بهنام جاهدزاده/
فضاى رسانه اى در ژاپن به كل متاثر از رسانه هاى اروپا و آمريكاست. حتى بورس ژاپن گوشش به خبرهايى است كه از اروپا و آمريكا مى رسد نه خبرهاى آسيايى يا داخلى.
اين روزها خبرهاى زيادى درباره مساله ايران با جهان غرب در رسانه هاى ژاپنى پخش مى شود. در همه اين خبرها معمولا اسم ايران با صفت " اين كشور كه با چشم پوشى از قطعنامه هاى سازمان ملل به برنامه هسته اى خود ادامه مى دهد" همراه است و خواه ناخواه ايران را ناقض قوانين بين المللى معرفى مى كند كه مستحق تنبيه هاى بين المللى است.
به عنوان مثال چند روز پيش روزنامه "سان كه" ژاپن از موضع نرم دولت ژاپن در قبال تحريم هاى خريد نفت ايران انتقاد كرده بود و توصيه كرده بود ژاپن در اين زمينه روابط خود را با آمريكا همسان كند.
يا در بحث اخبار راديوى ملى ژاپن "ان اچ كه"، نظر دو شنونده پخش شد كه يكى خواستار قطع خريد نفت از ايران و ديگرى خواستار تدابير به موقع دولت براى جلوگيرى از ضربه خوردن اقتصاد ژاپن در صورت اعمال تحريم خريد نفت بودند.
در صحبت هايى كه با آشنايان و دوستان ژاپنى مى كنم نگرانى شان را درباره برخورد نظامى بين ايران ...
تاریخ: ۸ بهمن ۱۳۹۰
چندی پیش یکی از دانشجویان زبان ژاپنی با بورسیه بنیاد ژاپن چند هفته ای به ژاپن آمده بود. ازش پرسیدم ژاپن چطوره به نظرت؟ گفت: خیلی امنیت داره! گفتم امنیت داره آره. اما جرم و جنایت هم داره که به چشم تازه واردها نمی آد.
نمونه اش همین امروز روزنامه آساهی در خبری نوشته بود که در اقدامی عجیب یکی از شهروندان ژاپنی در شهر ناگویا در روز روشن با چتر به یکی از مغازه هایی که بیست و چهار ساعته بازند وارد می شود و محترمانه نوک تیز چتر را به طرف مغازه دار نشانه می رود و می گوید:
«لطفا دستپاچه نشوید! دارم بهتان دستبرد می زنم. خواهش می کنم پلیس را خبر کنید!»
مغازه دار بدبخت یا خوشبخت که احتمالا بهتش زده بوده به پلیس زنگ می زند. تا سر و کله پلیس پیدا شود، دزد محترم با مغازه دار جلوی مغازه منتظر پلیس می شوند تا پلیس پیدایش شود. بعد از آمدن پلیس دزد محترم از مغازه دار عذرخواهی می کند و خودش را تسلیم آقا پلیسه می کند.
علت اقدام دزد محترم این بوده است که ایشان قبلا نیز مرتکب جرمی شده بوده اند و دوره زندان را سپری می کرده اند. بعد از سپری کردن دوران بند آزاد ...
تاریخ: ۱۶ آذر ۱۳۸۹
بهنام جاهدزاده
امروز رفته بودم بانک تا قبض اجاره خانه را پرداخت کنم. بعد از آن که شماره انتظار را از دستگاه گرفتم و روی صندلی انتظار بانک نشسته و منتظر نوبتم بودم، چشمم به یک پوستری افتاد که در داخل بانک روی دیوار پذیرش بانک چسبانده شده بود.
پوستر عکس یک دستی بود که کار قرمز را نشان می داد. روی کارت قرمز این عبارت درج شده بود.
«暴力団退場»
یعنی: «گروه تبهکار بیرون!»
البته ترجمه تجت الفظی عبارت ژاپنی اش می شود «گروه فشار بیرون!» یا «زورگیران بیرون!» اما چون این ها به گروه طبهکار، گروه فشار می گویند و ما تلقی دیگری از گروه فشار داریم همان ترجمه «تبهکار» مناسب تر است.
کنار کارت عبارت دیگری درج شده بود: «درخواست غیر معقول رد می شود!»
یعنی مثلا یک دفعه ای کلت درنیارید و تهدید کنید که هرچی پول در صندوق هست را بریزید تو این کسیه!
یاد اخبار چند روز پیش افتادم که یکی از سرکردگان همین گروه تبهکار به جرم اخاذی دستگیر شد. معمولا در اخبار رسمی اسمی از یاکوزا برده نمی شود. از آن ها با نام تبهکاران یا گروه فشار یاد می شود.
هر از چند گاهی از این اخبار در ژاپن پخش می شود که ...
تاریخ: ۳ آذر ۱۳۸۹
بهنام جاهدزاده:
اگر ژاپنی ها با شما مخالفت کنند مخالفتشان را به طور علنی و واضح ابراز نمی کنند. کسی در ژاپن به شما نمی گوید با شما مخالفم. چرا؟ چون اساساً فرهنگ ژاپنی مبتنی بر تعامل و همزیستی مسالمت آمیز با دیگران است و اشخاص معمولا در دو خط موازی همدیگر حرکت می کنند تا این که در جایی همدیگر را قطع کنند.
این نوع تواضع ژاپنی در همه شئونات زندگی ژاپنی ها دیده می شود. بنابراین معمولا امرو نهی هم به طور غیر مستقیم و به دور از بیان مستقیم زبانی است.
مثلا اگر شما با یک ژاپنی در یک محیط مثلا اتاق باشید، و هوای اتاق سرد باشد و این سردی دلیلش مثلا باز بودن پنجره اتاق باشد ژاپنی احتمالا به طور غیر مستقیم به شما خواهد گفت که فکر نمی کنی اتاق سرده؟ یا این که تو سردت نیست!؟ یا این که اگر دوست داشتی پنجره را ببندیم!
[caption id="" align="aligncenter" width="320" caption="چطور است اندکی استراحت کنید!"][/caption]
این نوع رفتار در مقایسه با رفتار خارجی ها از تاکید کمتری برخوردار است. در این مورد خاص ژاپنی احتمال می دهد که فقط خودش سردش باشد یا این که طرف مقابل خودش از باز گذاشتن پنجره دلیل خاصی داشته باشد.
این نوع ملایمت ژاپنی ...
تاریخ: ۱۳ مهر ۱۳۸۹
بهنام جاهدزاده:
امروز که داشتم می رفتم دانشگاه سر کلاس فشرده تابستانی، یادم افتاد که نوشیدنی با خود برنداشته ام. سر راه خود به فروشگاه بزرگ محل که در آن از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا می شودرفتم و یک بطری چای 2 لیتری خریدم تا 4، 5 ساعت مداوم کلاس را بتوانم آب از دست رفته بدنم را جبران کنم.
چیزی که بیشتر در همین فروشگاه بزرگ جلب توجه می کند کار خانم ها، آن هم خانم های جا افتاده ای است که حول و حوش 60 سال دارند. شاید کسی که به فرهنگ کار و زندگی این جامعه آشنا نباشد دلش به حالشان بسوزد و بگوید این بیچاره ها آسایش ندارند. اما آسایش ژاپنی ها زمانی است که برایشان کار فراهم است. در ژاپن اگر کار نکنی زندگی برایت سخت می شود و شاید هم غیر ممکن. برای همین کار از هر نوعش ارزش اجتماعی زیادی دارد و همه کارها از اهمیت برخودار است.
[caption id="" align="aligncenter" width="320" caption="بفرمایید چای سبز! "][/caption]
بعد از این که استاد آمد و یک ساعت و نیمی سخن راند گلوی ما هم خشک شد و در حالی که گلویم را با چای سبز تر می کردم چشمم به نوشته رویش افتاد که "100 در صد ...
تاریخ: ۵ مهر ۱۳۸۹
سركار خانم «بابايي» ،پوشيده در چادري سياه و و با نگاهي سرد و نافذ ، هيبتي خاص دارد كه به سرعت انسان را به ياد اهالي شرق آسيا مي اندازد. ايشان را تا 21 سالگي با نام «كونيكو يامامورا» صدا مي كردند ولي او ديگر سال هاست كه «حاج خانم بابايي» خوانده مي شود. به راستي آيا خانواده «يامامورا» در دورترين افق هاي ذهني خود تصور مي كردند كه يكي از نوادگانشان به خيل سربازان «حضرت روح الله» بپيوندد و خون سرخش بر خاك گرم كربلاي ايران اسلامي ريخته شود. و اين چنين است تقدير كسي كه باران رحمت خاصه ي خداوند بر وجودش ببارد و بركتي آسماني به حياتش ببخشايد.
[caption id="" align="aligncenter" width="400" caption="«كونيكو يامامورا» مادر شهيد دفاع مقدس"][/caption]
---: لطفا خودتان را معرفي كنيد.
*بابايي: «سبا بابايي» هستم. 76 سال دارم. در كشور ژاپن و در استان "كيودو " شهر "اَشيا " متولد شدم .اين منطقه از گذشته تا الان معروف است و گرانترين زمينهاي ژاپن در اين شهر قرار دارد زيرا نزديك كوه و دريا است و خيلي آرامش دارد، در آن موقع سينما و مغازههاي زيادي در اين شهر وجود نداشت به همين دليل شلوغ نبود و پولدارها در آن شهر زمين ميخريدند و ويلاهاي آنچناني ميساختند. البته ...
تاریخ: ۱ مهر ۱۳۸۹
« زلزله بم که اتفاق افتاد تصویری از یک دختر بمی دیدم که پدر مادرش پشت سرش زیر آوار مدفون شده بودند. خیلی دلم سوخت. به خانمم گفتم بیا ببین بیچاره دخترک چه حال و روزی داره!»
«شش ماه طول کشید تا مقدمات یک کنسرت بزرگ موسیقی خیریه به نفع زلزله زدگان بمی در توکیو تشکیل بدهم. ایشی هارا شین تارو شهردار توکیو سالن بزرگی را در اختیار ما قرار داد و گفت : این سالن رو به مایکل جکسون هم نمی دادیم.»
[caption id="" align="aligncenter" width="400" caption="عکس از: بهنام جاهدزاده"][/caption]
حمید شهسواری 54 ساله ایرانی ای است که 25 سال پیش به ژاپن آمده است. نزدیک ایستگاه ایکه بوکورو رستوران نسبتا بزرگ غذای ایرانی راه انداخته و پنجاه شصت شاگرد ژاپنی دارد که به آن ها ساز و رقص و آواز ایرانی یاد می دهد. رستورانش اش پر است از سازهای ایرانی. سنتور ، سه تار ، تنبور، عود، نی ... کف رستوران را با فرش های دست باف ایرانی پوشانده و چند تا فرش عتیقه را از دیوار آویزان کرده است. خوش صحبت است.
کبابش تفاوتی با کباب اصیل ایرانی ندارد. بغلش ریحان هم می گذارد. با برنج ایرانی. منوی رستورانش ماهیچه و جوجه کباب و قیمه و قورمه سبزی هم دارد. ...
تاریخ: ۲۲ شهریور ۱۳۸۹
بهنام جاهدزاده:
سال ها که نه، قرن ها، آن هم نه، شاید از ظهور بنی آدم در این کره خاکی (که خاکی خاکی هم نیست) تا کنون و سال ها و قرن های آینده تلاش بشر برای زندگی بهتر و همراه با آرامش و آسایش برای خود و آینده بهتر برای فرزندان خود بوده است. حتی جنگ هم به نوعی نیاز بنی آدم بوده است به این که دشمن خود را از بین ببرد تا بتواند خود و فرزندانش زنده بمانند. اما انگار بشر فقط ابزار زندگی اش را تغییر داده و به پیشرفت چشمگیری در این زمینه دست پیدا نکرده است. فعلا همان آش است و همان کاسه. ناامنی و نا آسایشی و آینده نا معلوم تغییری نکرده است. اگرچه در مواردی مثل بهداشت و مبارزه با بیماری هاپیشرفت بشر در زمینه بهداشتی چشمگیری دست یابد، اما از جهتی ابزار ساخت بشر بلایی برای خود شده است.
لابد می فرمایید چرا مقدمه به این سنگینی را شروع کردم. خدمتتان عرض می کنم.
حالا این همه پیشرفت در این ژاپن اتفاق افتاده چه شده است؟
عده کثیری از این ژاپنی ها هر ساله تعطیلات تابستانی که می شود، ینشان آن ها را به اقصا نکات جهان می برد تا عیش و نوششان و ...
تاریخ: ۳۱ مرداد ۱۳۸۹
با وجود فشارهاي کاخ سفيد بر دولت ژاپن براي اجرايي کردن تحريم هاي تصويب شده عليه ايران توسط کنگره آمريکا، طبق مصوبه هيات دولت ژاپن، توکيو تنها به اجرايي شدن تحريم هاي شوراي امنيت اکتفا کرد.
پس از آنکه ايالات متحده آمريکا، اتحاديه اروپا و کشورهايي نظير کانادا با تصويب تحريم هايي فراتر از تحريم هاي شوراي امنيت، سعي کردند تا ايستادگي کامل خود را در برابر جمهوري اسلامي ايران در پرونده هسته اي نشان دهند، دولت ژاپن هم با گذر از دو راهي تصميم گيري، سرانجام تحريم هاي بين المللي را تصويب کرد تا براي اجرا در دستگاه هاي دولتي اين کشور ابلاغ شود.
در فاصله زماني بين تصويب تحريم هاي اخير شوراي امنيت تا سه شنبه ي گذشته و در راستاي تلاش واشنگتن به تعميم سياست هاي خود، کاخ سفيد دولت ژاپن را زير فشار قرار داد تا تحريم هاي مصوب کنگره آمريکا را براي اعمال فشار بيشتر بر ايران به عنوان متمم تحريم هاي بين المللي اجرايي کند که اکتفاي دولت ژاپن به اجرايي کردن قطعنامه 1929 به نوعي شانه خالي کردن از اين خواست آمريکا محسوب مي شود.
در طول مدت مذکور منابع و کارشناسان سياسي ژاپن، هشدارهايي را در اين زمينه مطرح کردند تا دولت در حد ممکن ...
تاریخ: ۲۹ مرداد ۱۳۸۹
بهنام جاهدزاده
وقتی که 65 سال پیش خلبان انولا و همرزمانش پسر کوچک را بر روی هیروشیما انداختند سرنوشت مردم و سیاست و اجتماع ژاپن را به کل تحت تاثیر قرار دادند. علاوه بر این که این بمب هزاران نفر را در آتش خود سوخت و شهر هیروشما را به خاکستر تبدیل کرد، باعث شد تا ژاپن تبدیل به کشور طرفدار سینه چاک صلح شود و تصویر تازه ای از خود در جهان ارائه کند.
65 سال است که ژاپنی ها صدای صلح جویی خود را بلند کرده اند و انگلیسی یاد می گیرند تا در سراسر دنیا حرف خود را به گوش جهانیان برسانند. بازمانده گان بمب اتمی با چهره های سوخته بی مهابا در خیابان ها و سالن های عمومی نیویورک بر مردم تجربه تلخ خود و اطرافیان خود را تعریف می کنند و اشک بر چهره مردمانی می نشانند و احساس انسان دوستی آدمهایی را برانگیزند که در ناز و نعمت مادیات آن قدر پوستشان کلفت شده است که درد مردم آن ور دنیا را به این راحتی ها حس نمی کنند. این تراژدی ها هم هر از چند گاهی سبب می شود تا زندگی شان از یک نواختی دربیاید و تراژدی چاشنی زندگی پر از کمدی شان شود.
مردم ...
تاریخ: ۱۸ مرداد ۱۳۸۹