت و نخستین بار، در مجله «چشمه» که در کرمان منتشر می‌شد، به چاپ رسید (شماره ۲، تابستان ۱۳۸۲). سپس آن را در وبلاگ «<a href="http://suzume.blogfa.com/post-10.aspx">گنجشک ناتمام</a>» نقل کردم (دوم تیر ۱۳۸۵). مقدمه مختصر آن مقاله، اطلاعات چندان جدیدی ندارد و محصول مطالعه چند کتاب به زبان فارسی و یک مقاله به زبان انگلیسی است.</p>
<p style="text-align: justify;">بنده، از سال‌های دور پیگیر ترجمه‌های هایکو به زبان فارسی هستم و سعی می‌کنم همه کتاب‌های این حوزه را خریداری و مطالعه کنم. آخرین کتابی که در این حیطه خوانده‌ام، کتاب «شکوفه‌های گیلاس: هایکو از باشو تا امروز» است که آقای عطا دانایی مترجم آن است و متن دوزبانه را انتشارات صدای معاصر و شبگیر، به اتفاق، در هیئتی زیبا و درخور، همین امسال منتشر کرده‌اند. مقدمه کتاب را که خواندم، متوجه شدم که مترجم این کتاب نیز از آن دست نویسندگان است که نوشته‌های موجود در فضای وب را قابل دستبرد می‌دانند و در نقل آنها، ضرورتی به ذکر مأخذ احساس نمی‌کنند. اما مترجم محترم آن قدر راحت‌طلب بوده که بخش‌هایی از نوشته مرا که به بیان تاریخچه هایکو اختصاص دارد، با عین عبارت و بدون کمترین تغییر در الفاظ، به مقدمه کتاب خود منتقل کرده و دریغ از اشارتی مختصر! گویی آن عبارات، ریخته قلم ایشان است! مترجم محترم در بخش معرفی چهار تن از هایکونویسان معروف ژاپنی، در ذکر باشو و بوسون به همین طریق مرضیه اقدام کرده و البته عباراتی را نیز از خودشان افزوده‌اند که جای قدردانی دارد!</p>
<div id="attachment_1885" class="wp-caption aligncenter" style="width: 217px"><a href="http://japanstudies.ir/1390/10/30/mirafzali/haiku-ata-danayi/" rel="attachment wp-att-1885"><img class=" wp-image-1885" title="haiku-ata-danayi" src="http://japanstudies.ir/data/uploads/haiku-ata-danayi.jpg" alt="شکوفه‌های گیلاس: هایکو از باشو تا امروز" width="207" height="314" /></a><p class="wp-caption-text">شکوفه‌های گیلاس: هایکو از باشو تا امروز &lt;br&gt;مقدمه‌‌ای که بدون ذکر نام از سیدعلی میرافضلی در آن آمده‌است.</p></div>
<p style="text-align: justify;">مترجم، در پیشگفتار خود نیز دم خروسی از خود بجای گذاشته و آنجا که از ترجمه‌های هایکو به زبان فارسی اشاره دارد، اطلاعاتش در سال ۱۳۸۲ که سال نگارش و انتشار مقاله من است، متوقف مانده و نسبت به بروز رسانی آن هیچ اقدام درخوری انجام نداده است. در مقاله مذکور، بنده اشاره کرده‌ام که تا آن سال، تنها یکی از ترجمه‌های هایکو از زبان اصلی یعنی ژاپنی صورت گرفته است و‌ آن کتاب «لاک پوک زنجره» است. مترجم محترم نیز که ظاهراً پیگیر بازار نشر در موضوع ترجمه خود نیست، به همین یک فقره بیشتر اشاره ندارد. در حالی که قاعدتاً می‌بایست از کتاب ارجمند جناب قدرت الله ذاکری یعنی «زنبور بر کف دست بودای خندان»‌که گزینه هایکوهای مدرن است، یادی می‌کرد (تهران، نشر مروارید، ۱۳۸۶). البته، شاید هم این بی‌توجهی عمدی باشد. زیرا مترجم در پیشگفتار، در پی القای این موضوع است که کسی از مترجمین هایکو تا بحال به هایکوهای مدرن توجهی نداشته است و یادکرد کتاب آقای ذاکری، با این ادعا قاعدتاً منافات دارد و آن را نقض می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">هدف از ذکر این اقتباس و بلکه انتحال، تنها و تنها جلوگیری از پخته‌خواری بعضی از نویسندگان است و به همین منظور عین عبارت نقل شده را از مقدمه کتاب آقای عطا دانایی در اینجا می‌آورم تا متوجه شوید که مفهوم نقل «طابق النعل بالنعل» یعنی چه!</p>
<p style="text-align: justify;">..</p>
<p>هایکو نه وزن دارد و نه قافیه و آرایه‌های کلامی در آن به ندرت به کار می‌رود. حدود دو هزار سال پیش هایکو جزوی از یک فرم شعری ۳۱ هجایی به نام تانکا بود که از دو بخش تشکیل می‌شد و شاعران آن را به شیوه پرسش و پاسخ می‌سرودند. بخش نخست تانکا هفده هجا دارد و بخش دوم آن چهارده هجا. تانکا به معنی شعر کوتاه است و در مقابل آن چوکا قرار دارد که به معنی شعر بلند است. با اینکه در ژاپن به غیر از تانکا و چوکا چندین فرم شعری دیگر هم وجود دارد شعرهای کوتاه محبوبیتشان بیش از بقیه است. در قرن شانزدهم میلادی به تدریج بخش ۱۷ هجایی تانکا مستقل شد و آن را هاکایی یا هایکو نامیدند. هایکو در ابتدا محتوایی طنزآمیز داشت و به تدریج بر اثر در آمیختن با فلسفه ذن اعماق و جوانب آن گسترش یافت. ایجاز و سادگی و در عین حال عمق هایکو و هنر تصویری بدیع آن علاوه بر آنکه در چهار قرن گذشته شاعران زیادی را در ژاپن به خود کشانده است، در دوره معاصر در خارج از ژاپن هم با استقبال کتابخوانان و شاعران و هنرمندان روبرو شده است و علاوه بر ترجمه هایکوهای ژاپنی به اغلب زبانهای دنیا، در سراسر جهان شاعرانی پیدا شده‌اند که به سرودن شعر به شیوه هایکوهای ژاپنی می‌پردازند. امروز دوستداران و هایکوسرایان سراسر جهان دارای انجمنهای خاص هایکو در سطح محلی و ملی و بین المللی هستند و با برگزاری همایشها و سمینارهای دوره‌ای و یا از طریق سایتهای اینترنتی به بحث و تبادل نظر در مورد هایکو و تاریخچه و ابعاد هنری آن می‌پردازند (<em>شکوفه‌های گیلاس</em>، ص ۱۲ ـ ۱۳ مقدمه).</p>
<p style="text-align: justify;">..</p>
<p style="text-align: justify;">در سراسر این عبارت بلند، تنها سه تغییر در متن بنده راه یافته و مترجم زحمت کشیده و ۱۷ و ۱۴ را به حروف نوشته، مواجه را کرده روبرو و عبارت «معمولاً آن را شاعران» را به «شاعران آن را» تغییر داده است و قاعدتاً هر دادگاه صالحی ایشان را به دلیل همین تغییرات مهم از اتهام سرقت مبرا می‌دارد. چند عبارت دیگر هم در مقدمه هست که نقلش بماند. این عبارات را با عبارات آغازین مقاله من در وبلاگ <a href="http://suzume.blogfa.com/post-10.aspx" target="_blank">گنجشک ناتمام</a> مقایسه کنید تا حساب کار دست‌تان بیاید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1390/10/30/mirafzali/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اشراق در هایکو</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1390/10/25/eshragh-haiku/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1390/10/25/eshragh-haiku/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 Jan 2012 20:46:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jps</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[هایکو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=1843</guid>
		<description><![CDATA[مسیح طالبیان: هایکو، یک درنگ کوتاه و اشراق به حوزه های بیشمار در هستی است . این درنگ شاید گشودن روزنی باشد به نوعی ادراک و دریافت از واقعیات، لحظه های صمیمی و یا درنگ در لحظهء هایکو در حالی که ذهن خودمان را به چشم انداز های نو و تازه باز می کنیم و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مسیح طالبیان: هایکو، یک درنگ کوتاه و اشراق به حوزه های بیشمار در هستی است .<br />
این درنگ شاید گشودن روزنی باشد به نوعی ادراک و دریافت از واقعیات، لحظه های صمیمی و یا درنگ در لحظهء هایکو در حالی که ذهن خودمان را به چشم انداز های نو و تازه باز می کنیم و ما را به اسرار هستی می رساند و همزمان به یک بصیرت ظریف در زندگی عناصر این عالم ، بو ها ، صداها ، جنبش و سکون حیات می رسیم.به عبارت دیگر هایکو یک راه و اسلوب است برای طغیان لحظه ها در ذهن .<br />
هایکو از یک طرف این حقیقت را به خاطر ما می آورد که همهء ابنای بشر و همهء عناصر این عالم آوارگانی در زمان و مکان بیش نیستند و از طرف دیگر به ما گوشزد می کند که آیا چشم ها و گوش هایمان حقیقتا باز است؟ آیا دل هایمان به پدیده ها گشوده است؟ که اگر اینچنین باشیم در آنصورت هایکو در همه جا با ما است تا به ما نشان دهد که ما واقعا&#8221; زنده ایم و پرده از اسرار زندگی بر ما بگشاید و در کمتر از لحظه ای ما را از عرش به خاک آورد جایی که ما متعلق به همانجا هستیم.</p>
<p>در کلبه ام<br />
موش ها و شبتاب ها<br />
همه با هم                             ( کوبایاشی ایسا)</p>
<p>این درنگ هایکو گاهی ما را به&#8221; این چنینی&#8221; هستی واقف می کند. مثل پاییزکه قدم های زمان را برای این زنبورها آهسته می کند :</p>
<p>این زنبور<br />
چه بی رضا از تَهِ گُل<br />
بیرون می آید           ( باشو)</p>
<p>خودتان را رها کنید تا در گرداب لحظهء هایکو غرق شوید، این تنها راه است که انگار این ( ما ) هستیم که از درون گل داریم بیرون می آییم. هایکو یک مشاهدهء بی حس و عاطفهء علمی نیست بلکه لحظه ای است که آشکاراانسان را با تجربه ای سرشار از حس به کشف دوبارهء عالمی که همه در آن سهیم هستند وادار می کند.<br />
دربارهء این زنبور که تلوتلوخوران بر زمستان وجود خویش سرگردان است چه می گویید؟ آیا او از همدلی ما با او خرسند نمی شود؟</p>
<p>زنبور زمستانی<br />
تِلوتِلوخوران پِیِ جایی است<br />
برای مُردن<br />
(موراکامی کیجو)<br />
این درنگ هایکو گاهی برای آن است که واقعیات را بر لب هایمان نجوا کنیم ، پند ماتسو باشو راخاطرتان هست که می گفت &#8220;شعرتان را هزار بار روی لب هایتان برای خودتان بخوانید &#8221; .</p>
<p>پنج، چهار، سه<br />
دو ، یک ، صفر<br />
درخت برهنه                             ( تاکازاوا آکیکو)</p>
<p>همهء هایکوها شاید در آن لحظه ای که می خوانیم برای ما دلپذیر نباشند بلکه در آینده و روز های بعد موقعی که همهء گیرنده ها و فرستنده های حسی ما کاملا به هوش و آماده هستند اگر آن را دوباره بخوانیم در جان ما زنده می شوند و شکل می گیرند.<br />
هایکو ما را تحت تاثیر قرار می دهد و ما را به حرکت وامی دارد چراکه ما پا به پای حرکت و لحظه به لحظهء آن جاری می شویم.</p>
<p>پوستهء نان<br />
می جهد میان گنجشگ ها<br />
دورِ حَیاط                            (دینا فرانین)</p>
<p>این طبیعت هایکو است ، ما با هایکو وَرجه وورجه می کنیم ، با هایکو می خزیم ، اوج می گیریم و با آن بر زمین فرو می افتیم و هنوز با هایکو هستیم.<br />
هایکو روح را بیدار می کند:<br />
فرانسوی هامَثلی دارند که می گوید : ما نمی توانین بهشت را بشناسیم اگر خاک را نشناخته باشیم .<br />
در آن هایکوی زنبور ، انگار که او دارد چرخ دنیا را آهسته پیش چشم ها میراند تا آن را آنچنانکه هست در یک حالت نوو در نور تازه ای ببینیم. تابستان پر رنگ او گذشته است و وارد پاییز زندگیش شده است.او از ما دعوت کرده است که تجربه دیگری از زندگی را خود تمرین کنیم  که کاملا واقعی است و واقعی باقی خواهد ماند .همهء طبیعت و همهء طبیعت بشری در لحطهء هایکو جان دوباره می گیرد و زنده می شود.<br />
تمرکز میکروسکوپی هایکو بر پدیده ها نظم درونی و زیبایی هستی را مکرر برای ما آشکار می کند که چگونه همه چیز در هستی می آیند که زندگی کنند حتی پوسته ای نان .<br />
میکروبیولوژیست ها وقتی ذرات حیات را زیر ذره بین قرار می دهند الگوهای بسیاری از زیبایی حیات و انواع را در آن ذره مشاهده می کنند. به همین روال هایکو نویس سِمج با پشت کار وارد تجربه ای ادراکی می شود که در آن زندگی و هستی را در شمایل پالایش یافتهء آن چه در مناظر کلوزآپ و چه در چشم اندازهای پانورامیک مشاهده می کند.<br />
یک هایکوی خوب هیچگاه ما را از خوانش دوباره و چند بارهء آن خسته نمی کند ، هایکوی خوب عصارهء هر چیزی حقیقی و واقعی در نبض زندگی است ، همانطوریکه بی تردید به دیدن آن نایل می شوید انگار که اکسیر اشراق بر شما نازل شده است و تجربه ای است که روح شما را بیدار می کند.</p>
<p>بیدار شدم<br />
آنگاه که آب یخزده<br />
کوزه را شکست                          ( باشو )</p>
<p>این هایکوی باشو را می توان اینچنین که نوشته شده آنراخواند که گویی صدای شکستن کوزه کسی را از خواب بیدار کرده است اما آیا خوانش عمیقتری در این هایکو نیست؟ که صدای شکستن کوزه کسی را از خواب &#8221; هشیاری کسل کنندهء &#8221; هر روزهء ما انسان ها بیدار کرده باشد ؟ و یا صدایی است که ما را از &#8220;خوابگردی&#8221; های معمول در این زندگی بیدار می کند و به وادی نوعی هشیاری می رساند ؟<br />
هایکو روحبخش زندگی درونی ما انسان ها است که همقدم و همنوا با پدیده های طبیعی و معمولی اطراف ما خودش را نشان می دهد.<br />
آخرین درنگ و مکث مابعنوان انسان مرگ است ، برای شاعر هایکو مرگ پدیده ای کاملا طبیعی است و اصولا این پدیده چیزی جدای اززندگی نیست.</p>
<p>طوقی از استخوان ،<br />
وقتی مورچه ها دست کشیدند<br />
از خوردن مار                      (مارگارت مانسون)</p>
<p>طوق و یا گردنبند واژهء قشنگی است در این هایکو ، اما یک واژهء ابداعی و شاعرانه نیست بلکه چیزی است که اقعا در آن چشم انداز دیده شده است .ماری مرده است و مورچگان همه بر او جمع شدند و خوردند و وقتی به استخوان رسیدند دست کشیدند و رفتند، فقط طوقی از استخوان ماند.<br />
اغلب هایکو نویسان تالحظهء پایانی عمرشان، آن دم که آخرین نفس بند می آید دست از نوشتن هایکو بر نمیدارند.آخرین هایکو که در لحظهء احتضار شاعر نوشته می شود به آن هایکوی مرگ و یا هایکوی احتضار می گویند.<br />
برای هایکونویسان مرگ هم یک پدیدهء طبیعی بشمار می رود و چیزی جدای از زندگی نیست.<br />
انسان اصولا در خوف همه چیز است حتی ترس از مرگ .هر چیزی در این عالم ، اینجا و همین حالا دارای ارج و شکوه عالم هستی است .اف اسکات فیتزجرالد می گوید : زندگی را اگر فقط از یک دریچه ببینید بیشتر بر شما معلوم می شود .این نظر فیتزجرالد مورد انکار هایکو نویسان نیست حتی آنها که همهء عمر در این راه نوشته و می نویسند.<br />
اما انواع مختلف مرگ در این عالم وجود دارد که مرگ یک زبان و مرگ یک فرهنگ هم از انواع آن است ، به این هایکو از وینونا بیکرWinona Baker توجه کنید ، البته ترجمهء این هایکو به زبان فارسی کمی برای سطر سوم مشکل است چون این تصویر برای فارسی نویسان از لحاظ فرهنگی غریب است و مربوط به فرهنگ قدیمی هندیان است :</p>
<p>دانه های برف<br />
نشسته برچشم عقاب ،<br />
ستون افتادهء ایل</p>
<p>Totem poleتوتِم پُل و یا ستون توتِم ستونی است از چوب یا سنگ که بر آن اسطوره ها و نماد بزرگان قبیله را حک می کردند و در جلوی خانه آن را بر می افراشتند تا نگاهبان آنها باشد که در آن محل زندگی می کردند.<br />
مرگ چهره های مختلفی دارد همانطوریکه زندگی در شمایل مختلف خودش را نشان می دهد. به این هایکو از جان ویلس “John Wills”توجه کنید :</p>
<p>تپه ها<br />
ابرها را رها کردند<br />
یکی یکی</p>
<p>&#8220;رها کردن&#8221; فعل بجایی است در این هایکو .هایکو نویس از طریق بصیرت و الهامی که در لحظهء هایکو بر او نازل می شود همهء این واژه ها را بعنوان هدیه از منبع لایزال تجربه بشری دریافت می کند.درطی یک روز معمولی و برای کسانی که در طریق هایکو قلم می زنند فکر می کنید چند از این هدیه ها دستگیرشان می شود . شاید هزاران واژه . دوگن Dogen می گوید که : وقتی &#8220;خویش فضول&#8221; شاعر پا پس می کشد هزاران چیز دیگر در ذهن جاری می شود .<br />
امادر طریق هایکو خویش شاعر روز به روز از فضولی خود میکاهد و صحنه را خالی می کند و لحظه های هایکو ذهن ما را با  &#8220;این چنینی&#8221; خودشان سیل باران می کنند پیش از اینکه داوری های شاعر فرصتی برای بروز و نمود داشته باشد که در این لحظه ها دخالت کند.<br />
طریق و مسلک هایکو چیست ؟<br />
وِی – وو – وِی  ( Wei Wu Wei  )حکیم ،فیلسوف و نویسندهء قرن بیستم در حوزهء تائوئیزم می گوید که هیچ ( طریق ) و راهی برای اشراق نیست ، هیچ راهی به ساتوری نیست ، نمی توان به آن رسید . یعنی که به هیچوجه نمی شود (واقعیت) را به چنگ آورد .این ( واقعیت ) است که ما را به چنگ خود می اندازد . حالا رخصت اینکه واقعیت ما را به چنگ خود در آورد و به تبع آن انباشته های ذهن فضول ما را از ذهن ما دور کند فقط با تمرین هایکو میسر است .تمرین ( راه و طریق) هایکو .</p>
<p>گوش سپرده ام<br />
به صدای پای سوسک<br />
برف سحرگاهان        (مایکل مک کلینتوک )</p>
<p>کوک شدن با آهنگ پدیده ها و یا هماهنگ شدن با جریان پدیده ها بدون اینکه سعی و تلاش علیحده ای برای آن صرف شود یکی از نتایج ناگزیرخواندن و نوشتن هایکو است .این خصیصه و این توانایی شاعران هایکو زمینهء پایدار و مستحکمی می شود برای آنها که به سادگی و سرعت به حوزهء اشراق در پدیده ها نایل شوند .</p>
<p>دام هشت پا ،<br />
رویاهایی که محو می شوند<br />
زیر ماه تابستان                                    ( باشو )</p>
<p>یک نَفَس ناگهانی برای رهایی :<br />
هرهایکوی موفق نَفَسی برای آزادی و رهایی است .هایکویی که می نویسید ممکن است دوباره به ویرایش آن بپردازید ، ترتیب سطر ها را تغییر دهید ، واژه ها را تغییر بدهید و ریتم و آهنگ خوانش آن را تصحیح کنید ، همهء اینها روبانی است که بر هدیهء هایکو می بندید اما توجه کنید که اگر کاملا با لحظهء هایکو اُخت شده باشید همان دستنویس اولیه  یک هایکوی موفق خواهد بود .به قول باشو هایکو باید آنچنان بر لب های شاعر نقش ببندد که گویی دارکوبی است که همینطور بی هیچ دلواپسی به  تنهء درخت می کوید و یایک سامورایی است که شمشیر به دست خیز بر میدارد سمت دشمن . این ناگهانی و یکبارگی نزول هایکو در واقع حاصل اشراق ناگهانی به چیستی پدیده ها است که جایی برای تفکر باقی نمی گذارد ، یعنی پیش از اینکه عقل فرصت حضور یابد ذهن کار خودش را کرده است.<br />
خانم چیونی در این هایکو زنده بودن و جنب و جوش آنچه را در آب دریا در دستش گرفته اینجا به ما نشان می دهد :</p>
<p>هرچه بر می دارم<br />
می جنبد و زنده است<br />
در کِشندِ آب</p>
<p>آیا در حالت جزر آب و یا موقعی که موج دریا به سمت دریا بر می گردد یک مشت ریگ دریا را در مشت هایتان تجربه کرده اید؟ انگار که ریگ ها در کف دست شما می جنبند و مایل اند که به سمت دریا روند.<br />
هایکو در مورد خلقت است و هر آنچه در این دنیا خلق شده و محدود به کوه ها و رود ها و گل ها نیست .</p>
<p>می خوابم ، بیدار می شوم<br />
دراین بسترِ پَهن ، دریغ از کسی<br />
با او قسمت کنم</p>
<p>نمود های خلقت هم حضور دارند و هم غایب اند :</p>
<p>به تماشای ماه<br />
بی بچه ای<br />
بر زانوی من                               ( اونیتسورا)</p>
<p>بید افتاد<br />
مرغان ماهی خوار<br />
دیگر نمی آیند                          ( شیکی )</p>
<p>خلقت می توان دیدار و یا وداع باشد</p>
<p>با مترسک<br />
همین آن آشنا شدم<br />
حال هم جدا می شویم                   ( ایزن )</p>
<p>هایکو می تواند یک موسیقی باشد قدیمی تر از زمان .</p>
<p>پشت قله ها<br />
شب محو می شود<br />
نعرهء آهو                        ( کیوکوسی)</p>
<p>می تواند هایکو یک خشم باشد :</p>
<p>توفان پاییز<br />
عقاب را کَله پا کرد<br />
لب صخره                       (ریوتا)</p>
<p>هایکو می تواند نرم و لطیف باشد :</p>
<p>بی صدا<br />
باران شامگاه آرام<br />
مِه میان علفزار                    ( بوسون)</p>
<p>هایکو می تواند کنشی منزه و مقدس باشد :</p>
<p>دست بر دست<br />
غوک<br />
دعا می خواند      ( سوکان)</p>
<p>گاه هایکو هم خالی و تهی است هم پُر و پیمان است :</p>
<p>صبح مِه آلود<br />
آواره بر موج بلند<br />
یک زورق خالی                           (O Mabson Southard)</p>
<p>هایکو را هر کجا می توان پیدایش کرد ، فقط باید ببینیم میرسی الیاد چه گفته است ؟  الیاد ( ۱۹۰۷-۱۹۸۶ ) محقق و پژوهشگر در حوزهء ادیان است که اصلا در رومانی به دنیا آمد و در آمریکا بدرود حیات گفت .<br />
او در کتاب خودش بنام &#8220;ذن در هنر ژاپن &#8220;می گوید : هاسومی متوجه شد که هنر راهی است به مطلق ها .آیین چای و دیگر انواع هنر مثل شعر ، نقاشی ، خوشنویسی ، مجسمه سازی و گل آرایی ( ایکبانا) یک فن و شگرد روحانی &#8211; معنوی را تشکیل می دهد که مقصود همهء آنها رسیدن به تجربهء نیروانا در زندگی روزمره است .نیروانا یک حالت ایده آل هارمونی و رهایی است که نصیب انسان می شود وقتی باطبیعت همنوا می شود.بعبارت دیگر نیروانا رهایی از جهل و نادانی و روی برگرداندن از هر چه رنگ تعلق دارد ، شاید این بیت حافظ نمود نیروانا باشد .</p>
<p>غلام همت آنم که زیر چرخ کبود<br />
زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است  ( حافظ )<br />
بله ، هایکو بخشی از زندگی روزمره است ، در کوچه و بازارهیچ چیزی جز یک دفتر یادداشت و یک مداد در دست های یک شاعر هایکو او را از دیگران متمایز نمی کند .او که شاعر هایکو است در آن صبح مفروض شاید دچار یک تجربهء نیروانا شده است و یا دارد وارد آن لحظهء دلنشین می شود اما ظاهر او با دیگران فرقی ندارد ، آرام کار خودش را می کند.<br />
مردراه هایکو بارها و بارها ما را در این راه متوقف می کند ، رخت از تن ما بر می کشد ، پول و ساعت و مدارک هویت ما را بر می دارد و مارا متحیر و لال در این راه باقی می گذارد که مثل بچه های سر راهی عریان و برهنه به اطراف چشم می دوزیم .او با اینکار به ما این رخصت را می دهد که در برهنگی خودمان حیرت کنیم ، در حیرت هستی و دنیا غوطه ور شویم ، به آسمان بنگریم ، به ماه و همهء این نگاه ها نگاه تازه ای است که انگار برای نخستین بار است آنها را می بینیم.<br />
سپس هر چه از ما گرفته به طرف ما پرت می کند و هی به ما می خندد و ما همینطور که دوباره سر و وضع خودمان را مرتب می کنیم می فهمیم که هیهات ! دنیا عوض شده است ! آنگاه لبخندی بر لبانمان می نشیند و می بینیم که انگار ما هم عوض شده ایم !<br />
آری هایکو اینچنین است ، نیروانا آنچنان معمولی و ساده اتفاق می افتد به سادگی باز و بسته کردن یک چتر و به سادگی پا گذاشتن بی هوا بر حلزونی در راه .<br />
به حقیقتی که هراکلیتوس گفت گوش کرده اید ؟ &#8220;شما هرگز دوبار بر یک رود قدم نخواهید گذاشت &#8221; این حقیقتی است که هر روز با هایکو نویس زندگی می کند چیزی که از الزامات زیبایی شناسی در آگاهی هایکو است :</p>
<p>باد پاییز ،<br />
بر سنگِ قبرِ خیس پیدا می شود<br />
یک به یک حروف                                ( یامازاکی هیسائو )</p>
<p>مینای زرد<br />
رنگِ دیگری هم هست ؟<br />
رنگِ آفتاب                 (طالبیان)</p>
<p>مینای زرد<br />
رنگ دیگری شده ای<br />
آفتاب غروب                     (طالبیان)</p>
<p>و یا هایکو می تواند همین تصویر باشد که علی جهانگیری دهم دیماه در جنگل های شمال می بیند که بیدمشک زودهنگام شکوفه کرده است ،شاید صدای کوکو از خواب زمستان بیدارش کرده .</p>
<p>بید مشک هم<br />
تابِ خوابِ زمستان نداشت<br />
پاییز که رفت                    ( طالبیان)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1390/10/25/eshragh-haiku/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گریزی به احتمال کاربرد صناعات ادبی در هایکو</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1390/10/16/01-2/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1390/10/16/01-2/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 06 Jan 2012 19:41:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jps</dc:creator>
				<category><![CDATA[هایکو]]></category>
		<category><![CDATA[چیستی هایکو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=1659</guid>
		<description><![CDATA[مسیح طالبیان/ این روزها در مورد شعر کوتاه و هایکو مصاحبه های زیادی در سایت های اینترنتی منتشر می شود که هر از گاه به این نکته اشاره می شود که &#8220;هایکو&#8221; حوزهء کاربرد صناعات ادبی نیست و یا گزاره های مشابهی شبیه به همین مضمون .بدین لحاظ دوباره به هایکوهای ژاپنی نظری انداختم تا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مسیح طالبیان/</p>
<p>این روزها در مورد شعر کوتاه و هایکو مصاحبه های زیادی در سایت های اینترنتی منتشر می شود که هر از گاه به این نکته اشاره می شود که &#8220;هایکو&#8221; حوزهء کاربرد صناعات ادبی نیست و یا گزاره های مشابهی شبیه به همین مضمون .بدین لحاظ دوباره به هایکوهای ژاپنی نظری انداختم تا بدین ترتیب به صحت و سقم اینگونه برداشت  ها از هایکو برسم.<br />
جلد سوم کتاب هایکو اثر پروفسور بلایت و مجموعه هایکوهای ماتسو باشو را با هم ورق می زنیم شاید چیزی دستگیرمان شود .<br />
این بخش از کتاب بلایت در مورد شبنم( dew)  است .<br />
never frget<br />
the lonely taste<br />
of the white dew<br />
هرگز<br />
طعم تنهایی شبنم سفید<br />
فراموش نکن</p>
<p>این هایکوراباشو درژانر ادیبانه برای خودش نوشته است.اما مگراو از چه رنج می برد؟ آیا از رنج های بر دوش خودش خسته شده؟ و یا چیز مهمتری او را به خود مشغول کرده ؟بلایت می گوید که دلمشغولی باشو معنای تراژیک خود زندگی و حیات است که طعم تلخ کوتاهی حیات را متبادر می کند که در دانهء سفید شبنم هویدا است ، زندگی کسانی است که در اطراف ما می آیند و می روند وگویی همچون عمر شبنمی ما را به خود مشغول می کنند.باشو این ویژگی شبنم و حیات ، یعنی پوچی و ناپایداری آن را عمیقا درک می کند و با غم و اندوه آن را در قالب استعاره به بیان می کشد.باشو با درک این واقعیت در آتش و شعله نمی سوزد بلکه بی شعله ای در خاکستر خود دود می کند و اینچنین می سوزد.بغیر از استعاره ای که باشو در اینجا بکار گرفته است آیا (طعم تنهایی) جز یک صنعت ادبی است؟<br />
هایکوی بعدی را یوسا بوسون نوشته است :<br />
the ink-stone,receiving<br />
the dew of the chrysanthemum<br />
the life of it !<br />
دَوات<br />
شبنم داوودی گرفت<br />
جان او<br />
شان نزول این هایکو بدینقرار است که بوسون در فصل داوودی ها ( پاییز) برای دیدن دوستی رفته بود.دوستش کاغذ و قلم مو و دوات کهنه ای مقابل او گذاشت و گفت برایم شعری بنویس. چون دوات خشک بود رفت سراغ داوودی ها و از شبنم نشسته بر آن ها ریخت در دوات تا رسوب جوهر را دوباره مرکب کند و بعد این هایکو برای دوستش با شبنم داوودی ها نوشت .بعبارت دیگر با ریختن شبنم داوودی ها بر جوهر خشک شده عمر دوباره و جان تازه به دوات بخشید.آیا بوسون در این هایکو از صنعت شخصیت بخشی به اشیا استفاده نکرده است؟ که دوات جان شبنم را بگیرد و خود زنده شود؟<br />
هایکوی بعدی را ماسااُکو شیکی در چشمه های آب گرم ناحیه یودا می نویسد:<br />
in the white dew<br />
four or five houses<br />
a hamlet<br />
بر شبنم سفید<br />
چار تا پنج خانه<br />
دهکده ای است</p>
<p>شیکی با این هایکو می خواهد ادراک ما از شبنم را وسعت بخشد. قطره های شبنمی که بر برگ های نیلوفر آبی می نشیند و یا بر نوک غلاف علف مقابل چشم های ما می لرزد.این شبنم همه جا را فراگرفته است ، همهء هستی را و همهء این روستایی که فقط چهار تا پنج خانوار در آن زندگی می گذرانند .با توجه به زندگی تراژیک ماسااُکو شیکی که می داند به همین زودی با بیماری سل از این دنیا خواهد رفت آیا استعاره ای از هستی را در هایکو نقش نبسته؟<br />
هایکوی بعدی را کوبایاشی ایسا در مرگ چهارمین فرزندش می نویسد که سه فرزند او پیش از این مرده اند :<br />
this dewdrop world<br />
it may be a dewdrop<br />
and yet,and yet<br />
این دنیای شبنم<br />
شبنمی است شاید<br />
چرا هنوز،چرا هنوز</p>
<p>تعالیم بودیست می گوید که این دنیا یک دنیای گذرا و شناور است که نباید به آن دل بست و فقط باید به چیز های ابدی و ازلی تکیه کرد.ایسا در این هایکو به تعالیم بودیست های فرقهء ( سرزمین جاوید = بهشت ) تردید می کند و خود را وابسته به فرقه ای که معتقد به ذن بودیسم است نشان می دهد.آنها که می گویند همین دنیا همان دنیای ابدی و ازلی است و معنای زندگی همین اکنون و همینجا است که ما جان بودا را زندگی می کنیم .<br />
و باز هم یک هایکوی دیگر از کوبایاشی ایسا :<br />
from the white dewdrops<br />
learn the way<br />
to the pure land</p>
<p>از شبنم های سفید<br />
طریق راه بیاموز<br />
به سرزمین جاوید</p>
<p>این هایکورا هم کوبایاشی ایسا نوشته است :<br />
the dewdrops are vanishing<br />
more seeds of hell<br />
to be sown today<br />
با محوشبنم ها<br />
بذرعالم اموات هرچه بیش<br />
امروزکاشته می شود</p>
<p>آیا &#8220;بذر عالم اموات &#8221; استعاره ای از مرگ نیست؟ و در کل آیا این هایکو استعاره ای از دنیای فانی و زودگذر نیست؟<br />
این هایکو را یوسا بوسون نوشته است .باید متذکر شوم که یوسا بوسون به دلایل نا معلومی از یک طرف عاشق زادگاه خویش است و از طرف دیگر چشم دیدن آنجا را ندارد .او خود در قطعه نثری راه به زادگاهش را راه خاربوته ها توصیف کرده است .<br />
white dew on the bramble<br />
one drop<br />
on each thorn</p>
<p>شبنم سفید<br />
بر بوتهء خار ، قطره ای<br />
بر هر خار</p>
<p>این هایکو را ماسااُکو شیکی نوشته است :<br />
morning dew<br />
smoke from the cooking rice<br />
creeps over the grass<br />
شبنم صبحگاهان<br />
می خزد دود بر علفزار<br />
از پُخت برنج</p>
<p>این هایکو را یوسا بوسون نوشته است که کاملا یک هایک.ی تخیلی است :</p>
<p>the ends of the warrior,s bows<br />
as they go,brushing<br />
the dew</p>
<p>نوک کمان جنگاوران<br />
همین که درگذرند ،می کشند<br />
بر دانهء شبنم</p>
<p>این هایکو را رانستسو (Ransetsu)نوشته است :<br />
dance from one blade of grass<br />
to another<br />
pearls of dew<br />
از این غلاف<br />
به آن غلافِ علف می رقصد<br />
دُرهای شبنم</p>
<p>خانم چیونی این هایکو را نوشته است:<br />
the dew of the rouge flower<br />
when it is spilled<br />
it is simply water<br />
شبنم گل سرخ<br />
آنگاه که فرو ریخت<br />
فقط آب است</p>
<p>این هایکو استعاره ای از عشق و با هم بودن است ، هر کدام از دو طرف که در نردهء عشق ببازند ، این زیبایی عشق است که از بین می رود .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1390/10/16/01-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هایکو  کدام نگاه به طبیعت است؟</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1390/10/16/02-2/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1390/10/16/02-2/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 06 Jan 2012 10:46:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jps</dc:creator>
				<category><![CDATA[هایکو]]></category>
		<category><![CDATA[چیستی هایکو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=1662</guid>
		<description><![CDATA[مسیح طالبیان/ شاعران در حوزهء هایکو نویسی باگرایش های متنوعی روبرو هستند که بستگی به نوع شهود و ژرفای زیبایی شناسی آنها به یک یا چند از این گرایش ها چنگ می اندازند .هریک از این شاعران با داعیه و توجیه خاص خودشان بر هایکو بودن و یا نبودن یک شعر سه سطری داوری می [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">مسیح طالبیان/</p>
<p style="text-align: justify;">شاعران در حوزهء هایکو نویسی باگرایش های متنوعی روبرو هستند که بستگی به نوع شهود و ژرفای زیبایی شناسی آنها به یک یا چند از این گرایش ها چنگ می اندازند .هریک از این شاعران با داعیه و توجیه خاص خودشان بر هایکو بودن و یا نبودن یک شعر سه سطری داوری می کنند.<br />
عزیمت هایکو به غرب و از آنجا به دیگر نقاط دنیا در پایان قرن نوزهم و دههء نخست قرن بیستم اتفاق افتاد.آشنایی غرب با هایکو درست زمانی اتفاق می افتد که موج ایماژیسم در آنجا با تئوری های اذراپوندپا می گیرد .با اینکه اثری از اذرا پونددر حوزهء هایکونویسی بصورت مکتوب وجود ندارد اما تئوری های او در مکتب ایماژیسم دستمایهء اغلب شاعران هایکو در دههء های بعدی قرن بیستم می شود.اما در دههء ششم از قرن بیستم است که شاعران ومنتقدین آمریکایی و غربی سخت بر روزمرگی ، یکنواختی و دردِ تکرار در هایکوی غرب از یکسو و انحراف هایکوی غرب از زیبایی شناسی عمیق و ژرف هایکوی ژاپن واقف می شوند .در این هنگام است که انجمن هایکو نویسان آمریکا و کانادا تاسیس می شود تا راهگشای این حوزه از هنر باشند.<br />
گرچه ممکن است پیش از دههء شصت خورشیدی در ایران کسانی با این ژانر از شعر آشنایی مختصری پیدا کرده باشند اما هیچ اثر مکتوب و تئوریک در مورد هایکو در ایران منتشر نمی شود و بیشتر نُقل محفل بعضی از شاعران بوده است تا اینکه به همت ع.پاشایی و زنده یاد احمد شاملو نخستین ترجمه از بخشی از آثار پروفسور بلایت بنام &#8220;هایکو ، شعر ژاپنی از آغاز تا امروز&#8221; پرده از این &#8220;بی خبری&#8221; از ژانر جدید بر می گشاید اما کماکان چیستی هایکو برای علاقمندان به این ژانرپوشیده می ماند.<br />
با طلیعهء عصر جدید در ارتباطات و خصوصا اینترنت شاعران وجوان های زیادی به هایکونویسی در ایران گرایش پیدا می کنند و آثاری بعنوان ترجمه منتشر می شود و آثار دیگری بعنوان تمرین بومی شاعران ایرانی در این ژانر به دست علاقمندان این حوزه می رسد.اما در این میان کار تئوریک و &#8220;ساختار شکنی&#8221; هایکو برای شناخت &#8220;ساختار&#8221; آن کماکان مسکوت می ماند.<br />
می توان اذعان داشت که خوشبختانه شاعران جوان در کشور ما ایران ،امروزه درتعامل با شاعران غربی بواسطهء امکانات اینترنت و خصوصا فیس بوک گاهی به نوشتن آثاری دست می زنند که آثار آنها همپای نمونهء شاعران مطرح در غرب و ژاپن است .<br />
بدین لحاظ وقت را غنیمت می دانم که پاره ای از نکات تاریخی و تئوریک هایکو را که حاصل مطالهء این حقیر در چیستی هایکو است در ساسله مقالات مختلف با دوستان</p>
<p style="text-align: justify;">این بخش نخست از مقالهء<a href="http://s1.picofile.com/file/7200329565/Nature_of_Haiku.pdf.html"><strong> &#8220;هایکو ، کدام نگاه به طبیعت است ؟&#8221;</strong></a> تقدیم شما دوستداران هایکو .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1390/10/16/02-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ده هایکو برای گل آفتابگردان</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1389/05/29/haiku-8/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1389/05/29/haiku-8/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Aug 2010 09:18:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jps</dc:creator>
				<category><![CDATA[هایکو]]></category>
		<category><![CDATA[ترجمه شعر ژاپنی به فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[ترجمه هایکو به فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[سید آیت حسینی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=1083</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه از ژاپنی: سیدآیت حسینی ۱ 太陽に 叱られて立つ 向日葵か ❋اینوما توئورو ❋古沼徹 همچنان ایستاده جلوی سرزنش آفتاب گل آفتابگردان ۲ 私の部屋 のぞかないでよ 向日葵 ❋ایوا شیتا اِمی کو ❋岩下恵美子 اتاق مرا دزدکی نگاه نکن گل آفتابگردان ۳ 大向日葵 なぜきみひとり 項垂れて ❋تاته ایوا توشی ئو ❋立岩利夫 آفتابگردان بزرگ چرا فقط تو از پا افتاده‌ای ۴ 向日葵の 百の眼をもつ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>ترجمه از ژاپنی:</h4>
<h4>سیدآیت حسینی</h4>
<h4 style="text-align: center;"><img id="il_fi" class="aligncenter" src="http://farm2.static.flickr.com/1368/756080329_576e462581.jpg?v=0" alt="" width="500" height="324" /></h4>
<h4>۱</h4>
<h4><strong>太陽に</strong><strong> </strong></h4>
<h4><strong>叱られて立つ</strong><strong> </strong></h4>
<h4><strong>向日葵か</strong><strong> </strong></h4>
<h4>❋اینوما توئورو</h4>
<h4>❋古沼徹</h4>
<h4><strong>همچنان ایستاده</strong><strong> </strong></h4>
<h4><strong>جلوی سرزنش آفتاب</strong><strong> </strong></h4>
<h4><strong>گل آفتابگردان</strong></h4>
<h4><strong><br />
</strong></h4>
<h4>۲</h4>
<h4><strong>私の部屋</strong><strong> </strong></h4>
<h4><strong>のぞかないでよ</strong><strong> </strong></h4>
<h4><strong>向日葵</strong></h4>
<h4>❋ایوا شیتا اِمی کو</h4>
<h4>❋岩下恵美子</h4>
<h4><strong>اتاق مرا</strong></h4>
<h4><strong>دزدکی نگاه نکن</strong></h4>
<h4><strong>گل آفتابگردان</strong></h4>
<h4>۳</h4>
<h4><strong>大向日葵</strong></h4>
<h4><strong>なぜきみひとり</strong></h4>
<h4><strong>項垂れて</strong></h4>
<h4>❋تاته ایوا توشی ئو</h4>
<h4>❋立岩利夫</h4>
<h4><strong>آفتابگردان بزرگ</strong></h4>
<h4><strong>چرا فقط تو</strong></h4>
<h4><strong>از پا افتاده‌ای</strong></h4>
<h4>۴</h4>
<h4><strong>向日葵の</strong></h4>
<h4><strong>百の眼をもつ</strong></h4>
<h4><strong>一本気</strong></h4>
<h4>❋ساتو ماساکو</h4>
<h4>❋佐藤昌子</h4>
<h4><strong>به یک جا می‌نگرد</strong></h4>
<h4><strong>گل آفتابگردان</strong></h4>
<h4><strong>با صد چشم</strong></h4>
<h4>۵</h4>
<h4><strong> </strong></h4>
<h4><strong>顔よりも</strong></h4>
<h4><strong>大き向日葵</strong></h4>
<h4><strong>抱く少女</strong></h4>
<h4>❋کوری­یاما کِی کو</h4>
<h4>❋栗山恵子</h4>
<h4><strong>در آغوش دخترک</strong></h4>
<h4><strong>گل آفتابگردانی</strong></h4>
<h4><strong>بزرگ‌تر از صورتش</strong></h4>
<h4><img src="http://japanstudies.ir/data/uploads/SunflowerGrowing.gif" alt="" /></h4>
<h4>۶</h4>
<h4><strong>向日葵の</strong></h4>
<h4><strong>千の笑顔に</strong></h4>
<h4><strong>振り向けり</strong></h4>
<h4>❋اودا نوری‌ئو</h4>
<h4>❋宇田紀代</h4>
<h4><strong>به عقب نگاه می‌کنم</strong></h4>
<h4><strong>صورت خندان</strong></h4>
<h4><strong>هزار آفتابگردان</strong></h4>
<h4>۷</h4>
<h4><strong>向日葵の</strong></h4>
<h4><strong>万に見られて</strong></h4>
<h4><strong>ゐる不安</strong></h4>
<h4>❋سومی‌دا کیوکو</h4>
<h4>❋隅田享子</h4>
<h4><strong>هزاران گل آفتابگردان</strong></h4>
<h4><strong>مرا نگاه می‌کنند</strong></h4>
<h4><strong>دلواپسی</strong></h4>
<h4>۸</h4>
<h4><strong>向日葵の</strong></h4>
<h4><strong>花首疲れ</strong></h4>
<h4><strong>陽が沈む</strong></h4>
<h4>❋تاچی‌با ناساکی</h4>
<h4>❋橘沙希</h4>
<h4><strong>خسته می‌شود</strong></h4>
<h4><strong>گردن آفتابگردان</strong></h4>
<h4><strong>غروب خورشید</strong></h4>
<h4>۹</h4>
<h4><strong>絵日記の</strong></h4>
<h4><strong>向日葵の瞳の</strong></h4>
<h4><strong>笑ひけり</strong></h4>
<h4>❋نوماگوچی نوموگی‌فو</h4>
<h4>❋沼口蓬風</h4>
<h4><strong>بچه‌ها مسخره می‌کنند</strong></h4>
<h4><strong>گل آفتابگردان</strong></h4>
<h4><strong>دفتر خاطراتم را</strong></h4>
<h4>۱۰</h4>
<h4>❋矢崎すみ子</h4>
<h4><strong>向日葵の</strong></h4>
<h4><strong>かたちに風の</strong></h4>
<h4><strong>リフレイン</strong></h4>
<h4>❋یازاگی سومی‌کو</h4>
<h4><strong>بر پیکر آفتابگردان</strong></h4>
<h4><strong>ترجیع‌بندِ باد</strong></h4>
<p style="text-align: right;" dir="ltr"><div class="wikibox"><h3 class="wikititle">هایکو</h3><p class="wikiright"><a href="http://bsurprised.com/2010/09/wp-wikibox-wordpress-plugin/" title="Powered by BSurprised WP-WikiBox"><img src="http://japanstudies.ir/wp-content/plugins/wp-wikibox/images/wb.png" alt="Powered by BSurprised WP-WikiBox" style="border-width:0" title="Powered by BSurprised WP-WikiBox" /></a> <a href="http://creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/" title="Wikipedia article licensed under a Creative Commons Attribution-ShareAlike 3.0 Unported License"><img src="http://japanstudies.ir/wp-content/plugins/wp-wikibox/images/cc.png" alt="Creative Commons License" style="border-width:0" title="Wikipedia article licensed under a Creative Commons Attribution-ShareAlike 3.0 Unported License" /></a> از دانشنامه آزاد <a rel="nofollow" title="ویکی‌پدیا" href="http://fa.wikipedia.org/">ویکی‌پدیا</a> <a rel="nofollow" class="wikilink" title="مشاهده در ویکی‌پدیا" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/هایکو">[+]</a> <span class="wikimore"><a rel="nofollow" class="wikilink" title="ادامه..." href="http://fa.wikipedia.org/wiki/هایکو">[...]</a></span></p></div></p>
<div class="wikibox"><h3 class="wikititle">俳句</h3><p class="wikiright"><a href="http://bsurprised.com/2010/09/wp-wikibox-wordpress-plugin/" title="Powered by BSurprised WP-WikiBox"><img src="http://japanstudies.ir/wp-content/plugins/wp-wikibox/images/wb.png" alt="Powered by BSurprised WP-WikiBox" style="border-width:0" title="Powered by BSurprised WP-WikiBox" /></a> <a href="http://creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/" title="Wikipedia article licensed under a Creative Commons Attribution-ShareAlike 3.0 Unported License"><img src="http://japanstudies.ir/wp-content/plugins/wp-wikibox/images/cc.png" alt="Creative Commons License" style="border-width:0" title="Wikipedia article licensed under a Creative Commons Attribution-ShareAlike 3.0 Unported License" /></a> از دانشنامه آزاد <a rel="nofollow" title="ویکی‌پدیا" href="http://ja.wikipedia.org/">ویکی‌پدیا</a> <a rel="nofollow" class="wikilink" title="مشاهده در ویکی‌پدیا" href="http://ja.wikipedia.org/wiki/俳句">[+]</a></p><p><b>俳句</b>（はいく）とは、五・七・五の<a rel="nofollow" href="http://ja.wikipedia.org/wiki/%E3%83%A2%E3%83%BC%E3%83%A9" title="モーラ">モーラ</a>から成る<a rel="nofollow" href="http://ja.wikipedia.org/wiki/%E6%97%A5%E6%9C%AC%E8%AA%9E" title="日本語">日本語</a>の<a rel="nofollow" href="http://ja.wikipedia.org/wiki/%E5%AE%9A%E5%9E%8B%E8%A9%A9" title="定型詩">定型詩</a>であり、。<b>十七文字</b>（じゅうしちもじ）、<b>十七音</b>（じゅうしちおん）、<b>十七語</b>（じゅうしちご）とも呼ばれる。俳句を詠む（作る）人を<a rel="nofollow" href="http://ja.wikipedia.org/wiki/%E4%BF%B3%E4%BA%BA" title="俳人" class="mw-redirect">俳人</a>と呼ぶ。 <span class="wikimore"><a rel="nofollow" class="wikilink" title="ادامه..." href="http://ja.wikipedia.org/wiki/俳句">[...]</a></span></p></div>
<div class="wikibox"><h3 class="wikititle">Haiku</h3><p class="wikiright"><a href="http://bsurprised.com/2010/09/wp-wikibox-wordpress-plugin/" title="Powered by BSurprised WP-WikiBox"><img src="http://japanstudies.ir/wp-content/plugins/wp-wikibox/images/wb.png" alt="Powered by BSurprised WP-WikiBox" style="border-width:0" title="Powered by BSurprised WP-WikiBox" /></a> <a href="http://creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/" title="Wikipedia article licensed under a Creative Commons Attribution-ShareAlike 3.0 Unported License"><img src="http://japanstudies.ir/wp-content/plugins/wp-wikibox/images/cc.png" alt="Creative Commons License" style="border-width:0" title="Wikipedia article licensed under a Creative Commons Attribution-ShareAlike 3.0 Unported License" /></a> از دانشنامه آزاد <a rel="nofollow" title="ویکی‌پدیا" href="http://en.wikipedia.org/">ویکی‌پدیا</a> <a rel="nofollow" class="wikilink" title="مشاهده در ویکی‌پدیا" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Haiku">[+]</a> <span class="wikimore"><a rel="nofollow" class="wikilink" title="ادامه..." href="http://en.wikipedia.org/wiki/Haiku">[...]</a></span></p></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1389/05/29/haiku-8/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چند نکته درباره هایکوی فارسی</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1388/12/24/haiku-7/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1388/12/24/haiku-7/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 15 Mar 2010 06:57:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>masih</dc:creator>
				<category><![CDATA[هایکو]]></category>
		<category><![CDATA[مسیح طالبیان]]></category>
		<category><![CDATA[هایکوی فارسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=813</guid>
		<description><![CDATA[چند نکته در بارهء هایکو با مروری کوتاه در فضای مجازی اینترنت این روزها متوجه خواهیم شد که جذبه های هایکوگریبان شاعران ایرانی را هم گرفته است و این خود از یک طرف خبر خوشی است اما از طرف دیگر یک اشکال عمده وجود دارد که به دلیل مشخص نبودن معیار ها و زیبایی شناسی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="aligncenter size-full wp-image-812" src="http://japanstudies.ir/data/uploads/2010/03/6315267-sm1.jpg" alt="6315267-sm" width="200" height="165" /></p>
<p>چند نکته در بارهء هایکو</p>
<p>با مروری کوتاه در فضای مجازی اینترنت این روزها متوجه خواهیم شد که جذبه های هایکوگریبان شاعران ایرانی را هم گرفته است و این خود از یک طرف خبر خوشی است اما از طرف دیگر یک اشکال عمده وجود دارد که به دلیل مشخص نبودن معیار ها و زیبایی شناسی هایکو در اکثر سایت ها و وبلاگ های فارسی سه پاره هایی که گاهی در شمایل شعر هستند بعنوان هایکو معرفی می شوند .<br />
چنانچه شاعر هایکو با پیشینه این شعر و تکنیک های آن آشنا نباشد در آنصورت به جای شکار لحظه و سرودن آن در قالب هایکو با زبان شعر به سراغ لحظه های ناب هایکو خواهد رفت و روح و جان هایکو را فدای داوری ها و کلمات قصار خود میکند ولاجرم این دردانهء هنر شرق فرصت شکوفایی در فرهنگ ایرانی را از دست میدهد .<br />
گاهی با دست اندر کاران هایکوی فارسی در وبلاگ های ایرانی پیغامی رد و بدل می کنم ودر پاسخ انتقاد هایم شاعران این سه پاره ها می گویند که : ای اقا ما داریم هایکوی مدرن می نویسیم ، شما هنوز اسیر هایکوی کلاسیک هستید !! انگار که شما از زمان عقب افتاده اید !!<br />
حالا اگر از این دوستان بپرسیم هایکوی کلاسیک چیست ؟ پاسخ می دهند که هایکوی کلاسیک فصل واژه دارد و ذهنیت شاعر در آن نقشی ندارد !!!<br />
و چنانچه از آن ها بپرسیم که شاعران و منتقدین ژاپنی به کدام بخش از هایکوی کلاسیک نقد داشتند ؟ و چگونه شعری را مناسب قرن بیستم و اینک در قرن بیست و یکم مناسب هایکو می دانند چیزی برای گفتن نخواهند داشت.<br />
اصلا اگر از آن ها بپرسیم که در حال حاضر چند درصد شاعران ژاپنی هایکوی مدرن می نویسند ؟ و چند ر صد آن ها در قالب کلاسیک هایکو می نویسند؟ باز با هیچ پاسخی مواجه نخواهیم شد چون در بطن شعر ژاپن و دنیای غرب نیستند.<br />
به نظر من شاعران ایرانی با ترجمه های ناقص هایکو با این فرم آشنا شده اند و لذا طبیعی است که همان فرم ناقص حاصل ترجمه را تقلید کنند و کاری به کار ساخت دقیق هایکو نداشته باشند.<br />
بدین لحاظ بود که وقت را غنیمت شمردم تا مختصری راجع به ساخت و زیر بنای زیبایی شناسی هایکو بنویسم شاید برای شاعران جوان مفید فایده باشد و شاهد شکار لحظه های ناب آن ها در هایکو باشیم تا اینکه سه پاره های نامفهوم و بی روح تحت عنوان هایکو نوشته شود.<br />
خانم رایش هولد شاعرهء آمریکایی –آلمانی و برندهء نشان سلطنتی شعر ژاپن یکی از الزامات هایکو را دو بخش بودن آن می داند که این مفهوم مورد نظر باشو نیز بوده است. بدین لحاظ او هایکو را به دو بخش تقسیم می کند ، یعنی اکثر هایکوهای خوب ژاپنی دارای دو بخش هستند  ( قطعه و عبارت ) .<br />
این بدان مفهوم است که اگر سه سطر هایکو را پشت سر هم بنویسم نباید به یک عبارت کامل تبدیل شود .دوبخشی بودن هایکو باعث می شود که یک سکوت نحوی بین دو بخش آن ایجاد شود .<br />
چون هایکو سه سطر دارد ، یکی از سطر ها &#8220;قطعه&#8221; را تشکیل می دهد که کاملا مستقل است و دو سطردیگر &#8220;عبارت&#8221; را می سازند.به دیگر سخن بخش کوتاه هایکو قطعه است و بخش بلند تر آن عبارت را تشکیل می دهد.<br />
این دو بخش بستگی به نوع تجربه ای که در قالب هایکو بیان می شود می تواند یکی در ابتدا نوشته شود و یا ممکن است همین بخش در انتهای هایکو ظاهر شود.<br />
به این هایکوی شهری توجه کنید ، لازم است گوشزد کنم که در مثال های زیر هدف شاعرانگی هایکو ها نیست بلکه هدف آشنا شدن با تکنیک های هایکو است لذا چنانچه هایکو های نمونه که اینجا اشاره می کنم  دارای روح و جان هایکوهای کلاسیک نیست منظور هایکو سرایی نبوده است بلکه بحث در فرم هایکو است :<br />
باد و بوران :<br />
برق می رود گاهی<br />
گاه می آید<br />
سطر نخست این هایکو همان بخش&#8221; قطعه &#8221; را تشکیل می دهد . و سطر های دوم و سوم رویهم بخش &#8220;عبارت &#8220;هایکو را می سازند .<br />
توجه کنید که اگر این سه سطر را پشت هم ردیف کنیم هیچگاه یک عبارت کامل نخواهد شد و خواننده پس از خواندن &#8221; باد و بوران &#8221; بالاجبار یک سکوت کوتاه بر لحن او حاکم می شود  و مخاطب این دو بخش را مستقل از هم حس می کند در حالیکه با هم در ارتباط تنگاتنگ قرار دارند.<br />
در هایکوی زیر بخش &#8220;قطعه&#8221; هایکو در سطر سوم آمده است و بخش&#8221; عبارت&#8221; سطر های نخست و دوم را به خود اختصاص داده است :<br />
دیوار گورستان<br />
عاجز از تاب ماندن است :<br />
داوودی های سفید</p>
<p>در این هایکو دو سطر اول و دوم عبارت هایکو را تشکیل می دهند و سطر سوم بخش &#8221; قطعهء &#8221; هایکو است .<br />
توجه داشته باشید که اگر یک حرف اضافه به ابتدای سطر سوم اضافه شود  مثلا &#8221; با داوودی های سفید &#8221; در آنصورت کل سه سطر هایکو یک جمله و یک عبارت می شود و آن ابهام لطیف و نازک که باید در هایکو مستتر باشد حذف می شود.<br />
لازم است بگویم که اکثر قریب به اتفاق هایکوی های فارسی که این روز ها نوشته می شود به سبب همین کاربرد بیجای حروف اضافه و پیشوند ها  ،کل  هایکو را به یک جملهء ساده نزول داده است و دست بالا به یک کلمهء قصار تبدیل شده است.</p>
<p>نکتهء خیلی مهم : در هایکو مفهومی هست بنام واژه یا عبارت لولا که اگر به درستی به کار گرفته شود در آنصورت سطر دوم می تواند دو نقش بازی کند ، یکی ادامه سطر نخست و رویهم با سطر نخست&#8221; عبارت&#8221; هایکو را تشکیل دهد و یا می تواند سطر دوم با سطر سوم تشکیل &#8220;عبارت&#8221; را بدهد و سطر اول نقش&#8221; قطعه&#8221; را داشته باشد . مثل همین هایکوی دیوار گورستان .<br />
تکنیک لولا یکی از تکنیک های ناب در هایکو است و بیشتر جذبه های مربوط به هایکو های ماندگار تاثیر همین واژه لولا و یا سطر لولا است.<br />
پس از نوشتن هایکو باید دوباره به بازخوانی آن ادامه داد شاید با حذف یک واژه می توان سطر دوم را به کیفیت عبارت لولا ارتقا داد که به جذبهء هر چه بیشتر هایکو منجر خواهد شد.<br />
در این نوع از هایکو ها این مخاطب است که بنابر نوع زیبایی شناسی خویش ترجیح می دهد سطر نخست را بعنوان قطعه در خوانش انتخاب کند و یا سطر سوم را .مثل این هایکو :</p>
<p>یاسمن ها<br />
چه فرق دارد کجا باشند<br />
کولی های فال فروش</p>
<p>این بحث ادامه دارد<br />
مسیح طالبیان<br />
تهران<br />
وبلاگ : <a href="http://matalebian.blogspot.com">http://matalebian.blogspot.com</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1388/12/24/haiku-7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>به بهانهء دفتر شعر «هایکوها از یک پدر و مادرند»</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1388/12/23/haiku-6/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1388/12/23/haiku-6/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 14 Mar 2010 06:43:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>masih</dc:creator>
				<category><![CDATA[هایکو]]></category>
		<category><![CDATA[سید رضا علوی]]></category>
		<category><![CDATA[مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[مسیح طالبیان]]></category>
		<category><![CDATA[نقد شعر]]></category>
		<category><![CDATA[هایکوی فارسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/1388/12/23/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad-%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86/</guid>
		<description><![CDATA[مسیح طالبیان/ به بهانهء دفتر شعر&#8221; هایکو ها از یک پدر و مادرند &#8221; انتشارات نیلوفر مولف : سید رضا علوی در آغاز دفتر شعر سید رضا علوی &#8220;هایکو ها از یک پدر و مادرند&#8221; که به تازگی توسط انتشارات نیلوفر به چاپ رسیده عبارت کوتاهی از شاعر قرن هفدهم ژاپن &#8220;ماتسو باشو&#8221; در صفحهء [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="aligncenter size-full wp-image-808" src="http://japanstudies.ir/data/uploads/2010/03/bee011.jpg" alt="bee01" width="400" height="351" />مسیح طالبیان/</p>
<p>به بهانهء دفتر شعر&#8221; هایکو ها از یک پدر و مادرند &#8221;<br />
انتشارات نیلوفر<br />
مولف : سید رضا علوی</p>
<p>در آغاز دفتر شعر سید رضا علوی  &#8220;هایکو ها از یک پدر و مادرند&#8221; که به تازگی توسط انتشارات نیلوفر به چاپ رسیده عبارت کوتاهی از شاعر قرن هفدهم ژاپن &#8220;ماتسو باشو&#8221; در صفحهء پنج این دفتر آمده است که عینا نقل می کنم : برای سرودن هایکو کودکی خردسال شوید !<br />
این عبارت همهء درس و نصیحت باشو به خیل مریدان و شاگردانش برای آفرینش هایکوی ناب بود و اگر به درستی توسط شاعر فهمیده شود در آنصورت سروده های او رنگ و بوی هایکو خواهد داشت .<br />
دوشاگرد و مرید باشو یکی بنام &#8220;دوهو&#8221; و دیگری &#8220;کیورای&#8221; بیشتر درس های باشو در باب هایکو را فی المجلس گرد آوری کرده اند و هر آنچه امروز از زبان باشو در مورد هایکو وجود دارد کار سترگ این دو شاعر است .<br />
منظور باشو از اینکه برای سرودن هایکو کودکی خردسال شوید ، بنا به یادداشت های کیورای بدین مضمون است که از چشم و دل یک کودک به هستی و دنیا نگاه کنید و پدیده ها را آنگونه که هست با زبان همین کودک نشان دهید بی اینکه ذهنیت شاعر بواسطه قضاوت و انگیختگی احساسات رمانتیک ، سانتی مانتال و شاعرانه آنچه را که در لحظهء هایکو برشهود شاعر نزول می کند تحت تاثیر قرار دهد . ندانستگی و تهی بودن ذهن یکی از ویژگی های شاعر هایکو است که به نوعی از ذن بودیسم سرچشمه می گیرد .<br />
نصیحت مهمتر باشو در باب سرودن هایکو این است که از&#8221; ساختن&#8221; هایکو دست بردارید ، هایکو ماحصل یک تجربه واقعی شاعر است با پدیده ها و به هیچوجه ذهنی نیست .هایکویی که ساخته می شود در فرهنگ ژاپن به آن&#8221; هایکوی پشت میزی &#8221; Table Haiku می گویند بدین مضمون که شاعر قلم به دست می گیرد و پشت میز کارش با استعانت از ذهن به ساختن هایکو غیر واقعی می پردازد .طبیعی است که این نوع هایکو در خوانش مجدد توسط خواننده نمی تواند به یک لحظهء ناب هایکو منجر شود و طبیعتا هیچ لذت شاعرانه ای هم در آن حضور نخواهد داشت.<br />
باشو می گوید که هایکو برشی از زمان و زندگی پدیده ها است که مختصات زمانی ، مکانی خاص خودش را دارد .کنت یاسودا Kenneth Yasuda محقق ژاپنی-آمریکایی در زمینهء شعر ژاپن و خصوصا هایکو ، می گوید که یک هایکو باید به سه پرسش بطور واضح پاسخ گوید : What?Who?Where ? ( اصطلاحا به فارسی می توانیم این سه پرسش را اینگونه مطرح کنیم که جریان چیست؟ چه کسی و یا چه چیزی سوژهء شعر است؟ و کجا این داستان اتفاق افتاده؟ و از همه مهمتر اینکه هایکو شعر لحظهء اکنون است بی مراجعه به گذشته و آینده.<br />
لذا چنانچه سید رضا علوی همین درس کوتاه باشو را در سرودن هایکو بکار می گرفت و به سه پرسش فوق در هایکو نظر داشت و همچنین هایکو هایش نتیجه یک تجربه واقعی بود در آن صورت و به یقین تعداد زیادی از سه پاره های گرد آوری شده در این کتاب را حذف می کرد ، از جمله نخستین شعر در صفحه ۱۳ این دفتر ( هایکو ها /از یک پدر و مادرند /پدر ایجاز، مادر تصویر) وعنایت بیشتری به شعرهای هم سنخ شعر دوم در همین صفحه داشتند ( ماه / بر ترک یابویی پیر /چه دیر صبح می شود ؟ ).<br />
نکتهء مهم دیگری که زیر بنای انبان واژگانی هایکو را تشکیل می دهد و هایکو نویسان فارسی کمتر به آن توجه کافی دارند این واقعیت است که اصولا ارتباط انسان با دنیای پیرامون از دودنیای واژگانی کاملا متفاوت  میسر می شود.یکی دنیای اشیا و چیز ها و پدیده ها ی واقعی و دیگری دنیای واژه ها و نشانه ها است.<br />
انسان در بدو تولد به واسطهء دنیای اشیا حس های خویش را منعکس ومنتقل می کند و هنوزخبری از نشانه ها و مفاهیم در ذهن او نیست .هر چه او بزرگتر می شود و ارتباط او با محیط گسترده تر می شود دنیای دیگری از واژه ها و نشانه ها بعنوان ابزار او برای انتقال و انعکاس حس هایش در ذهن او متولد می شود.<br />
درست همین جا است که منظور باشو از اینکه : : برای سرودن هایکو کودکی خردسال شوید ! کاملا روشن می شود که شاعر هایکو باید از انبان واژه های بی واسطه و مرتبط با اشیا و پدیده ها استفاده کند و دنیای نشانه ها و مفاهیم رادر حوزهء هایکو به کلی از ذهن خویش دور کند .<br />
با فرض نصیحت باشو که  برای سرودن هایکو کودکی خردسال شوید ! کدام کودک است که شعر سوم در همین صفحه ۱۳ را می تواند بنویسد؟ ( سعدی /از رندی حافظ کم می آورد / نه از استادی خودش ! ).<br />
در این عبارت ها ذهن و اندیشه های شاعر است که بیان شده و ربطی به لحظه های شهودی هایکو و دنیای اشیا و پدیده ها ندارد.<br />
شخصیت بخشی به اشیا در هایکو جایز نیست (تنبور /تمامی انگشتانم را / دوست دارد ) و درست به همین دلیل ساده است که شعر بیست و دوم در صفحه بیست متولد می شود (کوه / آستین بالا می زند /برای کبک دری ) که جز انعکاسی از قضاوت ها و برداشت های شاعر از پدیده ها نیست.<br />
این درست است که در اواخر قرن نوزدهم شاعرو منتقد بی باک و جوان ژاپنی ماسائوکو شیکی در نقد هایکوهای کلاسیک باشو وبوسون که فقط طبیعت بیرونی را دست مایه هایکو قرار می دادند بی محابا دنیای درون شاعر را نیز به این دست مایه اضافه کرد و بدین ترتیب نطفهء هایکوی مدرن پا گرفت . اما شیکی به یکباره اسیر ذهنیت شاعرانگی خویش نشد بلکه آنچنان حس های درونی انسانی را در همین قالب به عینیت طبیعت بیرونی گره زد که کماکان طبیعت بیرونی است که نقش عمده را در شعر ایفا می کند .آنگاه که در سی و چهار سالگی بر بستر بیماری است و نای بلند شدن از بستر را ندارد و آن بیرون  برف می بارد این هایکو را می نویسد : ( چندین و چند بار /پرس و جو کردم /برف تا کجا نشسته است ؟ ) و اینگونه حس درونی خویش را بی هیچ سانتی مانتالیزمی در قالب هایکو نقش می زند تا اینکه حقیقت زندگی که مرگ است اینچنین در شعر هفتاد و سوم ( صفحه سی و هفت دفتر شعر سید رضا علوی ) اسیر شاعرانگی شاعر نشود ( کاش /اینجا بودی و نمی آمد /قاصدک مرگ ).<br />
نکته دیگری که در هایکو باید مورد توجه قرار گیرد جایگاه سکوت یا کایریجی است .سکوت باعث می شود که اگر سه سطر هایکو را پشت سر هم در یک عبارت بنویسیم عبارت حاصل از لحاظ گرامری استمرار معنا نداشته باشد . اکثر شعر های این دفتر به گونه ای است که اگر سه سطر را پشت سر هم ردیف کنیم یک عبارت و گزاره کامل خواهد شد ، مثلا شعر شماره هفتاد و پنج  صفحه سی و هفت (نام رودی را که در آن غرق خواهم شد نمی دانم ).آیا این شعر ناگهانی لحظه ء شهود را منعکس می کند؟آیا پارامتر های زمان و مکان را با خود دارد ؟و یا یک گزارهء شاعرانه است ؟<br />
اما به هایکوی شماره هفتاد در صفحه ۳۶ توجه کنید ( خورشید مردادی /گاومیشی /تا گردن در آب ) ، این هایکو همه عناصر زمانی و مکانی هایکو را در خود مستتر دارد اما چون نتیجهء یک تجربه واقعی نبوده به جای آفتاب مردادی نوشته شده خورشید مردادی ؟ اصولا نیمروز است و گاومیشی به آب زده است اما در این فصل از سال و این موقع روز هیچ کس نمی تواند به خورشید نگاه کند ! اصلا خورشید این موقع روز جذابیتی ندارد . اما اگر آفتاب جایگزین خورشید شود هایکو به یک تجربه واقعی نزدیک می شودبا اینکه لحظهء پر شوری نیست .<br />
اگر سه سطر این هایکو را در یک سطر و یک عبارت پشت سر هم بنویسیم یک گزاره کامل نخواهد شد ، بدین لحاظ است که قالب این شعر قالب هایکو است .<br />
اصولا هایکو دو بخش دارد که این دو بخش با یک سکوت از همدیگر جدا می شوند و رزونانس و تشدیدی که این دو بخش و یا دو تصویر در ذهن خواننده ایجاد می کند لحظه حیرت هایکو برای خواننده دوباره بازسازی می شود درست همانگونه که برای شاعر در لحظه شهود اتفاق افتاده است .در این هایکو سکوت در پایان سطر نخست  است .گاهی سکوت  هایکو پایان سطر دوم اتفاق می افتد و دو سطر اول و دوم با هم یک تصویر را می سازند و سطر سوم بخش دوم هایکو را تشکیل می دهد مثل هایکوی شماره ۱۴۵ از همین دفتر صفحه ۶۱  (بر آب می روند /یاس های سفید /قوهای بامدادی ) . تصویر قوهای در پرواز بامدادی و تصویر یاس های سفید که بر آب می روند بدون اینکه از کلمه تشبیه در این هایکو استفاده شده باشد اولین چیزی که به ذهن خواننده تداعی می کند شباهت این دو تصویر است . بدین لحاظ است که کاربرد کلمه تشبیه بین دو تصویر و یا دوبخش هایکو مجاز نیست چه در غیر اینصورت هایکو به شعر تبدیل می شود و جایی برای حضور و مشارکت خواننده در تکمیل هایکو باقی نمی ماند.<br />
گاهی هم سکوت در پایان سطر سوم اتفاق می افتد و چاره ای برای هایکو وجود ندارد که فقط دارای یک بخش می شود و کلا به یک گزاره و یک تصویر تبدیل می شود ( اکثر هایکو های بوسون شاعر ژاپنی از این سنخ است چرا که او قبل شاعر بودن نقاش است و با هایکو نقاشی می کند )مثل هایکوی شماره ۱۸۱ در صفحه ۷۳ ( سگ ماخولیا/پارس می کند/حتی به خودش ).<br />
نکته دیگری که در این مجموعه شعر نادیده گرفته شده است فرق بین هایکو و سن ریو(Senryu) است .گاهی شاعر سن ریو نوشته است اما به گمان خود از آن بعنوان هایکو یادکرده است که بهتر آن بود که بخشی از این مجموعه شعر به هایکو اختصاص می یافت و بخش دیگری تحت عنوان سنریو ارایه می گردید . اهمیت این موضوع از آن جا ناشی می شود که هر سرودهء کوتاه را فقط به این دلیل ساده که به سه سطر کوتاه تقطیع شده نباید هایکو نامید.<br />
قبل از پرداختن به این موضوع بد نیست ببینیم ماکوتو اوئدا Makoto Ueda  از قول دوهو Doho ، شاگرد باشو راجع به هایکو چه می گوید : شعر چین و شعر غنایی ژاپن و دیگر انواع شعر در این خطه  اشیا و پدیده ها را فقط در وجه شاعرانهء آن ها آنقدر به کار گرفته اند و از وجوه دیگری این اشیا در زندگی واقعی آنچنان چشم می پوشند که هر گاه شعری با واژهء چکاوک آغاز شود مخاطب به فور بقیه ماجرا را قبل از ادامه شعر می تواند پیش بینی کند که این چکاوک حتما در میان شکوفه ها در منظری دلنشین چهچه می زند ! اما هایکو آنچه را که شعر در دنیای واقعی اشیا و پدیده ها نادیده می گیرد اما هایکو به آن ها می پردازد مثل این هایکو از باشو : چکاوک  / فضله  انداخت روی کیک / بر ایوان !</p>
<p>به همین سیاق در مورد سنریو با اینکه از لحاظ فرم شبیه هایکو است اما اصولا به مواردی می پردازد که در حوزهء هایکو نیست و یا به عبارتی آنچه را که هایکو دور می ریزد سنریو جمع می کند. هایکو با علوم و فلسفه و روانشناسی کاری ندارد اما سنریو با تناقضات و پارادوکس های درونی و بیرونی این حوزه ها سر و کار دارد و با چشم طنزبه آنها می نگرد و در ژانر های مختلفی سروده می شود ازقبیل روانشاسی ، فلسفه ،  فناپذیری زندگی ، زندگی روزمره ، کسب و کار مردم و هر چه در آن تناقض و طنز نهفته است .<br />
انسان واقعی اصولا پشت سایهء تناقضات و پارادوکس های خود پنهان است .کار سنریو آشکار کردن این تناقضات است .پروفسورانگلیسی آر.اچ.بلایت که حدود چهل سال در ژاپن برای فهمیدن فرهنگ و هنر ژاپن در آنجا زندگی و تحقیق کرد در کتاب تحقیقی &#8221;  زندگی و کاراکتر ژاپنی در شعر سنریو&#8221; می گوید که اگر با چشم خدا به پدیده ها و انسان نگاه کنیم و هر آنچه می بینیم و می فهمیم در قالب هایکو بیان کنیم ماحصل سنریو است .چشم خدا آن انسان واقعی را از پشت تناقضات و پارادوکس های محیط بر او بیرون می کشد و عریان نشان می دهد .<br />
شعر شماره ۶۰ در صفحه ۳۲ (مادر بزرگ/سواد نداشت /اگر داشت ، کودتا در کودتا ! ) یک سنریوی ناب است .<br />
لذا چنانچه با این دید به بیشتر شعر های این دفتر نگاه کنیم تعدادی سنریو در کنار تعدادی هایکو حضور دارند اما بیشتر سروده ها نه هایکو هستند و نه سنریو و چیزی جز کلمات قصار و یا گزاره های شاعرانه نیست.<br />
این شتابزدگی فقط در کار آقای سیدرضا علوی نیست که تراوشات ذهنی خویش را هایکو می نامد بلکه هر گاه شاعری از وادی شعر نو به حوزهء هایکو وارد شود این توهم از او دست بر نخواهد داشت. این توهم از آنجا ناشی می شود که هایکو رافقط در قامت چیستان ببینیم و در پایان دو سطر شاعرانه بایک پاسخ کوتاه وغافلگیر کننده شعر را ببندیم و آنگاه آن را هایکو بنامیم  مثل شعر شماره ۲۱۲  صفحه ۸۳(حیف ! /فانوس ها /به تاریکی خود نمی تابند ) . در واقع این شعر یک سنریو است و طنز نهفته در رفتار های انسانی را نشان می دهد که نشاندهندهء واعظ غیر متعظ است و یکی از سنریو های خوب این مجموعه به شمار می آید.<br />
از آنجا که ندانستگی شاعریکی از ویژگی های مهم نویسندهء هایکو است لذا تضمین از شعر و یا متن های دیگر نویسندگان و شاعران در هایکو مجاز نیست که مکرر در سروده های این دفتر با آن مواجه می شویم که خالی از لحظات ناب هایکو است .شعر شماره ۲۰۱ صفحه ۷۹ ( گربه ها /نام عبید را می شنوند/موش می شوند ! ).</p>
<p>حدود سی هایکوی خوب در این دفتر آمده است مثل هایکوی شماره ۱۷  صفحه ۱۸ (کرم ابریشم/طی می کند طول رود را /در برگی از توت ) که بهتر می بود اینطور نوشته میشد (کرم ابریشم/با آب رود می رود / روی برگ توت ) .<br />
استاد بهاء الدین خرمشاهی در مقالهء &#8221; شعر در ذات خویش کوتاه است&#8221; که در روزنامهء اعتماد ملی چندی پیش منتشر شد ، هایکوهای برتر!! مجموعه شعر سید رضا علوی را برشمرده اند که دست بر قضا گزیده های ایشان بنابرآنچه در بالا به آن اشاره شد یا اصلا هایکو نیستند و یا دست بالا در ژانر سنریو سروده شده است و بدین لحاظ لحظه های پرشور شهود هایکو را منعکس نمی کنند.برداشت های بهاءالدین خرمشاهی طبیعی است زیرا ایشان با نگاه شعر به هایکو می نگرد در صورتیکه هایکو اصولا شعر نیست وحد اقل از اوایل قرن بیستم شاخه ای در هنر را به خود اختصاص داده است مثل عکاسی ، نقاشی و گاهی سینما .<br />
بدین لحاظ است که شاعران هایکو را &#8220;نویسنده ء هایکو &#8221; می نامند و این بدان دلیل است که نویسنده هایکو بی کم و کاست شهود حاصل از مواجه شدن با پدیده ها را فقط می نویسد و از شم شاعرانگی خویش کمترین دخالتی در آن نمی کند.اینجا است که هایکو به عرفان نزدیک می شود و تا نویسنده هایکو عارفانه و صادقانه به اشیا و پدیده ها و حتی زندگی خویش متصل نباشد نمی تواند با چشم هایکو جهان را نظاره کند.<br />
عرفان بیش از حوزهء شعر بر زیر بنای زیبایی شناسانه ء خاص خود متکی است که این زیبایی ناشی از جمال و شکل و معنا نیست بلکه زیبایی &#8220;این چنینی&#8221; چیز ها و خلقت و زندگی است که ماتسو باشو شاعر و عارف ژاپنی در قرن هفدهم بخشی از این زیبایی شناسی را در هایکو بکار گرفت و شاعران بعد از او مثل بوسون ، ایسا و شیکی آن را تکمیل کردند که در جای خود به مبانی این زیبایی شناسی که درواقع انعکاسی از سبک  هایکو نویسی است خواهم پرداخت .<br />
امید است که در آینده شاهد هایکوهای ناب این شاعر باشیم .</p>
<p>مسیح طالبیان<br />
تهران<br />
اسفند ماه هزار و سیصد و هشتاد و هشت<br />
وبلاگ : http://matalebian.blogspot.com</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1388/12/23/haiku-6/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قواعد نوشتن هایکو</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1388/07/15/haiku-5/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1388/07/15/haiku-5/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 07 Oct 2009 15:03:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jps</dc:creator>
				<category><![CDATA[هایکو]]></category>
		<category><![CDATA[سید آیت حسینی]]></category>
		<category><![CDATA[قواعد نوشتن هایکو]]></category>
		<category><![CDATA[هايکو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=529</guid>
		<description><![CDATA[سید آیت حسینی- دانشجوی علوم زبان و اطلاعات دانشگاه توکیو: نوشتن هایکو هرچند ظاهراً ساده به نظر می‌رسد، اما قواعد و اصول بسیاری برای آن برشمرده اند. به قول رابرت فراست شاعر آمریکایی: « شعر و شاعری بدون قواعد، مثل تنیس بازی کردن بدون تور است». قواعد، تا جایی که دست و پای شاعر را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سید آیت حسینی- دانشجوی علوم زبان و اطلاعات دانشگاه توکیو:</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://japanstudies.ir/data/uploads/haiku-Ayat.jpg" alt="" /></p>
<p>نوشتن هایکو هرچند ظاهراً ساده به نظر می‌رسد، اما قواعد و اصول بسیاری برای آن برشمرده اند. به قول رابرت فراست شاعر آمریکایی: « شعر و شاعری بدون قواعد، مثل تنیس بازی کردن بدون تور است». قواعد، تا جایی که دست و پای شاعر را نبندند و در اختیار او باشند بد نیستند. باشو گفته است: « قواعد را بیاموز و از یاد ببر». پس به عقیده او نیز نخست باید تمام قواعد را یاد گرفت.<br />
در اینجا تعدادی از قواعد سنتی و جدید نوشتن هایکو در زبان‌ ژاپنی و زبان‌های اروپایی را می‌خوانیم. بدون شک رعایت تمام آنها در یک اثر امکان‌پذیر نیست. زیرا حتی برخی از آنها با هم سازگاری ندارند. بهترین حالت این است که از میان آنها، قواعد خود را برگزینیم و به کار بندیم  و اگر زمانی در هایکو‌های خود به تکرار رسیدیم، قواعد جدید‌ی را اعمال کنیم. خواندن آثار بزرگان و تمرین، همیشه بهترین راه تسلط بر قواعد است.</p>
<p><strong>۱- همیشه تعداد هجاهای هایکوی خود را بشمارید.</strong></p>
<p><strong>۲- هفده هجا را در یک سطر بنویسید.</strong></p>
<p><strong>۳- هفده هجا را در سه سطر بنویسید.</strong></p>
<p><strong>۴- هفده هجا را در سه بند به ترتیب پنج، هفت و پنج هجایی بنویسید. (قالب استاندارد ژاپنی)</strong></p>
<p><strong>۵- هفده یا کمتر از هفده هجا را در سه بند به ترتیب کوتاه، بلند و کوتاه بنویسید. (قالب رایج در زبان­های اروپایی)</strong></p>
<p><strong>۶- باید بتوان همه هایکو را با یک نفس  خواند.</strong></p>
<p><strong>۷- از فصل­‌وا‍‍ژه‌­ها (کلماتی که به فصل خاصی از سال ارجاع می­‌دهند) استفاده کنید.</strong></p>
<p><strong>۸- در پایان بند اول یا دوم ( اما نه هردو) سکوت قرار دهید.</strong></p>
<p><strong>۹-هرگز اجازه ندهید که سه بند هایکوی شما پشت سر هم، یک جمله کامل تشکیل دهند.</strong></p>
<p><strong>۱۰- ترتیبی دهید که رابطه یا تقابل بندهای اول و دوم، تنها پس از خواندن بند سوم مشخص شود.</strong></p>
<p><strong>۱۱- همیشه از زمان حال استفاده کنید و در مورد <em>اینجا</em> و <em>اکنون </em>بنویسید.</strong></p>
<p><strong>۱۲- استفاده از اسامی خاص و ضمایر شخصی را تا حد ممکن محدود کنید.</strong></p>
<p><strong>۱۳- تا جای ممکن از وجه استمراری استفاده نکنید.</strong></p>
<p><strong>۱۴- بد نیست اگر دو بند از سه بند شما (اول و دوم) ساختار نحوی یکسان داشته باشند.</strong></p>
<p><strong>۱۵- در مورد ترتیب تصاویری که هر یک از بندها به دست می­‌دهند فکر کنید. مثلاً ابتدا یک منظره از دور، بعد بخشی از آن منظره از نزدیک­تر و در نهایت یک کلوزآپ.</strong></p>
<p><strong>۱۶- لُب مطلب را برای بند آخر نگه دارید.</strong></p>
<p><strong>۱۷- سعی کنید بند اول تا جای ممکن جذاب و گیرا باشد.</strong></p>
<p><strong>۱۸- همیشه فقط در مورد چیزهای روزمره ومعمولی، با روشی معمولی و با زبانی معمولی بنویسید.</strong></p>
<p><strong>۱۹- به مطالعه ذن بپردازید و بگذارید هایکوی شما مصداق روش بی­‌کلام تصویرسازی باشد.</strong></p>
<p><strong>۲۰- ادیان و فلسفه­‌های مختلف را مطالعه کنید و بگذارید اثر آنها در پس‌­زمینه هایکوی شما بازتاب یابد.</strong></p>
<p><strong>۲۱- تنها از تصاویر عینی استفاده کنید.</strong></p>
<p><strong>۲۲- سعی کنید به سطوح چندگانه از معنا دست یابید. سطوح بیرونی شامل تصاویر عادی و در سطوح عمیق­‌تر، فلسفه حیات و جهان­‌بینی شما.</strong></p>
<p><strong>۲۳- از تصاویری استفاده کنید که برانگیزاننده انزوای خودخواسته و فقر داوطلبانه باشند. (<em>سابی </em>در فرهنگ ژاپنی)</strong></p>
<p><strong>۲۴- از تصاویری استفاده کنید که برانگیزاننده نوستالژی رمانتیک باشند. (<em>وابی </em>در فرهنگ ژاپنی)</strong></p>
<p><strong>۲۵- تضادها را بیابید و در هایکوی خود به تصویر بکشید.</strong></p>
<p><strong>۲۶- از جناس و بازی با کلمات استفاده کنید.</strong></p>
<p><strong>۲۷- در مورد چیزهای ناممکن به شکلی معمولی صحبت کنید.</strong></p>
<p><strong>۲۸- از تصاویر تداعی­‌گر معانی متعالی استفاده کنید ( از جنگ و جنایت ومسائل جنسی صحبت نکنید)</strong></p>
<p><strong>۲۹- تنها از تصاویر مربوط به طبیعت استفاده کنید. ( از اشاره مستقیم به مسائل انسانی خودداری کنید)</strong></p>
<p><strong>۳۰- عواطف انسانی را با اشاره به جنبه‌­های مختلف طبیعت تداعی کنید.</strong></p>
<p><strong>۳۱- از هرگونه اشاره مستقیم به خود در هایکو پرهیزکنید.</strong></p>
<p><strong>۳۲- استفاده از علائم سجاوندی (نقطه، ویرگول، خط تیره و &#8230;) در هایکو مانعی ندارد.</strong></p>
<p><strong>۳۳- گاهی برای ایجاد ایهام از آوردن علائم سجاوندی خودداری کنید.</strong></p>
<p><strong>۳۴- قواعد نگارشی زبان خود را به طور کامل رعایت کنید.</strong></p>
<p><strong>۳۵- از آوردن قافیه پرهیز کنید.</strong></p>
<p><strong>۳۶- از به کار بردن اوزان غیر­هجایی (مانند وزن­های عروضی فارسی) خودداری کنید.</strong></p>
<p><strong>۳۷- از واج­‌آرایی (تکرار منظم آواهای مشابه در یک بند) استفاده کنید. (مثل تکرار [چ] در مصرع «سرو چمان من چرا میل چمن نمی­کند&#8230;» از حافظ)</strong></p>
<p><strong>۳۸- از آواهای کلمات برای انعکاس احساسات خود استفاده کنید.</strong></p>
<p><strong>۳۹- همیشه هایکوی خود را به یک اسم ختم کنید.</strong></p>
<p><strong>۴۰- از هر الهام و شهود آنی به عنوان نقطه آغازی برای خلق یک هایکو استفاده کنید.</strong></p>
<p><strong>۴۱- از آوردن فعل­های زیاد خودداری کنید.<br />
</strong> ۴۲- هر جا که توانستید حروف اضافه را حذف کنید. (حروفی مانند: از، در، به، با، میان، روی و &#8230;)</p>
<p><strong>۴۳- قیدها را حذف کنید.</strong></p>
<p><strong>۴۴- برای هر اسم، بیش از یک معرف ( توصیف کننده­‌هایی مانند صفات و &#8230;) نیاورید.</strong></p>
<p><strong>۴۵- با هایکوی خود مانند شعر برخورد کنید. هایکو جمله زیبای روی کارت­‌پستال نیست.</strong></p>
<p><strong>۴۶- هر هایکویی را که به ذهنتان رسید بنویسید. حتی بدترینشان را. زیرا می­‌توانند الهام‌­بخش آثاربهتر بعدی باشند.</strong></p>
<p>پی‌نوشت:</p>
<p>این نوشتار در سال ۱۳۸۵ توسط سید آیت حسینی نوشته شده و تا کنون در چندین پایگاه اینترنتی مختلف [گاهی به صورت ناقص] نقل شده است. در اینجا این مطلب پس از مختصری اصلاح و ویرایش آورده شده است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1388/07/15/haiku-5/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

