<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مرکز مطالعات ژاپن &#187; زبان و ادبیات</title>
	<atom:link href="http://japanstudies.ir/category/literature/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://japanstudies.ir</link>
	<description>مرکز مجازی مطالعات ژاپن با همکاری جمعی از دانش‌اموختگان زبان ژاپنی دانشگاه تهران و علاقه‌مندان به فرهنگ ژاپن راه‌اندازی شده‌است.</description>
	<lastBuildDate>Sat, 04 Feb 2012 17:27:25 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3</generator>
		<item>
		<title>فراگیری افعال سببی در کودکان فارسی زبان</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1390/11/13/qiyayi/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1390/11/13/qiyayi/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 02 Feb 2012 19:09:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jps</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[زبان و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[زبانشناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=2022</guid>
		<description><![CDATA[پایان نامه با عنوان «فراگیری افعال سببی در کودکان فارسی زبان &#8211; بررسی بر اساس دیدگاه کاربردـ بنیاد» توسط دکتر لیلا غیائی؛ دانش‌آموخته دانشکده علوم زبان و اطلاعات[۱] دانشگاه توکیو دفاع شده‌است.  چکیده: محور اصلی این پایان نامه، بررسی نحوه فراگیری افعال سببی در کودکان فارسی زبان بین سنین یک تا هفت سال می‌باشد.  نویسنده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">پایان نامه با عنوان «فراگیری افعال سببی در کودکان فارسی زبان &#8211; بررسی بر اساس دیدگاه کاربردـ بنیاد» توسط دکتر لیلا غیائی؛ دانش‌آموخته دانشکده علوم زبان و اطلاعات<a title="" href="#_ftn1">[۱]</a> دانشگاه توکیو دفاع شده‌است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"> چکیده:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">محور اصلی این پایان نامه، بررسی نحوه فراگیری افعال سببی در کودکان فارسی زبان بین سنین یک تا هفت سال می‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"> نویسنده با استفاده از دو نوع داده که به ترتیب عبارتند از نتایج حاصله از آزمایش انجام گرفته  بر روی ٩٨  کودک بین سنین دو سال و١۲ روز تا شش سال و ١١ ماه ( در مجموع ۴۱ پسر بچه و ۵۷ دختر بچه) و همچنین با استفاده از داده‌های طولانی مدت چایلدز<a title="" href="#_ftn2">[۲]</a> (در مجموع پنج کودک فارسی زبان بین سنین یک سال و ۱۱ماه تا چهار سال و هفت ماه)، نحوه فراگیری افعال سببی در کودکان فارسی زبان را بررسی نموده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">یافته ها: چون در زبان بزرگسالان نیز نوع فعل سببی کمکی (نظیر: تمیز کردن، باز کردن، هل دادن، نشان دادن و &#8230;) بیشتر از سایر گروهای افعال سببی مکالمه‌ای (افعال سببی ساخت‌واژی و افعال سببی واژگانی) تولید می‌شوند، این گروه از افعال، بسیار زودتر از ۲ گروه دیگر در گفتار کودکان پدیدار شده (از ۱ سال و ۱۱ماهگی) و همچنین خطاهای مربوط به این گروه از افعال، نیز بسیار زودتر از دو گروه دیگر در زبان کودکان از بین می‌روند.</p>
<p style="text-align: center;" dir="RTL"><a href="http://japanstudies.ir/1390/11/13/qiyayi/utlogo/" rel="attachment wp-att-2037"><img class="wp-image-2037 aligncenter" title="utlogo" src="http://japanstudies.ir/data/uploads/utlogo-300x78.jpg" alt="دانشگاه توکیو" width="300" height="78" /></a></p>
<p dir="RTL"> همچنین در این پایان نامه، نشان داده شده است که اولین صورت بیان افعال سببی در کودکان فارسی زبان عبارت است از ترکیب یک اشاره تصویری<a title="" href="#_ftn3">[۳]</a> (حرکات دست و صورت) بعلاوه عبارت &#8220;اینجوری کردن&#8221; و یا نام‌آوای ابداعی بعلاوه فعل &#8220;کردن&#8221;. این استراتژی تنها در کودکان رده سنی ۲ سال دیده شده و زمانی که کودکان افعال سببی را هرچند به تعداد کم فرامی‌گیرند، دیگر از این استراتژی کمک نگرفته و به جای آن فعل مناسب با موقعیت و یا فعلی که مناسب با موقعیت نمی‌باشد را بیان می‌کنند.</p>
<p dir="RTL"> کودکان فارسی زبان در آغاز فراگیری زبان، بجای افعال سببی به میزان بیشتری از اشاره تصویری (حرکات دست و صورت) بعلاوه عبارت &#8220;اینجوری کردن&#8221; نسبت به کودکان ژاپنی زبان استفاده می‌کنند. در واقع چون زبان ژاپنی سرشار از نام‌آواهای  تقلیدی برای افعال می‌باشد، کودکان ژاپنی زبان احتیاج زیادی به استفاده از اشاره‌های بدنی ندارند و هنگامی که هنوز فعل را نمی‌دانند و یا بر اثر فشار ناشی از محیط در زمان مکالمه نمی‌توانند به فعل مناسب دسترسی داشته باشند، از نام‌آوای حرکتی بعلاوه یک فعل کمکی‌ که معادل فارسی آن &#8220;کردن&#8221; می باشد استفاده می‌کنند.</p>
<p dir="RTL"> کلید واژه ها: افعال سببی، نظریه کاربرد-بنیاد<a title="" href="#_ftn4">[۴]</a>، ویژگی دی تی پی، فعل لازم، فعل متعدی، نام آواها</p>
<p style="text-align: center;" dir="RTL"> برای دانلود متن کامل این پایان‌نامه به زبان ژاپنی (با حجم  ۹,۵۷۵ کیلوبایت ) <strong><a title="پایان‌نامه" href="http://s2.picofile.com/file/7278574301/Leyla_Qiyayi_PhD_Dissertation.pdf.html" target="_blank">اینجا</a></strong> را کلیک کنید!</p>
<div></div>
<hr align="left" size="1" width="33%" />
<div>
<p><a title="" href="#_ftnref1">[۱]</a> Language and Information Sciences</p>
</div>
<div>
<h3><a title="" href="#_ftnref2">[2]</a> <a href="http://childes.psy.cmu.edu/">CHILDES - Child Language Data Exchange System</a></h3>
</div>
<div>
<p><a title="" href="#_ftnref3">[3]</a> gestures</p>
</div>
<div>
<p><a title="" href="#_ftnref4">[4]</a> Usage-based Theory</p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1390/11/13/qiyayi/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هاروکی موراکامی ۶۳ ساله شد/ موراکامی در ژاپن به اندازه غرب محبوب نیست</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1390/10/22/01-4/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1390/10/22/01-4/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 12 Jan 2012 08:43:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jps</dc:creator>
				<category><![CDATA[زبان و ادبیات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=1771</guid>
		<description><![CDATA[امروز ۱۲ ژانویه سال ۲۰۱۲ برابر با ۲۲ دی ماه ۱۳۹۰ سالروز تولد نویسنده‌ای است که برخی او را از برترین رمان‌نویسان زنده دنیا می‌دانند. با این حال قدرت‌الله ذاکری، مترجم داستان‌های کوتاه موراکامی از زبان ژاپنی، معتقد است او در کشورش به اندازه کشورهای دیگر محبوبیت ندارد.- امروز تولد مطرح‌ترین نویسنده شرقی این روزها [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">امروز ۱۲ ژانویه سال ۲۰۱۲ برابر با ۲۲ دی ماه ۱۳۹۰ سالروز تولد نویسنده‌ای است که برخی او را از برترین رمان‌نویسان زنده دنیا می‌دانند. با این حال قدرت‌الله ذاکری، مترجم داستان‌های کوتاه موراکامی از زبان ژاپنی، معتقد است او در کشورش به اندازه کشورهای دیگر محبوبیت ندارد.-</p>
<p>امروز تولد مطرح‌ترین نویسنده شرقی این روزها در سراسر دنیا است؛ نویسنده‌ای که یک روز پیش از تولد ۶۳ سالگی‌اش نام خود را از جمع نامزدان جایزه بوکر ۲۰۱۱ حذف شده دید. با این حال او همچنان نویسنده‌‌ مورد علاقه بسیاری از اهالی کتاب باقی خواهد ماند؛ نویسنده‌ای که غربی‌ها برای به دست آوردن کتاب جدیدش در صف‌های طولانی می‌ایستند و خیلی‌ها نمی‌توانند بعد از آغاز مطالعه داستان‌هایش، کتاب را حتی برای لحظه‌ای، بر زمین بگذارند.</p>
<p>ایبنا نوشت: موراکامی ۱۲ ژانویه سال ۱۹۴۹ میلادی و در دوره انفجار جمعیتی بعد از جنگ جهانی دوم در کیوتوی ژاپن به دنیا آمد. وی نخستین اثرش را در سال ۱۹۸۰ منتشر کرد و نخستین ترجمه از آثار وی به زبان فارسی، در سال ۱۳۸۶ با عنوان «کجا ممکن است پیدایش کنم» روانه بازار کتاب ایران شد؛ مجموعه‌ای شامل پنج داستان کوتاه که در همان سال تجدید چاپ شد و شروعی بود برای ترجمه پی‌در‌پی آثار موراکامی.</p>
<p>از سال ۱۳۸۶ به بعد نام موراکامی در ایران بر سر زبان‌ها افتاد و از آن زمان تاکنون عناوین زیادی از وی به فارسی ترجمه شده که مهدی غبرایی بیشترین ترجمه را در کشورمان از وی دارد. داستان‌های موراکامی تاکنون به بیش از ۴۰ زبان دنیا ترجمه شده‌اند و علاوه بر ایران، در بسیاری از کشورها نیز آثارش با استقبال خوبی مواجه شده است. آثار داستانی و غیر داستانی موفق وی و استقبال زیادی که مترجمان از داستان‌های وی کرده‌اند سبب شده که نام موراکامی در جمع برترین نویسندگان معاصر جهان قرار بگیرد.</p>
<p>قدرت‌الله ذاکری دانش‌آموخته رشته زبان و ادبیات ژاپنی از دانشگاه تهران و تنها کسی است که تاکنون در ایران اثری از موراکامی را مستقیما از زبان ژاپنی ترجمه و منتشر کرده است. وی صحبت درباره موراکامی را چنین آغاز کرد: آثار موراکامی به زبان‌های مختلف ترجمه شده و فروش بالایی هم داشته اما او هنوز در ژاپن نتوانسته جایزه ادبی «آکوتاگاوا» را دریافت کند؛ جایزه‌ای که مهمترین جایزه ادبی این کشور است.</p>
<p>ذاکری نویسندگان ژاپنی را، بر اساس آن‌چه در محافل ادبی رایج است، به سه دسته تقسیم کرد و گفت: دسته نخست آن‌هایی هستند که کاملا به سبک ژاپنی می‌نویسند و نوشته‌هایشان به شدت مخصوص کشور ژاپن و فرهنگ همین کشور است. دسته دوم تحت تاثیر ادبیات غرب هستند اما نتیجه کارشان در حال و هوای آثار ژاپنی است. دسته آخر نویسندگانی هستند که آثارشان مانند موراکامی است؛ آن‌هایی که تحت تاثیر غرب قرار گرفته‌اند و ادبیاتشان ژاپنی نیست. داستان‌هایی که هر کجای دنیا می‌توانند اتفاق بیفتند و نمی‌توان آن‌ها را مخصوص ژاپن دانست. از همین رو است که آثار موراکامی در ژاپن به اندازه سایر کشورها مورد استقبال قرار نمی‌گیرد، در حالی‌که منتقدان کشورهای دیگر او را برترین رمان‌نویس زنده دنیا می‌دانند.</p>
<p>به نظر می‌رسد مخاطبان آثار موراکامی در زادگاهش به دو دسته کاملا متفاوت تقسیم می‌شوند؛ آن‌هایی که بی‌صبرانه منتظر آثار جدیدی از وی هستند و عده‌ای که او را غربی می‌دانند و حتی از او متنفرند. ذاکری در این‌باره توضیح داد: ادبیات موراکامی سخت نیست و سادگی و روانی آن در برابر دشواری ادبیات کلاسیک کشور ژاپن قرار می‌گیرد. ادبیات کلاسیک ژاپن به گونه‌ای است که مخاطبان خاصی می‌توانند آن را دنبال کنند و این ویژگی در آثار موراکامی دیده نمی‌شود. از همین رو است که استادان دانشگاه استقبال خوبی از این نویسنده نکرده‌اند.</p>
<p>او زمان نوشتن داستان‌های موراکامی را به دوره‌های مختلفی تقسیم کرد؛ دوره‌هایی که مضامین به کار رفته در داستان‌های این نویسنده متفاوت از دیگری بود. ذاکری در این‌باره افزود: موراکامی در مرحله نخست داستان‌نویسی‌اش بیشتر فکر می‌کرد و به دنیای اطراف می‌نگریست، مدتی بعد کم‌کم داستان‌هایش را به شکلی نوشت که در آن‌ها خود را جدا از جامعه می‌دید و به خودش می‌پرداخت اما بخش سوم داستان‌نویسی‌اش بعد از حادثه تروریستی در مترو شهر توکیو و چند حادثه دیگر شکل گرفت؛ حوادثی که تاثیر زیادی بر موراکامی گذاشت و بعد از این حوادث احساس تعهدش به جامعه بالا رفت و آثارش بیشتر در حول و حوش مسایل اجتماعی نوشته شد.</p>
<p>این مترجم در ادامه از کتابی درباره موراکامی به نام «جهان هاروکی موراکامی را چگونه مطالعه می‌کند؟» نام برد که در کشور ژاپن منتشر و در آن چرایی موفقیت این نویسنده بررسی شده است. به گفته ذاکری منتقدان ژاپنی در این اثر نقدهایی را بر مقالاتی نوشته‌اند که در آن‌ها نوشته‌های موراکامی بر اساس آیین‌های ژاپنی تفسیر شده‌اند؛ در حالی که خود ژاپنی‌ها این‌گونه فکر نمی‌کنند و برای منتقدان این کشور بسیار عجیب است که آثار این نویسنده را به فرهنگ‌های سنتی کشورشان ربط داده‌اند.</p>
<p>وی به ترجمه‌های دیگری هم که از موراکامی در ایران منتشر شده‌اند اشاره کرد و گفت: یکی از مشکلات ترجمه‌های داستان‌های کوتاه این نویسنده در این است که مترجمان داستان‌های متفاوتی را از مجلات مختلف گرد هم می‌آورند در حالی که موراکامی مجموعه داستان‌های کوتاه هر مجموعه‌اش را با یک محور کلی دور هم جمع می‌کند و این دسته‌بندی‌ها نباید تغییر کنند.</p>
<p>از موراکامی تاکنون آثاری چون «کافکا در کرانه»، «پس از تاریکی»، «داستان‌های روز تولد»، «گربه‌های آدمخوار»، «چاقوی شکاری» و «سرزمین عجایب بی‌رحم و ته دنیا» با ترجمه مهدی غبرایی، «از دو که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم» با ترجمه مجتبی ویسی، «دیدن دختر صد در صد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل» و «نفر هفتم» با ترجمه محمود مرادی، «کافکا در ساحل» با ترجمه گیتا گرکانی، «ابرقورباغه و پای عسلی» و «داستان‌های تولد» با ترجمه فرناز حائری و آسیه و پروانه عزیزی در ایران ترجمه و منتشر شده است. برخی از آثار وی با تغییر کمی در عنوان، توسط مترجمان مختلف ترجمه شده است.</p>
<p>امروز ۱۲ ژانویه سال ۲۰۱۲، برابر با ۲۲ دی ماه ۱۳۹۰ هاروکی موراکامی سالروز تولد شصت و سومین تولد خود را جشن می‌گیرد.</p>
<div class="wikibox"><h3 class="wikititle">هاروکی موراکامی</h3><p class="wikiright"><a href="http://bsurprised.com/2010/09/wp-wikibox-wordpress-plugin/" title="Powered by BSurprised WP-WikiBox"><img src="http://japanstudies.ir/wp-content/plugins/wp-wikibox/images/wb.png" alt="Powered by BSurprised WP-WikiBox" style="border-width:0" title="Powered by BSurprised WP-WikiBox" /></a> <a href="http://creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/" title="Wikipedia article licensed under a Creative Commons Attribution-ShareAlike 3.0 Unported License"><img src="http://japanstudies.ir/wp-content/plugins/wp-wikibox/images/cc.png" alt="Creative Commons License" style="border-width:0" title="Wikipedia article licensed under a Creative Commons Attribution-ShareAlike 3.0 Unported License" /></a> از دانشنامه آزاد <a rel="nofollow" title="ویکی‌پدیا" href="http://fa.wikipedia.org/">ویکی‌پدیا</a> <a rel="nofollow" class="wikilink" title="مشاهده در ویکی‌پدیا" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/هاروکی_موراکامی">[+]</a></p><p><b>هاروکی موراکامی</b> (زاده ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹) نویسنده برجسته <a rel="nofollow" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86" title="ژاپن">ژاپنی</a> و خالق رمان <a rel="nofollow" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%84" title="کافکا در ساحل">کافکا در ساحل</a> است. <span class="wikimore"><a rel="nofollow" class="wikilink" title="ادامه..." href="http://fa.wikipedia.org/wiki/هاروکی_موراکامی">[...]</a></span></p></div>
<p><div class="wikibox"><h3 class="wikititle">村上春樹</h3><p class="wikiright"><a href="http://bsurprised.com/2010/09/wp-wikibox-wordpress-plugin/" title="Powered by BSurprised WP-WikiBox"><img src="http://japanstudies.ir/wp-content/plugins/wp-wikibox/images/wb.png" alt="Powered by BSurprised WP-WikiBox" style="border-width:0" title="Powered by BSurprised WP-WikiBox" /></a> <a href="http://creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/" title="Wikipedia article licensed under a Creative Commons Attribution-ShareAlike 3.0 Unported License"><img src="http://japanstudies.ir/wp-content/plugins/wp-wikibox/images/cc.png" alt="Creative Commons License" style="border-width:0" title="Wikipedia article licensed under a Creative Commons Attribution-ShareAlike 3.0 Unported License" /></a> از دانشنامه آزاد <a rel="nofollow" title="ویکی‌پدیا" href="http://ja.wikipedia.org/">ویکی‌پدیا</a> <a rel="nofollow" class="wikilink" title="مشاهده در ویکی‌پدیا" href="http://ja.wikipedia.org/wiki/村上春樹">[+]</a> <span class="wikimore"><a rel="nofollow" class="wikilink" title="ادامه..." href="http://ja.wikipedia.org/wiki/村上春樹">[...]</a></span></p></div> <div class="wikibox"><h3 class="wikititle">Haruki Murakami</h3><p class="wikiright"><a href="http://bsurprised.com/2010/09/wp-wikibox-wordpress-plugin/" title="Powered by BSurprised WP-WikiBox"><img src="http://japanstudies.ir/wp-content/plugins/wp-wikibox/images/wb.png" alt="Powered by BSurprised WP-WikiBox" style="border-width:0" title="Powered by BSurprised WP-WikiBox" /></a> <a href="http://creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/" title="Wikipedia article licensed under a Creative Commons Attribution-ShareAlike 3.0 Unported License"><img src="http://japanstudies.ir/wp-content/plugins/wp-wikibox/images/cc.png" alt="Creative Commons License" style="border-width:0" title="Wikipedia article licensed under a Creative Commons Attribution-ShareAlike 3.0 Unported License" /></a> از دانشنامه آزاد <a rel="nofollow" title="ویکی‌پدیا" href="http://en.wikipedia.org/">ویکی‌پدیا</a> <a rel="nofollow" class="wikilink" title="مشاهده در ویکی‌پدیا" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Haruki_Murakami">[+]</a></p><p>is a Japanese writer and translator. His works of fiction and non-fiction have garnered him critical acclaim and numerous awards, including the <a rel="nofollow" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Franz_Kafka_Prize" title="Franz Kafka Prize">Franz Kafka Prize</a> and <a rel="nofollow" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Jerusalem_Prize" title="Jerusalem Prize">Jerusalem Prize</a> among others.</p><p>Murakami's fiction, often criticized by <a rel="nofollow" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Japanese_literature" title="Japanese literature">Japan's literary establishment</a>, is humorous and surreal, and at the same time focuses on themes of <a rel="nofollow" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Social_alienation" title="Social alienation">alienation</a> and loneliness.</p><p>He is considered an important figure in <a rel="nofollow" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Postmodern_literature" title="Postmodern literature">postmodern literature</a>. <i><a rel="nofollow" href="http://en.wikipedia.org/wiki/The_Guardian" title="The Guardian">The Guardian</a></i> praised him as "among the world's greatest living novelists" for his works and achievements. <span class="wikimore"><a rel="nofollow" class="wikilink" title="ادامه..." href="http://en.wikipedia.org/wiki/Haruki_Murakami">[...]</a></span></p></div></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1390/10/22/01-4/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سه شعر از کودکانه‌های کانه‌کو میسوزو</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1389/05/29/kaneko-2/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1389/05/29/kaneko-2/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Aug 2010 08:52:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jps</dc:creator>
				<category><![CDATA[زبان و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[بهنام جاهدزاده]]></category>
		<category><![CDATA[ترجمه از ژاپنی به فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[شعر ژاپن]]></category>
		<category><![CDATA[ژاپن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=1074</guid>
		<description><![CDATA[ستاره و قاصدک ته آسمون یه ستاره‌ایه که منتظره شبه کوچیک، مثل یه سنگریزه ته دریا می‌مونه روزا دیده نمی‌شه اما اونجاس چیزایی هستن که به چش دیده نمی‌شن اما هستن! قاصدک پرواز می‌کنه می‌ره می شینه لب جوی آروم می‌گیره منتطر می‌مونه تا بهار بشه به چش دیده نمی‌شه اما اونجاس چیزایی هستن که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="mceTemp mceIEcenter">
<p style="text-align: right;"><strong>ستاره و قاصدک</strong></p>
<p style="text-align: right;">ته آسمون<br />
یه ستاره‌ایه که منتظره شبه<br />
کوچیک، مثل یه سنگریزه ته دریا می‌مونه<br />
روزا دیده نمی‌شه<br />
اما اونجاس<br />
چیزایی هستن که به چش دیده نمی‌شن<br />
اما هستن!<br />
قاصدک پرواز می‌کنه<br />
می‌ره می شینه لب جوی آروم می‌گیره<br />
منتطر می‌مونه تا بهار بشه<br />
به چش دیده نمی‌شه<br />
اما اونجاس<br />
چیزایی هستن<br />
که به چش دیده نمی‌شن<br />
اما هستن</p>
<dl id="" class="wp-caption aligncenter" style="width: 259px;">
<dt class="wp-caption-dt"><img title="کانه‌کو میسوزو" src="http://japanstudies.ir/data/uploads/Kaneko-Misuzu.jpg" alt="" width="249" height="314" /></dt>
<dd class="wp-caption-dd">کانه‌کو میسوزو؛ شاعر و ترانه سرای ژاپنی</dd>
</dl>
</div>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p><strong>تقویم و ساعت</strong></p>
<p>تقویم برای اینه که<br />
اگه خواستی بدونی چه فصلیه<br />
نگاش می‌کنی<br />
می‌بینی بهاره<br />
گل باهوش<br />
تقویم نداره<br />
اما وقتی بهار می‌شه<br />
می‌شکفه<br />
ساعت برای اینه که<br />
اگه خواستی بدونی چه ساعتیه</p>
<p>نگاش می‌کنی می‌بینی<br />
چهار عصره<br />
پرنده باهوش<br />
ساعت نداره<br />
اما وقتی چهار عصر بشه<br />
آواز می‌خونه</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
<p>&nbsp;</p>
<div>
<p style="text-align: center;"><img id="il_fi" class="aligncenter" src="http://2.bp.blogspot.com/_uiBeRJa6Wlc/SAdfEFUci6I/AAAAAAAAAQQ/d3dF_iCsYDk/s400/kanekomisuzu_stamp.jpg" alt="" width="400" height="286" /></p>
</div>
<p><strong>روح گل</strong></p>
<p>روح گلی که می‌ریزه<br />
می‌ره آرامگاه گلا آروم می‌گیره<br />
بعد دوباره همشون<br />
از نو زنده می‌شن<br />
آخه گلا خیلی مهربونن<br />
وقتی خورشید خانوم<br />
صداشون می‌کنه<br />
همشون می‌شکفن و لبخند می‌زنن<br />
عسل شیرینشونو می‌دن به پروانه<br />
عطرشونو می‌دن به آدما<br />
بعد وقتی باد دعوتشون می‌کنه به رفتن<br />
همراش می‌رن<br />
گلبرگای ریختشون هم<br />
توی بازی دختر بچه‌ها<br />
پلوی مهمونی می‌شه</p>
<p>×××</p>
<p>پی‌نوشت:</p>
<h3 style="margin-top: 0cm; margin-bottom: 0cm; font-weight: normal; line-height: 150%; text-align: justify;"><span style="font-family: Arial,sans-serif;"><span style="font-size: small;">مجموعه حاضر ترجمه یکی از مجموعه های شعر کانه کوست که در یک جلد از طرف انتشارات جولای ژاپن به چاپ رسیده است و بخشی از اشعار مربوط به دوران زندگی کوتاه شاعر است</span></span><span style="font-family: Times New Roman,serif;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman,serif;">.</span></span></span></h3>
<h3 style="margin-top: 0cm; margin-bottom: 0cm; font-weight: normal; line-height: 150%; text-align: justify;"><span style="font-family: Times New Roman,serif;"><span style="font-size: small;">«</span></span><span style="font-family: Arial,sans-serif;"><span style="font-size: small;">من، پرنده کوچک و زنگوله</span></span><span style="font-family: Times New Roman,serif;"><span style="font-size: small;">» </span></span><span style="font-family: Arial,sans-serif;"><span style="font-size: small;">با </span></span><span style="font-family: Times New Roman,serif;"><span style="font-size: small;">۱۳۵ </span></span><span style="font-family: Arial,sans-serif;"><span style="font-size: small;">صفحه به زودی از طرف انتشارات دیبایه چاپ و به بازار خواهد آمد</span></span><span style="font-family: Times New Roman,serif;"><span style="font-size: small;">.</span></span></h3>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1389/05/29/kaneko-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اتسوهو مونوگاتاری، داستان مرد یاماتویی در سرزمین پارس</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1389/04/27/utsuho-monogatari/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1389/04/27/utsuho-monogatari/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Jul 2010 05:03:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بهنام جاهدزاده</dc:creator>
				<category><![CDATA[زبان و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[اتسوهو مونوگاتاری]]></category>
		<category><![CDATA[بهنام جاهدزاده]]></category>
		<category><![CDATA[ساز ژاپنی]]></category>
		<category><![CDATA[پارس]]></category>
		<category><![CDATA[کوتو]]></category>
		<category><![CDATA[یاماتو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=999</guid>
		<description><![CDATA[اتسوبو مونوگاتاری قدیمی ترین داستان بلند ژاپنی شامل بیست جلد داستان آمیخته به افسانه است که گمان می رود در سال 970 میلادی نگاشته شده باشد. مضمون این داستان تشریح زندگانی خاندان های مهم آن دوره، چگونگی عشق و دلبستگی آنان، تشکیل زندگی و بزرگ کردن فرزند و آموختن و نواختن موسیقی مخصوصا ساز کوتو است.
کوتو، هفت تار دارد و یکی از سازهای سنتی ژاپن شناخته می شود و باور عمومی بر این است که از چین به ژاپن راه یافته است. این ساز در دوره هیان (1192- 794) اجر و قربت بیشتری داشته است.
نکنه جالب توجه در آغاز داستان ارتباط آن با سرزمین هاشی (پارس) است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify">بهنام جاهدزاده:<br />
اتسوهو مونوگاتاری قدیمی ترین داستان بلند ژاپنی شامل بیست جلد داستان آمیخته به افسانه است که گمان می رود در سال ۹۷۰ میلادی نگاشته شده باشد. مضمون این داستان شرح زندگانی خاندان های مهم آن دوره، چگونگی عشق ورزی و دلبستگی آنان، تشکیل زندگی و بزرگ کردن فرزند و آموختن و نواختن موسیقی مخصوصا ساز کوتو است.<br />
کوتو، هفت تار دارد و یکی از سازهای سنتی ژاپن شناخته می شود و باور عمومی بر این است که از چین به ژاپن راه یافته است. این ساز در دوره هیان (۱۱۹۲- ۷۹۴) اجر و قربت بیشتری داشته است.<br />
نکنه جالب توجه در آغاز داستان ارتباط آن با سرزمین هاشی (پارس) است. داستان حول محور ساز کوتو می چرخد و اهمیت کوتو آن قدر است که از دوران کودکی به فرزندان آموحته می شود. همچنین این نکته که اگرچه این داستان آمیخته به افسانه و اتفاقات غیر طبیعی است، ذکر این نکته که چوب سرزمین هاشی برای ساختن کوتو مناسب بوده و سازهایی که با آن ساخته شده اند دارای انرژی ماورایی بوده اند می تواند به این حقیقت پنهان اشاره داشته باشد که خواستگاه ساز کوتو همان سرزمین هاشی (پارس) است که بعد از سیر جاده ابریشم به سرزمین ژاپن راه یافته است. این نکته می تواند مورد کنکاش بیشتر واقع شود و واقعیت های جدیدی درباره نقش و خواستگاه موسیقی در سرزمین ایران و تأثیرات جهانی و تاریخی آن را عیان سازد.<img class="size-full wp-image-1005 aligncenter" src="http://japanstudies.ir/data/uploads/2010/07/utuho1.jpg" alt="utuho" width="312" height="486" /></p>
<p style="text-align: justify"><strong>خلاصه داستان:</strong><br />
قهرمان داستان جوانی به نام توشی کاکه، که دارای فضل و عقل و درایت بوده است از طرف حاکم یاماتو (نام باستانی سرزمین ژاپن) برای آموختن علم و فنون جدید همراه با ملازمان و همراهان با سه کشتی به سرزمین چین اعزام می شود. در راه چین دریا طوفانی می شود و از سه کشتی، دو کشتی غرق می شوند و تنها یک کشتی که توشی کاکه سوار آن بوده سالم می ماند و توشی کاکه جان سالم به ساحل می رسد. اما ساحلی که توشی کاکه به آن می رسد و از آب گرفته می شود ساحل چین نه بلکه ساحل کشور هاشی است. ۱<br />
بعد از رسیدن به ساحل معجزات خاصی رخ می دهد و اسب سفیدی توشی کاکه را سوار کرده به داخل جنگل درختان زیتون تلخ می برد.<br />
در داخل جنگل  به سه مرد برمی خورد که پوست پلنگ زیرشان انداخته اند مشغول نواختن کوتو هستند. سه مرد از توشی کاکه می پرسند که از کجا آمده است. توشی کاکه می گوید از سرزمین سلطنتی ژآپن آمده و سرگذشت خود را برای سه مرد بازگو می کند. سه مرد با اظهار همدردی با توشی کاکه می گویند که یک مأمنی در اختیار وی می گذارند و  به علاوه یک پوست پلنگی به عنوان زیرانداز به وی می دهند.<br />
توشی کاکه در مدتی که با سه مرد زندگی می کند همه آهنگ های کوتو را بدون کم و کاست از سه مرد یاد می گیرد و هر روز وقت خود را با نواختن کوتو سپری می کند.<br />
توشی کاکه  در سرزمین هاشی، به دیدار آشورا می رود و از او چوب مرغوب جهت ساختن کوتو را دریافت می کند.۲<br />
توشی کاکه از جوب درختی که از آشورا دریافت می کند سی ساز کوتو می سازد. برای حمل این همه کوتو گاهی نیروهای غیبی به کمک توشی کاکه می آیند. توشی کاکه ۲۳ سال در سرزمسن هاشی می ماند از ۳۰ کوتویی که از چوب زیتون تلخ ساخته ۷ تایش را به نیروهای غیبی ای که هنگام اقامتش با آن ها همدم بوده به آن ها اهدا می کند.<br />
بعد از ۲۳ سال توشی کاکه به سرزمین مادری خود برمی گردد. چند سال قبل از برگشتن وی والدینش که سال ها چشم به راه وی بودند از دنیا می روند. از طرف حاکم استقبال می شود و از او درخواست می شود به کار آموزش کوتو و علم و معرفت بپردازد. سپس توشی کاکه با دختر یکی از خاندان بزرگ وصلت می بندد و صاحب دختری می شود. وقتی دخترش به چهار سالگی می رسد آموزش کوتو به دخترش را آغاز می کند. دختر توشی کاکه به زودی تمامی فنون نوازندگی کوتو را از پدر یاد می گیرد.<br />
در ۱۵ سالگی زن توشی کاکه چشم از جهان فرو می بندد. چندی نمی گذرد که خود توشی کاکه نیز در غم و اندوه زن از دست رفته اش زندگی اش را کوتاه می بیند. او ضمن توصیه ی مهمی به دخترش می گوید که ۲ ساز کوتویی که از سرزمین هاشی آورده است دارای نیروی فوق العاده ای هستند و در صورت احساس خطر با نواختن آن می تواند خطر را از خود دور کند، رخت از جهان فرو می بندد.<br />
بعد از مرگ پدر دایه دخترش نیز فوت می کند. دختر توشی کاکه پیرزنی را که از قدیم برای دایه اش کار می کرده را به خدمت می گیرد و از پیرزن می خواهد از میراث پدر چیزهای ارزشمند را برای امرار معاش بفروشد.  خودش نیز کارش نواختن کوتو است.</p>
<p style="text-align: center"><img class="size-full wp-image-1003 aligncenter" src="http://japanstudies.ir/data/uploads/2010/07/okoto11.jpg" alt="okoto" width="512" height="160" /></p>
<p style="text-align: justify">در یکی از روزها که دختر مشغول نواختن کوتو است، پسر وزیر که از آن نزدیکی ها عبور می کند مجذوب آهنگ دلنواز کوتو و همچنین زیبایی دختر توشی کاکه می شود.<br />
او ضمن دیدار با دختر دلبسته وی می شود و با او عهد موقت می بندد. اما دیدار آن دو بعد از آن علی رغم خواست هردو به خاطر سختگیری های وزیر برای پسرش امکان پذیر نمی شود.<br />
دختر توشی کاکه بعد از  نه ماه پسری به دنیا می آورد و همراه با پیرزنی که به خدمت گرفته بزرگش می کند. پسر بعد از اینکه بزرگ می شود از مادرش فنون نوازندگی کوتو را یاد می گیرد. بعد از فوت پیرزن پسر دختر توشی کاکه از بابت مادرش احساس مسئولیت می کند و امرار معاششان ماهیگری می کند.<br />
بعد از مدتی آن ها به غاری که در داخل جنگل پر از میوه و ریشه گیاهان خوردنی است نقل مکان می کنند. چند سالی را نیز در آن جا سپری می کنند که در جنگل نیز حیواناتی از قبیل میون برای آن ها میوه می آورند.<br />
روزی آشوبی برپا می شود و جنگل نیز پر از سامورایی های جنگجو می شود. سامورایی ها  در جنگل نیز آشوب به پا می کنند و میو ه ها و جانوران جنگل را برای خورد و خوراکشان استفاده می کنند. پسر و مادر از ترس جانشان به غارشان پناه می برند. در این حین مادر به یاد توصیه پدرش می افتد و برای رفع بلا کوتو می نوازد. با صدای مهیبی که از کوتو بلند می شود کوهها به حرکت در می آیند و غرش غریبی بلند می شود. سامورایی ها از ترس جانشان پا به فرار می گذارند. از قضا پسر وزیر نیز این صدا را می شنود و برای کشف چیستی صدا به طرف غار می رود. او با پسرکی برخورد می کند و از چرایی زندگی آن ها در چنین غاری دور از همه می پرسد. پسرک نیز از سرگذشت زندگی شان می گوید. در حین صحبت های پسرک، پسر وزیر متوجه می شود که این پسرک، پسر خودش است از همان دختری است که سال ها پیش با او عهد بسته بود. ولی او به روی خود نمی آورد و از پسرک می پرسد که آیا مایل به بازگشت به شهر هستند یا نه. پسرک پیش مادرش به غار می رود و بعد از نظرخواهی از مادرش جواب منفی شان را به پسر وزیر که هنوز نمی داند پدر واقعی است می دهد.<br />
روز بعد دوباره پسر وزیر با ۲ تن از سامورایی های ملازم عازم غار می شود و این بار خود با زنش روبرو می شود و از علت پیدا نشدن خود بعد از آن دیدارشان را جلوگیری پدرش عنوان می کند. او همچنین می گوید که بعد از مرگ پدرش چند سال پیش توانسته به خانه شان سر بزند اما آثاری از او نیافته است.<br />
پسر وزیر می گوید خانه ای برای اقامت آن ها در شهر برایشان تدارک دیده است و مستقیما از زن و فرزندش درخواست می کند با او به شهر بروند. زنش در آغاز قبول نمی کند اما با اصرار شوهرش و فرزندش قبول می کند به شهر بروند. زن و فرزند پسر وزیر بعد از مراجعت به شهر با او زندگی می کنند و هنر نوازندگی کوتوی آن ها را زبانزد خاص و عام می کند.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
۱-هاشی اسم سرزمین پارس است که چینی ها به آن نام می خواندند.<br />
۲-(گفته می شود آشورا همان اهورا مزدای پارسیان باستان است که در هند به آن آسورا می گویند و در بودایی به صورت آشورا در آمده است.)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1389/04/27/utsuho-monogatari/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>درگذشت هیساشی اینوئوٍئه</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1389/02/07/inoue-hisashi/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1389/02/07/inoue-hisashi/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 26 Apr 2010 20:45:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jps</dc:creator>
				<category><![CDATA[زبان و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[Inoue Hisashi]]></category>
		<category><![CDATA[قدرت الله ذاکری]]></category>
		<category><![CDATA[هیساشی اینوئوٍئه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=897</guid>
		<description><![CDATA[قدرت الله ذاکری، کارشناس و مترجم زبان ژاپنی: چند روز پیش، آشنایی گفت در روزنامه نوشته بود یکی از نویسندگان ژاپنی فوت کرده است. آن آشنا اسم نویسنده را نمی­دانست و من هم به چیزی نشنیده بودم، بنابراین به وبلاگ استاد شیماموُرا مراجعه کردم، زیرا می­دانستم آخرین اخبار ادبیات ژاپن همیشه در این وبلاگ هست. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">قدرت الله ذاکری، کارشناس و مترجم زبان ژاپنی:</p>
<p dir="rtl"><img class="aligncenter" src="http://japanstudies.ir/data/uploads/inouehisasi.jpg" alt="" />چند  روز پیش، آشنایی گفت در روزنامه نوشته بود یکی از نویسندگان ژاپنی فوت  کرده است. آن آشنا اسم نویسنده را نمی­دانست و من هم به چیزی نشنیده بودم،  بنابراین به وبلاگ استاد شیماموُرا مراجعه کردم، زیرا می­دانستم آخرین  اخبار ادبیات ژاپن همیشه در این وبلاگ هست. آخرین نوشته استاد شیماموُرا  این بود:</p>
<p dir="rtl"><em>«  هیساشی اینوئوُئه، پریروز در گذشت.</em></p>
<p dir="rtl"><em>او  از لحاظ کاری برای من چنان داشتن عمویی بود.</em></p>
<p dir="rtl"><em>در  هر صورت بسیار زود بود. باز یک ژاپنی دیگر که وجودش افتخاری در جهان بود،  رفت.</em></p>
<p dir="rtl"><em>از  صمیم دل برایش سعادت آن دنیا را آرزو می­کنم. »</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl">هیساشی  اینوئوُئه ( 井上ひさし/Inoue Hisashi ) داستان نویس، نمایشنامه نویس و نویسنده برنامه­ های  رادیو تلویزیونی بود که علاوه بر کار در رادیو و تلویزیون، مسؤلیت ­هایی  مانند عضو هیئت مدیره انجمن نمایش نامه نویسان ژاپن، عضو هیئت مدیره  هنرمندان ژاپن و چهارمین رئیس انجمن قلم ژاپن را هم بر عهده داشت.</p>
<p dir="rtl">در  هفده نوامبر سال ۱۹۳۴ در شهرستان یاماگاتا به دنیا آمد. پدرش را در پنج  سالگی از دست داد و بعد از آن توسط ناپدری مورد اذیت و آزار قرار گرفت.  مادرش که بعد از فرار ناپدری­ اش از لحاظ مالی تحت فشار قرار گرفته بود،  سرانجام او را به مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست تحویل داد که زیر نظر  کلیسایی کاتولیک اداره می­شد. همانجا او غسل تعمید داده شد.</p>
<p dir="rtl">بعد  از چندین بار اقدام برای پذیرش در دانشگاه­های مختلف سرانجام به تحصیل در  رشته زبان آلمانی پرداخت اما این رشته چندان مورد علاقه ­اش نبود. سرانجام  هم رشته ­اش را به زبان فرانسه تغییر داد و از همین زمان در کنار تحصیل به  نوشتن نمایش نامه برای سالن نمایشی در آساکوسایِ توکیو پرداخت. بعد از فارغ  التحصیلی هم به استخدام رادیو و تلویزیون در آمد و کار نوشتن را بطور  حرفه ­ای دنبال کرد.</p>
<p dir="rtl">هرچند  او بعد از جنگ خود را به عنوان صلح طلب طرفدار مردم سالاری معرفی می­کرد  اما افشاء خشونت زیاد او در خانواده جنجال خبری زیادی به پا کرد. همسر  سابقش کتابی با عنوان « خانه­ای که شوُرا در آن زندگی می­کند » منتشر کرد.  شوُرا نام یکی از اهریمنان هندی و نماد خشونت و آزار است. همسرش در این  کتاب نوشته بود که هیساشی تا بدان حد او را مورد ضرب و شتم قرار می­دهد که  استخوانش ترک برداشته و از بینی و گوشش خون جاری شده است. بعد از آن مطالب  زیادی در مورد خشونت هیساشی نوشته شد و حتی گاه این مسائل در آثار خود او  هم نمود پیدا کرد. یک بار نزد یک انجمن حمایت از حیوانات اعتراف کرد که در  دوره کودکی روی گربه­ها نفت می­ریخته، آنها را آتش می­زده و از بالای فانوس  دریایی به پایین پرت می­کرده است.</p>
<p dir="rtl">به  گروه­های چپی تعلق داشت و بعد از جنگ خواهان پذیرفتن مسؤلیت جنگ توسط  امپراتور بود. به همین دلیل بارها از سوی گروه­های راست گرا تهدید شد. یک  بار در جواب تلفن یکی از اعضاء این گروه ها، پرسیده بود « تو که حامی  امپراتوری می­توانی شجره نامه امپراتور را از حفظ بیان کنی؟ من می­توانم. »</p>
<p dir="rtl">به  حزب کمونیست ژاپن گرایش داشت و کتاب مصاحبه با رهبر حزب کمونیست ژاپن را  منتشر کرد. یکی از فراخوانان شکل گیری « انجمن بند نه » بود. بند نه قانون  اساسی ژاپن، در جهت تحقق صلحی جهانی تضمین می­دهد که این کشور برای همیشه  از تهدید با توان نظامی و کاربرد توان نظامی اجتناب خواهد کرد. همچنین برای  رسیدن به هدف ذکر شده، ژاپن را از داشتن نیروهای زمینی، دریایی و هوایی  برای جنگ طلبی بر حذر می­دارد. انجمن بند نه شکل گرفت تا بر حسن اجراب این  بند نظارت کند و مانع از نقض آن توسط دولت ژاپن شود. این انجمن تا کنون  بیانیه­های شدید الحنی در رابطه با جنگ عراق صادر کرده است.</p>
<p dir="rtl">هیساشی  سرانجام به خاطر بیماری سرطان روز نهم آوریل ۲۰۱۰ در سن هفتاد شش سالگی در  گذشت. از آثار او می­توان به « یازده گربه »، « طبل را بکوب، نی را بزن »،  « یازده نفر از شهر نکوجارا »، « جزیره غیر منتظره و تصادفی » و &#8230; را  نام برد. در طول نویسندگی­اش جوایز متعددی گرفت که بعضی از آنها عبارتند:  جایزه نائوکی، جایزه آساهی، جایزه یومی­ئوری، جایزه کیکوُچی کان و &#8230;.</p>
<p dir="rtl">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1389/02/07/inoue-hisashi/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بررسی مقابله‌ای نظام آهنگ فارسی و ژاپنی</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1388/12/21/persian-and-japanese/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1388/12/21/persian-and-japanese/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 12 Mar 2010 18:21:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jps</dc:creator>
				<category><![CDATA[زبان و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[رضا مقدم کيا]]></category>
		<category><![CDATA[سید آیت حسینی]]></category>
		<category><![CDATA[محمود بي‌جن‌خان]]></category>
		<category><![CDATA[نظام آهنگ فارسي و ژاپني]]></category>
		<category><![CDATA[پژوهش زبان هاي خارجي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=800</guid>
		<description><![CDATA[سید آیت حسینی، دانشجوی دکترای علوم زبان و اطلاعات دانشگاه توکیو: پژوهش حاضر با هدف آشکار ساختن تفاوت‌های نظام آهنگ زبان فارسی و نظام آهنگ زبان ژاپنی، برای استفاده در گستره‌های زبان‌شناسی مقابله‌ای و آموزش زبان انجام پذیرفت. نخست یک توصیف مرجع از نظام آهنگ هریک از دو زبان در چارچوب نظریه تحقیق برگزیده شد&#8230; [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<table border="0">
<tbody>
<tr>
<td class="align" colspan="2" width="50%"><span>سید آیت حسینی، </span>دانشجوی دکترای علوم زبان و اطلاعات دانشگاه توکیو: <span>پژوهش حاضر با هدف آشکار ساختن تفاوت‌های نظام آهنگ  زبان فارسی و نظام آهنگ زبان ژاپنی، برای استفاده در گستره‌های زبان‌شناسی  مقابله‌ای و آموزش زبان انجام پذیرفت. نخست یک توصیف مرجع از نظام آهنگ  هریک از دو زبان در چارچوب نظریه تحقیق برگزیده شد&#8230;<br />
</span></p>
<p>عنوان : بررسی مقابله‌ای نظام آهنگ فارسی و ژاپنی با نگاهی به تکیه زیر و بمی هسته‌ای در دو زبان</p>
<p><span class="label">عنوان (انگلیسی) :</span><span class="data">A Contrastive Analysis of Persian and Japanese Intonation Systems</span></td>
</tr>
<tr>
<td class="align" colspan="2" width="50%"><span class="label">نشریه : </span> <a href="http://jdesert.ut.ac.ir/page/journal-main-page.html?jourId=10"> <span class="data">پژوهش زبان های خارجی</span> </a></td>
</tr>
<tr>
<td class="align" colspan="2" width="50%"><span class="label">شماره : </span> <a href="http://jdesert.ut.ac.ir/page/issue-main-page.html?issueId=140906"> <span class="data">پژوهش زبان های خارجی : نشریه (۵۴)</span> </a></td>
</tr>
<tr>
<td class="align" colspan="2" width="50%"><span class="label">نویسنده : </span><span class="data">سیدآیت حسینی، محمود بی‌جن‌خان، رضا مقدم کیا</span></td>
</tr>
<tr>
<td class="align" colspan="2" width="50%"><span class="label">تاریخ : </span><span class="data">‏۱۳۸۸/۱۰/۲۸</span></td>
</tr>
<tr>
<td class="align" colspan="2" width="50%"><span class="label">کلمات کلیدی </span>:<br />
<span class="data">ژاپنی،تکیة زیروبمی هسته‌ای،آهنگ،ضریب همبستگی،فارسی،نواخت</span></td>
</tr>
<tr>
<td class="align" colspan="2" width="50%"><span class="label">کلمات کلیدی (انگلیسی) </span>:<br />
<span class="data" style="direction: ltr ! important; text-align: left; display: block;">Correlation Coefficient,Persian,Intonation,Tone,Nuclear Pitch Accent,Japanese</span></td>
</tr>
<tr>
<td class="align" colspan="2" width="50%"><span class="label">چکیده </span>:<br />
<span class="data">پژوهش حاضر با هدف آشکار ساختن تفاوت‌های نظام آهنگ زبان فارسی و نظام آهنگ زبان ژاپنی، برای استفاده در گستره‌های زبان‌شناسی مقابله‌ای و آموزش زبان انجام پذیرفت. نخست یک توصیف مرجع از نظام آهنگ هریک از دو زبان در چارچوب نظریه تحقیق برگزیده شد و نظام آهنگ دو زبان در قالب این دو توصیف مطالعه و مقابله شد و تفاوتی ساختاری بین دو زبان در قالب یک فرضیه برای تحقیق مطرح شد که عبارت بود از وجود تکیة ‌زیر و بمی هسته‌ای Nuclear Pitch Accent (NPA) در فارسی و عدم وجود آن در ژاپنی. سپس داده‌هایی که نمایندة کلیة ساخت‌های نواختی وکلیة الگوهای آهنگی دو زبان بودند، جمع‌آوری شد و از پنج دانشجوی زبان ژاپنی در ایران و پنج دانشجوی زبان فارسی در ژاپن خواسته شد تا تمامی داده‌ها را در محیط آزمایشگاهی بخوانند. پس از بررسی و تجزیه و تحلیل منحنی‌های زیر و بمی پاره‌گفتارهای ضبط شده، مشخص شد که در هر گروه آهنگی فارسی یکی از گروه‌های تکیه‌ای دارندة تکیة ‌زیر و بمی هسته‌ای است و برجسته‌تر از سایر گروه‌ها ادراک می‌شود. درحالی‌که در زبان ژاپنی تکیة‌ واژگانی کلیة کلمات در کلام تظاهر می‎‌یابند و هیچ واحدی برجسته‌تر از سایر واحدها تولید و ادراک نمی‌شود.</span></td>
</tr>
<tr>
<td class="align" colspan="2" width="50%"><span class="label">چکیده (انگلیسی) </span>:<br />
<span class="data" style="direction: ltr ! important; text-align: left ! important; display: block;">This research was conducted to reveal the differences between the intonation systems of Persian and Japanese languages and to be applied to the contrastive linguistics and language teaching fields. First,a description of the intonation system in the Autosegmental-Metrical Phonology framework was chosen as reference for each language. Based on these two descriptions, the intonations of the two languages were studied and compared, and finally one difference between the two systems was pointed out in a hypothesis. Data representing all tonal structures and intonational patterns of Persian and Japanese were then collected. Five Japanese students of Persian language and five Iranian students of Japanese language were asked to read the data in the lab environment. Analysis of pitch contours of the recorded utterances proved the established hypothesis that Persian language uses the nuclear pitch-accent while there is not such a phenomenon in Japanese. </span></td>
</tr>
<tr>
<td class="align" colspan="2" width="50%">
<div><span class="label">فایل مقاله : </span> <a style="font-size: 10px; color: #e04203; font-weight: bold;" href="http://jdesert.ut.ac.ir/download?service=articleFileService&amp;f=qALXn%2FI0cBY%3D"> [دریافت] </a></div>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1388/12/21/persian-and-japanese/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شعرهای امپراتور و ملکه ژاپن برای سال نو</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1388/11/23/emperor-poem/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1388/11/23/emperor-poem/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 11 Feb 2010 21:10:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jps</dc:creator>
				<category><![CDATA[زبان و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[امپراتور آکی هیتو]]></category>
		<category><![CDATA[امپراتور ژاپن]]></category>
		<category><![CDATA[شعر امپراتور]]></category>
		<category><![CDATA[شعر ملکه ژاپن]]></category>
		<category><![CDATA[شعر ژاپن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=721</guid>
		<description><![CDATA[شعر امپراطور درباره &#8220;نور&#8221;  که در روز شعرخوانی سال نو خوانده شد. امپراطور آکی هیتو در شعری که در مراسم شعرخوانی سال نو در قصر امپراطوری خواند صحنه ای را توصیف کرده بود که هنگام قدم زدن در باغ قصر امپراطوری می بیند . موضوع اشعار امسال که به سبک واکا-معمولا ۳۱ هجایی و ۵ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="NewsPhoto aligncenter" src="http://mdn.mainichi.jp/mdnnews/news/images/20100114p2a00m0na017000p_size5.jpg" alt="Members of the Imperial Family listen as Emperor Akihito's poem is recited at the Imperial Palace on Thursday. (Pool photo)" width="250" height="127" /></p>
<p>شعر امپراطور درباره &#8220;نور&#8221;  که در روز شعرخوانی سال نو خوانده شد.</p>
<p style="text-align: justify;">امپراطور آکی هیتو در شعری که در مراسم شعرخوانی سال نو در قصر امپراطوری خواند صحنه ای را توصیف کرده بود که هنگام قدم زدن در باغ قصر امپراطوری می بیند .</p>
<p style="text-align: justify;">موضوع اشعار امسال که به سبک واکا-معمولا ۳۱ هجایی و ۵ خطی ۵-۷-۵-۷-۷سروده می‌شود- &#8220;نور&#8221; بود .</p>
<p style="text-align: justify;">از مجموع ۲۳۳۴۶ شعر که عموم مردم فرستادند و ده نفر که اشعارشان انتخاب شد در جشنی با حضور امپراطور و ملکه و دیگر اعضای خانواده امپراطوری شرکت کردند.</p>
<p>شعر امپراطور :</p>
<h4>آنجا که پرتو نور آفتاب<br />
از میان درختان می گذرد<br />
راهی می بینم<br />
پوشیده از برگ‌های ریخته<br />
و انبوه علف‌های سبز روییده</h4>
<p style="text-align: justify;">ملکه میچیکو احساس خود را از لحظه پیاده روی با امپراطور در قصر امپراتوری در اول غروب با نورکمرنگ روز در اواخر آوریل بیان کرده بود.</p>
<p>امپراتور و همسرش پنجاهمین سالگرد ازدواجشان را در آن ماه جشن گرفته بودند.</p>
<p>شعر ملکه:</p>
<h4>هرگاه که در کنار تو گام برمی‌دارم<br />
جاده انگار تا دوردست‌ها امتداد می یابد<br />
و حالا با اینکه هنگام غروب است<br />
اما هنوز می درخشد<br />
در دوردست‌ها نوری</h4>
<p style="text-align: justify;">ولیعهد ناروهیتو احساسات خود را از دیدن طلوع آفتاب میان دریای ابرها بر فراز کوه فوجی –بلندترین قله ژاپن- در تابستان ۲۰۰۸ به یاد می اورد.</p>
<p style="text-align: justify;">شاهزاده ماساکو در شعرش احساساتش را از دیدن نور افتاب یک صبح زمستانی که بر سطح برکه میدرخشید -هنگامی که در ایالت اکاساکا محل اقامت ولیعهد بود-بیان کرده بود.</p>
<p style="text-align: justify;">شعر دیگری که در مراسم خوانده شد از کونیکو مورواکی  زن خانه دار ۶۹ ساله ای از ساکایی که  حس نورش را از سفری به زادگاهش کوماموتو با خانواده در اواخر جولای توصیف کرده بود   از آنجا که موضوع &#8220;نور &#8221; بود و موریواکی که  هفت یا هشت سالی میشود که بدلیل بیماری نابینا شده است مردد بود که شعرش را بفرستد یا نه اما  پسرش با ارسال قطعه ای باعث شد که نظرش عوض شود.</p>
<p style="text-align: justify;">ناوشی موریواکی پسر ۳۹ ساله اش گفت :&#8221;مادرم میدانست که نور چگونه ست هرچنداکنون نمیتواند ببیند. من فکرکردم میتواند از زاویه دیگری شعری بیافریند. &#8221;<br />
با توجه به گزارش آژانس خانواده امپراتوری از ۲۳۳۴۶ شعر ارسال شده ۱۷۲ شعر از ۲۰ کشور از جمله ایالات متحده آمریکا، برزیل ، کانادا و کره جنوبی فرستاده شده بود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1388/11/23/emperor-poem/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شیرین نظام‌مافی؛ برنده ایرانی عالی‌ترین نشان ادبی ژاپن</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1388/10/25/nezam-maf/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1388/10/25/nezam-maf/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 15 Jan 2010 07:47:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jps</dc:creator>
				<category><![CDATA[زبان و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[شیرین نظام مافی]]></category>
		<category><![CDATA[عالی‌ترین نشان ادبی ژاپن]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[ぶんがくかいしんじんしょう]]></category>
		<category><![CDATA[シリン・ネザマフィ]]></category>
		<category><![CDATA[文學界新人賞]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=716</guid>
		<description><![CDATA[محمدرضا اسلامی: ۱- روزهای نخست ورود به دانشگاه کوبه بود که برای پیگیری کارهای ثبت نام به دفتر خانم پروفسور سگوچی در اداره دانشجویان بین الملل رفتم . پس از صحبت راجع به مسائل مورد نظر ،بحث با ایشان به جاهای مختلفی رفت تا اینکه صحبت از ایران شد و گفت که به ایران رفته [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">محمدرضا اسلامی:<br />
۱- روزهای نخست ورود به دانشگاه کوبه بود که برای پیگیری کارهای ثبت نام به دفتر خانم پروفسور سگوچی در اداره دانشجویان بین الملل رفتم . پس از صحبت راجع به مسائل مورد نظر ،بحث با ایشان به جاهای مختلفی رفت تا اینکه صحبت از ایران شد و گفت که به ایران رفته است و خاطرات خیلی خوبی از دیدن اصفهان دارد و خاطرات خیلی وحشتناکی از نحوه رانندگی در خیابانهای تهران در ذهن دارد (!).</p>
<p style="text-align: justify;">گفت که سابقه خیلی خوبی از حضور دانشجوهای ایرانی در دانشگاههای ژاپن هست و دانشجوهای ایرانی اساسا باهوش و با استعداد هستند به علاوه که بر اساس تجربه شخصی او زبان ژاپنی را هم خیلی خوب و سریع یاد می گیرند. بعد اشاره کرد به عکسی که پشت سر من بود . تصویری بود از خانم سگوچی با یک خانم جوان ایرانی .</p>
<p style="text-align: justify;">گفت که ایشان خانم نظام مافی از فارغ التحصیلان دکتری IT دانشگاه ماست که از بعد فارغ التحصیلی از دانشگاه تا کنون در شرکت پاناسونیک مشغول به کار است. طوری از کار در شرکت پاناسونیک حرف می زد که از صحبتهای ایشان کاملا محسوس بود که چقدر مدیریت دانشگاه از اینکه امکان کار فارغ التحصیلانش در شرکتی همچون پاناسونیک فراهم شود خوشحال و راضی است .</p>
<p>***</p>
<p>۲- حدود یکسال بعد یک روز بعد از ظهر بعد از کلاس، خانم سگوچی را با حالتی سراسیمه و تقریباً پریشان در مقابل دفترش دیدم. تا مرا دید صدا زد و شروع به صحبت کرد .</p>
<p style="text-align: justify;">در صدایش &#8220;لرزش&#8221; بود. گمان کردم خبر بدی را می خواهد بدهد . گفت : یکی از فارغ التحصیلان ایرانی دانشگاه برنده عالی ترین نشان ادبی کشور ژاپن شده . نشانی که تا کنون هیچ یک از فارغ التحصیلان دانشگاه کوبه، به چنین نشانی دست پیدا نکرده است .</p>
<p style="text-align: justify;">متوجه شدم که التهاب چهره خانم سگوچی از نارحتی نیست بلکه از خوشحالی است . روحیه ژاپنی ، روحیه حساسی است و این حساسیت در مواقع شادی یا ناراحتی زیاده از حد ، کاملا در چهره قابل تشخیص است . توضیح داد که خانم نظام مافی با اینکه در رشته مهندسی مشغول به تحصیل بوده اما زبان ژاپنی را در سطحی فرا گرفته که یک کتاب رمان به زبان ژاپنی نوشته و منتشر کرده است.</p>
<p style="text-align: justify;">او این کتاب را با خط کانجی(۱) نوشته و پس از ۱۰۸ سال این اوّلین باری است که یک فرد غیر ژاپنی و غیر چینی موفق به کسب نشان ادبی بونگاکو کایشین جین (文學界新人賞/ぶんがくかいしんじんしょう) می شود .«خیلی خوشحالم که این جایزه ادبی رو یکی از فارغ التحصیلان دانشگاه ما کسب کرده » جمله ای بود که دوبار و با همان حالت هیجان زده و ملتهب تکرار کرد.</p>
<p>اصلاً برایم قابل باور نبود که یکی از اساتید دانشگاه از شنیدن خبر موفّقیت یکی از فارغ التحصیلان چنین برافروخته و احساساتی شود&#8230;.</p>
<p>***</p>
<p>۳- هفته پیش ایمیلی دریافت کردم از اکویاماسان ، دوست عزیزی که بعد از پایان تحصیلاتش در گروه سازه ، در یکی از شرکتهای فنی &#8211; مهندسی در شهر اوساکا مشغول به کار است . متن ایمیل به این شرح بود :</p>
<p>سلام اسلامی سان ،خوبی ؟</p>
<p>حدود یک هفته است که بعد از ظهرها دارم کتاب داستانی که یکی از هموطنانت نوشته را می خوانم . خوب است بدانی که ایشان خانمی است که با وجود ایرانی بودن و با وجود تحصیل در رشته مهندسی کامپیوتر ، توانسته کتاب داستانش را با خط کانجی بنویسد و منتشر کند . ایشان هم اکنون در پاناسونیک دُبی کار می کند . فعلاً مشغول خواندن این کتابم و در حال آشنایی با فرهنگ و رسوم کشورت هستم . اولین فرصتی که ببینمت در مورد داستان ها با هم صحبت می کنیم &#8211; اکویاماسان .</p>
<p>***************************</p>
<p>۴- دیشب اکویاماسان به منزل ما آمده بود و کتاب «کاغذ سفید»شیرین نظام مافی را برای ما با خود به همراه آورده بود .از دیدن کتاب با خط سخت کانجی جداً احساس لذت کردم .</p>
<p style="text-align: justify;">مشتاق شنیدن داستان از زبان یک خواننده ژاپنی بودم . توضیح داد که: « کتاب مشتمل بر دو داستان است . اوّلی داستان یک دختر افغانی است که مادرش در افغانستان و بدست طالبان کشته شده است .او به ژاپن می آید و در ژاپن با مشکلات زیادی مواجه است . اما دانشجویان ایرانی که زبان فارسیِ دَریِ او را می فهمند به او کمک می کنند تا بر مشکلات زندگی جدید غالب شود .</p>
<p style="text-align: justify;">او مشغول زندگی در ژاپن است که پس از چند سال به او خبر می رسد که پدر او نیز به دست طالبان کشته شده است . دختر افغانی تصمیم به برگشت به کشور خود می گیرد . او فکر می کند که دیگر نمی خواهد در ژاپن زندگی کند و می خواهد در همان کشوری بمیرد که پدر و مادرش در آنجا کشته شده اند. داستان در فرودگاه کانسای تمام می شود . داستان دوم داستان عشق یک پسر و دختر جوان است که در حوالی تهران زندگی می کنند .»</p>
<p style="text-align: justify;">اکویاماسان می گفت :« اسلامی، من نمی دانستم که در ایران دخترها و پسرها در دبیرستانهای جدا از هم درس می خوانند»(!). گفتم :بله. گفت: در اینجا خوانده ام که اگر دختر و پسری بخواهند همدیگر را ببینند و با هم قرار ملاقات بگذارند و کسی آنها را در حین ملاقات ببیند می گوید « اَسو تغو فورو را »(استغفرالله !).  گفتم اینجا نوشته ؟!! . اکویاماسان توضیح داد که «من فهمیده ام در تهران خیابانی است  بلند از شمال تا جنوب تهران که هر دو سمت آن را چنارهای بلند شبیه درختان بامبوی بلند ژاپنی گرفته و حالت تونلی از درخت را پیدا کرده &#8230; من خیلی دوست دارم این خیابان را ببینم.<br />
چند عکسی از خیابان ولی عصر را از اینترنت با هم دیدیم &#8230;.</p>
<p>**************************************<br />
۵- متخصّصان ایرانی در نقاط مختلف دنیا  نبوغ، هوش و استعداد ایرانی را بارها به مَنصه ظهور رسانده اند. بارها از اساتید مختلف شنیده ام که در سابقۀ ذهنیِ آنها دانشجویِ ایرانی یعنی «دانشجوی خوب».</p>
<p style="text-align: justify;">هم اکنون متخصصان ایرانی زیادی در نقاط مختلف دنیا و در کشورهای مختلف هستند که بسیاری در کارِ خود از بهترین ها محسوب می شوند .  آفتابِ مهربانی(۲)،امید که سایه اش را چنان بگستراند که آداب با هم بودن و در کنار هم خوب تر زیستن را بهتر بیاموزیم &#8230; که بزرگترین ذخائر و منابع هر کشور &#8220;مردمان&#8221; آن کشورند&#8230;و بسیار دریغ است اهلِ یک خانواده هر یک در گوشه ای در شهری.</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8211;<br />
پای‌نوشت:<br />
۱- ژاپنی ها در نوشتار از الفبای خود استفاده نمی کنند . خطّ کانجی (漢字)، خطّی است که ژاپن باستان از امپراطوری بزرگ چین باستان گرفته است . در آن به ازاء هر کلمه یک «نشانه» وجود دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">در واقع در این خط ، برای هر کلمه یک شکلِ «قراردادی» متشکل از خطوط درهم وجود دارد و خواندن آن کلمه بر اساس خواندنِ حروف نمی باشد. برای اینکه بتوانیم در ژاپن یا چین &#8220;روزنامه&#8221; بخوانیم ، بجز فراگرفتن گرامر زبان و همچنین کلمات لازم ،باید حداقل حدود ۲۰۰۰ کانجی از حفظ بود. (؟!)</p>
<p align="center">ارتباط با نویسنده(محمدرضا اسلامی؛ دانشجوی رشته مهندسی سازه):</p>
<p align="center">mrz_eslami[@]yahoo(.)com</p>
<p style="text-align: justify;">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1388/10/25/nezam-maf/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بررسی تغییرات قید یاهاری در زبان ژاپنی</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1388/08/19/yahari/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1388/08/19/yahari/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 05:40:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jps</dc:creator>
				<category><![CDATA[زبان و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[زبانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[هانیه خورشیدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=575</guid>
		<description><![CDATA[]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1388/08/19/yahari/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چرا زبان ژاپنی می خوانم؟</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1388/07/09/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%da%98%d8%a7%d9%be%d9%86%db%8c-%d9%85%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%85%d8%9f/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1388/07/09/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%da%98%d8%a7%d9%be%d9%86%db%8c-%d9%85%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%85%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 01 Oct 2009 13:47:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بهنام جاهدزاده</dc:creator>
				<category><![CDATA[زبان و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[بهنام جاهدزاده]]></category>
		<category><![CDATA[زبان ژاپنی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=481</guid>
		<description><![CDATA[بهنام جاهدزاده: چند هفته پیش در سفری که به ژاپن داشتم داخل هواپیما داشتم روزنامه روز قبل آساهی را می خواندم. روزنامه آساهی غنیمتی بود تا بتوانم ۱۲ ساعت پرواز تا توکیو را حداقل چند ساعتی با نگاه به مطالب آن سپری کنم. صندلی من در ردیف سمت چپ هواپیما نزدیک بالهای آن قرار داشت. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">بهنام جاهدزاده:<br />
چند هفته پیش در سفری که به ژاپن داشتم داخل هواپیما داشتم روزنامه روز قبل آساهی را می خواندم. روزنامه آساهی غنیمتی بود تا بتوانم ۱۲ ساعت پرواز تا توکیو را حداقل چند ساعتی با نگاه به مطالب آن سپری کنم. صندلی من در ردیف سمت چپ هواپیما نزدیک بالهای آن قرار داشت. چون تحمل جای تنگ برایم سخت است خواسته بودم صندلی کنار راهرو را برایم بدهند.</p>
<p style="text-align: justify;">در صندلی کنار من یک مرد ایرانی و در صندلی چسبیده به بدنه هواپیما یک زن محجبه لاغر اندام، مانتو به تن و مقنعه به سر جا گرفته بودند. بعد از مدتی که از نشستن سافران در هواپیما می گذشت و منتظر پرواز بودیم، صدای اذان از جایی به گوش رسید و زن محجبه ای که در صندلی چسبیده به بدنه هواپیما جا گرفته بود با یک خوردنی که به نظرم خرما آمد روزه خود را باز کرد. زن محجبه قبل از خوردن خوردنی اش آن را به مردی که بین من و او نشسته بود تعارف کرد و مرد هم در جواب ضمن تشکر گفت که قبول باشد. بعد از آن هم چند مکالمه کوتاه بین آن دو رد و بدل شد که من نفهمیدم راجع به چه چیزی صحبت می کنند.</p>
<p style="text-align: justify;">بالاخره بعد از یک ساعتی تاخیر هواپیما پرواز کرد. قبل از پرواز هواپیما در هواپیماهای ایران ایر آب نبات به مسافران داده می شود تا اندکی از دلهره آنان کاسته شود. در آن لحظه من همیشه یاد خاطرات دوران کودکی ام می افتم که یکی از اقوام ما هنگام سر بریدن گوسفند قند در دهان گوسفند می گذاشت.</p>
<p style="text-align: justify;">هواپیما اندک اندک اوج می گرفت تا برسد به ارتفاع ۱۱ هزار متری. من بعد از اینکه دلهره ناشی از پرواز را آرام آرام داشتم فراموش می کردم دوباره روزنامه آساهی را برداشتم تا دوباره نگاهی به صفحات آن بیندازم. بعد از لحظاتی مطالعه روزنامه ناگهان خانمی که در صندلی ردیف عقب نشسته بود، رو به من کرد و گفت&#8221; ببخشید واقعا می فهمید چی نوشته؟&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;">من که ۱۳ سال است با زبان ژاپنی سرو کار دارم و با این سوالات زیاد مواجهه شده ام با خونسردی جواب دادم که بله من زبان ژاپنی خوانده ام و تخصصم بوده است و در خواندن روزنامه ژاپنی مشکلی ندارم. خانم صندلی پشتی که وسط دو دختر خانم جوان نشسته بود. اندکی جا خورد و این بار جدیت کلام خود را بیشتر کرد و گفت که از چند لحظه پیش دیده من روزنامه می خوانم و برایش سوال بوده که واقعا من مطالب آن را می فهمم یا نه. چندین بار می خواسته بپرسد اما دخترش جلویش را گرفته و گفته مامان عیبه.</p>
<p style="text-align: justify;">خوشبختانه یک جلد از کتاب &#8220;برگی در سایه&#8221; ترجمه شعر معاصر ژاپن که اخیرا انجام داده ام پیشم بود به آن خانم ناشناس تقدیم کردم و آرزو کردم که فرصتی باشد تا هرچند اندک ایشان نیز با فرهنگ و ادبیات ژاپن آشنا شوند. او نیز تشکر کرد و متعجب از اینکه انتظار چنین نتیجه ای از یک جمله خود را نداشته است.</p>
<p style="text-align: justify;">آن خانم و دو دوخترش عازم سفر ده روزه به چین بودند. در فرودگاه پکن از من خداحافظی کرده هواپیما را به طرف پکن مه آلود ترک کردند.<br />
آن خانم انگیزه من از خواندن زبان ژاپنی پرسید و اینکه چرا زبان دیگری نخوانده ام. در برابر این سوال و اینکه چطور باید به آن پاسخ داد مدتهاست که فکر کرده ام. شاید به اندازه عمری که صرف یادگیری این زبان کرده ام. گاهی فکر می کنم که لازم نیست وقت خود را جهت توجیه آدمهایی که فکر می کنند باید از راهی که همه می روند رفت صرف کنم. گاهی هم سرحال هستم و حس می کنم بهتر است کمی صحبت کنم و از مصاحبت با دیگران لذت ببرم.</p>
<p style="text-align: justify;">برخلاف ژاپنی ها، ایرانی ها خوشبختانه ارتباط با همه کس در همه جا را دوست دارند و همیشه در حال گپ و گفتگو هستند. اوقاتی که کمی مصاحبت با دیگران را برای خود مفید می دانم و یا اینکه احساس می کنم وظیفه دارم دیگران را از کاری که انجام می دهم آگاه کنم در جواب این سوال معمولا پاسخ می دهم که خواندن زبان ژاپنی و آشنایی با کشور ژاپن و فرهنگ و ادبیات ژاپن تاثیر عمیقی روی زندگی من داشته است و این که با یک نوع طرز تفکر، زندگی و آداب و رسوم دیگر آشنا شده ام و جنبه دیگری از چگونگی زندگی برایم روشن شده است برایم کفایت می کند.</p>
<p style="text-align: justify;">بعضی وقت ها خودم از دانشجویان زبان ژاپنی همین سوال را می پرسم. این سوال برای دانشجویان سال اول تازگی دارد و آنها سعی می کنند با جدیت انگیزه خود را توضیح دهند. اما وقتی این سوال را از دانشجویان سال های بالاتر می پرسی احساس می کنند که سر به سرشان گذاشته شده است. از آن ها در طول سه چهار سالی که با این زبان درگیر بوده اند حتما دهها بار از سوال پرسیده شده است و دیگر حال و حوصله توضیح این نکته برای آن ها باقی نمانده است.</p>
<p style="text-align: justify;">اما به نظر من این سوال که چرا زبان ژاپنی می خوانی را باید جور دیگری طرح کرد. و آن این که اگر زبان ژاپنی نمی خواندی چه حسی داشتی؟ در این صورت است که آن هایی که به واسطه یادگیری این زبان، با فرهنگ، تاریخ و ادبیات ژاپن آشنایی پیده کرده اند به این نکته پی خواهند برد که اگر این اتفاق برای آن ها نمی افتاد چه فرصت ارزشمندی را از دست داده بودند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1388/07/09/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%da%98%d8%a7%d9%be%d9%86%db%8c-%d9%85%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%85%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

