<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مرکز مطالعات ژاپن &#187; سیاست و اجتماع</title>
	<atom:link href="http://japanstudies.ir/category/politics-and-society/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://japanstudies.ir</link>
	<description>مرکز مجازی مطالعات ژاپن با همکاری جمعی از دانش‌اموختگان زبان ژاپنی دانشگاه تهران و علاقه‌مندان به فرهنگ ژاپن راه‌اندازی شده‌است.</description>
	<lastBuildDate>Sat, 04 Feb 2012 17:27:25 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3</generator>
		<item>
		<title>خبرهایى که تصویر ما را کدر مى کند</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1390/11/08/%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%8a%d9%89-%d9%83%d9%87-%d8%aa%d8%b5%d9%88%d9%8a%d8%b1-%d9%85%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d9%83%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%89-%d9%83%d9%86%d8%af/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1390/11/08/%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%8a%d9%89-%d9%83%d9%87-%d8%aa%d8%b5%d9%88%d9%8a%d8%b1-%d9%85%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d9%83%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%89-%d9%83%d9%86%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 27 Jan 2012 21:38:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بهنام جاهدزاده</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[بهنام جاهدزاده]]></category>
		<category><![CDATA[ژاپن و ايران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=1994</guid>
		<description><![CDATA[بهنام جاهدزاده/ فضاى رسانه اى در ژاپن به کل متاثر از رسانه هاى اروپا و آمریکاست. حتى بورس ژاپن گوشش به خبرهایى است که از اروپا و آمریکا مى رسد نه خبرهاى آسیایى یا داخلى. این روزها خبرهاى زیادى درباره مساله ایران با جهان غرب در رسانه هاى ژاپنى پخش مى شود. در همه این [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بهنام جاهدزاده/<br />
فضاى رسانه اى در ژاپن به کل متاثر از رسانه هاى اروپا و آمریکاست. حتى بورس ژاپن گوشش به خبرهایى است که از اروپا و آمریکا مى رسد نه خبرهاى آسیایى یا داخلى.<br />
این روزها خبرهاى زیادى درباره مساله ایران با جهان غرب در رسانه هاى ژاپنى پخش مى شود. در همه این خبرها معمولا اسم ایران با صفت &#8221; این کشور که با چشم پوشى از قطعنامه هاى سازمان ملل به برنامه هسته اى خود ادامه مى دهد&#8221; همراه است و خواه ناخواه ایران را ناقض قوانین بین المللى معرفى مى کند که مستحق تنبیه هاى بین المللى است.</p>
<p>به عنوان مثال چند روز پیش روزنامه &#8220;سان که&#8221; ژاپن از موضع نرم دولت ژاپن در قبال تحریم هاى خرید نفت ایران انتقاد کرده بود و توصیه کرده بود ژاپن در این زمینه روابط خود را با آمریکا همسان کند.<br />
یا در بحث اخبار رادیوى ملى ژاپن &#8220;ان اچ که&#8221;، نظر دو شنونده پخش شد که یکى خواستار قطع خرید نفت از ایران و دیگرى خواستار تدابیر به موقع دولت براى جلوگیرى از ضربه خوردن اقتصاد ژاپن در صورت اعمال تحریم خرید نفت بودند.<br />
در صحبت هایى که با آشنایان و دوستان ژاپنى مى کنم نگرانى شان را درباره برخورد نظامى بین ایران و غرب ابراز مى کنند. یکى از این آشنایان خوش باور پیشنهاد مى دهد ژاپن بودایى میانجى بین ایران اسلامى و آمریکاى مسیحى شود و مساله حل و فصل شود.<br />
یکى از دوستان دانشگاهم که بسیار مشتاق تاریخ باستان ایران است و آرزویش سفر به ایران و دیدن تخت جمشید مى گوید &#8220;نباید جنگ شود. حیف است بناهاى تاریخى آسیب ببینند. نکند جنگ دربگیرد و من نتوانم به ایران بروم.&#8221;<br />
مسائل و کشمکش هاى سیاسى ایران با غرب تصویر ایرانى هاى ساکن در خارج را نیز تحت تاثیر قرار داده است. بیشتر ژاپنى ها دوست دارند با کسى که کشورش در معرض تهدید جنگ قرار گرفته ابراز همدردى کنند. در عین حال انتظار پاسخ ما به سوالاتى را دارند که برایشان پیش آمده. فعلا بحث از جنگ و تحریم است و بستن تنگه هرمز. در تهران هفته فرهنگى ژاپن شروع شده است. این جا در ژاپن مجال بحث فرهنگ  ایران تنگ است. سنگینى این فضا که تصویر ما را کدر مى کند هزینه هاى جانبى هستند که ما در این کشمکش متحمل مى شویم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1390/11/08/%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%8a%d9%89-%d9%83%d9%87-%d8%aa%d8%b5%d9%88%d9%8a%d8%b1-%d9%85%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d9%83%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%89-%d9%83%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دارم بهتان دستبرد می زنم.لطفا دستپاچه نشوید!</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1389/09/16/thief/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1389/09/16/thief/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 07 Dec 2010 08:43:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بهنام جاهدزاده</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصاد ژاپن]]></category>
		<category><![CDATA[امنیت اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[بهنام جاهدزاده]]></category>
		<category><![CDATA[ژاپن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=1423</guid>
		<description><![CDATA[چندی پیش یکی از دانشجویان زبان ژاپنی با بورسیه بنیاد ژاپن چند هفته ای به ژاپن آمده بود. ازش پرسیدم ژاپن چطوره به نظرت؟  گفت: خیلی امنیت داره! گفتم امنیت داره آره. اما جرم و جنایت هم داره که فعلا به چشم تازه واردها نمی آد.
نمونه اش همین امروز روزنامه آساهی در خبری نوشته بود که در اقدامی عجیب یکی از شهروندان ژاپنی در شهر ناگویا با چتر به یکی از مغازه هایی که بیست و چهار ساعته باز هستند وارد می شود و محترمانه نوک تیز چتر را به طرف مغازه دار نشانه می رود و می گوید:
«لطفا دستپاچه نشوید! دارم بهتان دستبرد می زنم. خواهش می کنم پلیس را خبر کنید!»]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<p>چندی پیش یکی از دانشجویان زبان ژاپنی با بورسیه بنیاد ژاپن چند هفته ای به ژاپن آمده بود. ازش پرسیدم ژاپن چطوره به نظرت؟  گفت: خیلی امنیت داره! گفتم امنیت داره آره. اما جرم و جنایت هم داره که به چشم تازه واردها نمی آد.</p>
<p>نمونه اش همین امروز روزنامه آساهی در خبری نوشته بود که در اقدامی عجیب یکی از شهروندان ژاپنی در شهر ناگویا در روز روشن با چتر به یکی از مغازه هایی که بیست و چهار ساعته بازند وارد می شود و محترمانه نوک تیز چتر را به طرف مغازه دار نشانه می رود و می گوید:</p>
<p>«لطفا دستپاچه نشوید! دارم بهتان دستبرد می زنم. خواهش می کنم پلیس را خبر کنید!»</p>
<p>مغازه دار بدبخت یا خوشبخت که احتمالا بهتش زده بوده به پلیس زنگ می زند. تا سر و کله پلیس پیدا شود، دزد محترم با مغازه دار جلوی مغازه منتظر پلیس می شوند تا پلیس پیدایش شود. بعد از آمدن پلیس دزد محترم از مغازه دار عذرخواهی می کند و خودش را تسلیم آقا پلیسه می کند.</p>
<p>علت اقدام دزد محترم این بوده است که ایشان قبلا نیز مرتکب جرمی شده بوده اند و دوره زندان را سپری می کرده اند. بعد از سپری کردن دوران بند آزاد می شوند و محیط بیرون را برای ادامه زندگی مشکل می یابند. تصمیم می گیرند دوباره جرم مرتکب شوند و باز برگردانده شوند به همان سلول گرم و نرم و راحت خودشان. و لابد هر روز سه وعد غذای گرم دریافت کنند که متخصصان تغذیه حواسشان جمع است تا تمامی مواد مورد نیاز بدن از جمله سبزیجات، میوه فصل، لبنیات، حبوبات، گوشت و ماهی و انواع ویتامین ها در آن موجود باشد.</p>
<p>جامعه ژاپن با این که امکانات زندگی را برای افرادش فراهم کرده است، اما مشکلات خاص خودش را دارد. البته این نوع بیان که جامعه امکانات زندگی را فراهم کرده است شاید تعریف درستی نباشد. چراکه به ذهن کسانی که با شرایط سفت و سخت محیط کار و زندگی ژاپن آشنا نباشند این طور به نظر برسد که دولت کریمه ژاپن کار می کند و درآمدش را به جیب مردم می ریزد. مرد نیز تخمه می خرند و جمع می شوند جلوی تلویزیون پایشان را دراز می کنند ،تخمه می شکنند و بازی فوتبال تماشا می کنند تا از رفاه موجود دور از ادب مثل سگ لذت ببرند.</p>
<p>نه! در ژاپن نه از تخمه خبری هست و نه از جمع شدن جلوی تلویزیون و پا دراز کردن و تماشا کردن بازی فوتبال!</p>
<p>شما پنج روز هفته را از صبح علی الطوع باید در اداره و کارخانه مدام کار بکنید، به اصطلاح کوچه و بازاریش جان بکنید و هر روز در قطارهای پر از آدم مسیر بین خانه و محل کارتان را طی کنید تا در آخر ماه درآمدتان را به حسابتان واریز کنند. مقداری که پس اندازتان کفایت داد تعطیلات آخر سال را می توانید در جزایر قناری یا سواحل شنی کوبا بگذرانید.</p>
<p>اما وضعیت برای آن ها که نه کاری دارند و نه مشغولیتی بسیار سخت است. نه پولی برای نان خوردن هست و نه خانه ای برای خوابیدن. همین دزد محترم نماینده آن قشر بیچاره است.</p>
<p>نویسنده: بهنام جاهدزاده</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1389/09/16/thief/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آرامش خاطر در کنار یاکوزاها</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1389/09/03/yakuz/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1389/09/03/yakuz/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 24 Nov 2010 11:05:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بهنام جاهدزاده</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[بهنام جاهدزاده]]></category>
		<category><![CDATA[ژاپن]]></category>
		<category><![CDATA[کوبه]]></category>
		<category><![CDATA[یاکوزا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=1394</guid>
		<description><![CDATA[امروز رفته بودم بانک تا قبض اجاره خانه را پرداخت کنم. بعد از آن که شماره انتظار را از دستگاه گرفتم و روی صندلی انتظار بانک نشسته و منتظر نوبتم بودم، چشمم به یک پوستری افتاد که در داخل بانک روی دیوار پذیرش بانک چسبانده شده بود. پوستر عکس یک دستی بود که کار قرمز را نشان می داد. روی کارت قرمز این عبارت درج شده بود. «暴力団退場» یعنی: «گروه تبهکار بیرون!»]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<table>
<tbody>
<tr id="revision-field-post_content">
<td><span style="font-family: Tahoma;">بهنام جاهدزاده </span></p>
<p><span style="font-family: Tahoma;">امروز رفته بودم بانک تا قبض اجاره خانه را پرداخت کنم</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">. </span><span style="font-family: Tahoma;">بعد از آن که شماره انتظار را از دستگاه گرفتم و روی صندلی انتظار بانک نشسته و منتظر نوبتم بودم، چشمم به یک پوستری افتاد که در داخل بانک روی دیوار پذیرش بانک چسبانده شده بود</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">. </span></p>
<p><span style="font-family: Tahoma;">پوستر عکس یک دستی بود که کار قرمز را نشان می داد</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">. </span><span style="font-family: Tahoma;">روی کارت قرمز این عبارت درج شده بود</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">.</span></p>
<p><span style="font-family: Times New Roman,serif;"> «</span>暴力団退場<span style="font-family: Times New Roman,serif;">» </span></p>
<p><span style="font-family: Tahoma;">یعنی</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">: «</span><span style="font-family: Tahoma;">گروه تبهکار بیرون</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">!»</span></p>
<p><span style="font-family: Tahoma;">البته ترجمه تجت الفظی عبارت ژاپنی اش می شود </span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">«</span><span style="font-family: Tahoma;">گروه فشار بیرون</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">!» </span><span style="font-family: Tahoma;">یا </span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">«</span><span style="font-family: Tahoma;">زورگیران بیرون</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">!» </span><span style="font-family: Tahoma;">اما چون این ها به گروه طبهکار، گروه فشار می گویند و ما تلقی دیگری از گروه فشار داریم همان ترجمه </span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">«</span><span style="font-family: Tahoma;">تبهکار</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">» </span><span style="font-family: Tahoma;">مناسب تر است</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">.</span></p>
<p><span style="font-family: Tahoma;">کنار کارت عبارت دیگری درج شده بود</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">: «</span><span style="font-family: Tahoma;">درخواست غیر معقول رد می شود</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">!» </span></p>
<p><span style="font-family: Times New Roman,serif;"> </span><span style="font-family: Tahoma;">یعنی مثلا یک دفعه ای کلت درنیارید و تهدید کنید که هرچی پول در صندوق هست را بریزید تو این کسیه</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">!</span></p>
<p><span style="font-family: Tahoma;">یاد اخبار چند روز پیش افتادم که یکی از سرکردگان همین گروه تبهکار به جرم اخاذی دستگیر شد</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">. </span><span style="font-family: Tahoma;">معمولا در اخبار رسمی اسمی از یاکوزا برده نمی شود</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">. </span><span style="font-family: Tahoma;">از آن ها با نام تبهکاران یا گروه فشار  یاد می شود</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">. </span><span style="font-family: Tahoma;"> </span></p>
<p><span style="font-family: Tahoma;">هر از چند گاهی از این اخبار در ژاپن پخش می شود که رئیس گروه تبهکار فلان جا که دفتر و مرکز فعالیت اش در فلان جا قرار دارد به جرم اخاذی و یا زورگیری دستگیر شد</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">. </span></p>
<p><span style="font-family: Tahoma;">مثلا همین چند ماه پیش بود که معلوم شد چند تن از کشتی گیران سومو با چند تن از این تبهکاران شرط بندی می کرده اند و مبالغ کلانی باخته اند و یا در زورگیری از دست داده اند</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">. </span><span style="font-family: Tahoma;">این خبر باعث شوک جامعه ژاپن شد و فشارها بر روی فدراسیون سومو آنقدر زیاد شد که این فدراسیون مجبور شد چند تن از این ورزشکاران را اخراج کند و یا با تقلیل درجه و محروم کردن از یک دوره بازی مجازات کند</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">. </span></p>
<p><span style="font-family: Tahoma;">این نکته هنوز برای من غیر قابل درک است که چرا با این که وجود دفتر و مرکز تبهکاران را قبول دارند برای پلمب کردن دفترشان و دستگیری آنان اقدام نمی کنند</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">. </span></p>
<p><span style="font-family: Tahoma;">البته اخیرا به این گونه اخبار ژاپن خو گرفته ام و زیاد دچار تعجب نمی شوم</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">. </span><span style="font-family: Tahoma;">چند سال پیش که در کیوتو زندگی می کردم  و یکی از این نوع اخبار را از ان اچ کی، تلویزیون دولتی ژاپن شنیدم بی درنگ به تلویزیون زنگ زدم و این سوال را با آن ها در میان گذاشتم که جواب منطقی دریافت نکردم</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">.</span></p>
<p><span style="font-family: Times New Roman,serif;"> </span><span style="font-family: Tahoma;">چند هفته پیش یک آموزگار زبان ژاپنی که خانم میان سال زیبا رویی بود، در مورد چگونگی یادگیری زبان ژاپنی با من مصاحبه می کرد. صحبت به این جا کشید که چه چیز ژاپن هنوز برای من غیر قابل درک است</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">. </span><span style="font-family: Tahoma;">من هم این موضوع را به خاطر آوردم و گفتم</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">: </span><span style="font-family: Tahoma;">برایم عجیب است که شما ژاپنی ها با وجود این که به وجود گروه تبهکار در جامعه تان اذعان دارید، اما برای کنترل کردنشان هیچ اقدامی نمی کنید</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">!</span></p>
<p><span style="font-family: Times New Roman,serif;"> </span><span style="font-family: Tahoma;">آن خانم زیبا روی که در شهر کوبه زندگی می کند گفت که خودش در محله ای زندگی می کند که یاکوزاها خانه دارند و از این که در محله یاکوزاها سکونت دارد احساس آرامش می کند</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">. </span></p>
<p><span style="font-family: Tahoma;">علت احساس آرامش خانم زیباروی این بود که معمولا طبهکاران و دزدان دیگر می دانند که این منطقه محل سکونت یاکوزاهاست و خوب می دانند درصورتی که قصد جسارتی داشته باشند باید تاوانش را نقدا بپردازند</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">! </span><span style="font-family: Tahoma;">به علاوه اجاره خانه در محله یاکوزاها ارزان تر از دیگر نقاط شهر است</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">. </span><span style="font-family: Tahoma;">چراکه معمولا با شنیدن اسم یاکوزا کسی علاقه نشان نمی دهد به این محل اسباب کشی کند</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">. </span></p>
<p><span style="font-family: Tahoma;">با شنیدن صحبت های خانم زیبا روی کوبه ای، اندکی فلسفه وجودی یاکوزاها یا همان تبهکاران در جامعه ژاپن برایم روشن شد</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">. </span></p>
<p><span style="font-family: Tahoma;">شاید اگر روزی به کوبه اسباب کشی کردم، دنبال یک خانه مناسب در محله یاکوزاها باشم</span><span style="font-family: Times New Roman,serif;">.</span></td>
</tr>
<tr id="revision-field-post_excerpt">
<th scope="row"></th>
<td></td>
</tr>
</tbody>
</table>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1389/09/03/yakuz/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فرار از جزمیت؛ تواضع ژاپنی پسند</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1389/07/13/no-dogma/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1389/07/13/no-dogma/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 05 Oct 2010 19:44:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بهنام جاهدزاده</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[بهنام جاهدزاده]]></category>
		<category><![CDATA[جزمیت]]></category>
		<category><![CDATA[زبان ژاپنی]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ ژاپن]]></category>
		<category><![CDATA[هاتویاما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=1338</guid>
		<description><![CDATA[اگر ژاپنی ها با شما مخالفت کنند مخالفتشان را به طور علنی و واضح ابراز نمی کنند. کسی در ژاپن به شما نمی گوید با شما مخالفم. چرا؟ چون اساساً فرهنگ ژاپنی مبتنی بر تعامل و همزیستی مسالمت آمیز با دیگران است و اشخاص معمولا در دو خط موازی همدیگر حرکت می کنند تا این که در جایی همدیگر را قطع کنند.
این نوع تواضع ژاپنی در همه شئونات زندگی ژاپنی ها دیده می شود. بنابراین معمولا امرو نهی هم به طور غیر مستقیم و به دور از بیان مستقیم زبانی است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بهنام جاهدزاده:</p>
<p>اگر ژاپنی ها با شما مخالفت کنند مخالفتشان را به طور علنی و واضح ابراز نمی کنند. کسی در ژاپن به شما نمی گوید با شما مخالفم. چرا؟ چون اساساً فرهنگ ژاپنی مبتنی بر تعامل و همزیستی مسالمت آمیز با دیگران است و اشخاص معمولا در دو خط موازی همدیگر حرکت می کنند تا این که در جایی همدیگر را قطع کنند.</p>
<p>این نوع تواضع ژاپنی در همه شئونات زندگی ژاپنی ها دیده می شود. بنابراین معمولا امرو نهی هم به طور غیر مستقیم و به دور از بیان مستقیم زبانی است.</p>
<p>مثلا اگر شما با یک ژاپنی در یک محیط مثلا اتاق باشید، و هوای اتاق سرد باشد و این سردی دلیلش مثلا باز بودن پنجره اتاق باشد ژاپنی احتمالا به طور غیر مستقیم به شما خواهد گفت که فکر نمی کنی اتاق سرده؟ یا این که تو سردت نیست!؟ یا این که اگر دوست داشتی پنجره را ببندیم!</p>
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 330px"><img src="../wp-content/uploads/100905_1747%7E02.jpg" alt="" width="320" height="240" /><p class="wp-caption-text">چطور است اندکی استراحت کنید!</p></div>
<p>این نوع رفتار در مقایسه با رفتار خارجی ها از تاکید کمتری برخوردار است. در این مورد خاص ژاپنی احتمال می دهد که فقط خودش سردش باشد یا این که طرف مقابل خودش از باز گذاشتن پنجره دلیل خاصی داشته باشد.</p>
<p>این نوع ملایمت ژاپنی در میحط دانشگاه و یا کنفرانس های علمی که بحث علمی شدت و حدت بیشتری دارد نیز کماکان نمایان است. شخصی که در مورد تحقیقات دیگران ابراز عقیده می کند شاید از دید یک شخص غیر ژاپنی این طور به نظر برسد که ابراز نظرات تماما در تأیید نتایج تحقیقات است.</p>
<p>عبارات غیر مستقیم کلامی در زبان ژاپنی از تنوع و فراوانی بیشتری برخوردارند. تنوع این عبارات که معمولا در آخر جملات ظاهر می شوند، می تواند مؤید این نکته باشد که فراوانی این عبارات غیر مستقیم نتیجه عدم جزمیت در فرهنگ ژاپن است.</p>
<p>در حوزه سیاست نیز معمولا اظهار نظرهای سیاستمداران ژاپنی نیز از جزمیت کمتری برخوردار است. ژاپنی ها نطق های آتشین سیاستمداران را نمی پسندند و دچار هیجانات انتخاباتی نمی شوند. برای همین سیاستمداران کم حرف و معتدل و محافظه کار از محبوبیت بیشتری برخوردارند.</p>
<p>چندی پیش که انتخابات مجلس نمایندگان ژاپن بود و همه احزاب ژاپن برای به دست آوردن صندلی بیشتر شب و روز نداشتند، هاتویاما که در آن زمان رئیس حزب لیبرال دموکرات ژاپن بود در سخنرانی های انتخاباتی اش یکی از این عبارت غیر مستقیم کلامی ژاپنی ورد زبانش شده بود.</p>
<p>この国をもっといい国にしたい。民主党が中心になって、日本の大掃除をやろう<strong>じゃありませんか</strong></p>
<p>جملات بالا  یکی فرمایشات هاتویاما درمبارزات انتخاباتی اش است. معنی اش این است که  «قصد ما این است که این کشور(منظورش کشور خودش است) را کشور خوبی کنیم. چطور است با مرکزیت حزب لیبرال دموکرات،  یک خانه تکانی بزرگی انجام بدهیم؟»</p>
<p>از قضا لحن هاتویاما کارگر افتاد و بعد از چند سال حزب لیبرال دموکرات توانست با کسب بالاترین کرسی در مجلس ژاپن حزب اول مجلس باشد و هاتویاما را به نخست وزیری انتخاب کند. اگرچه بهار نخست وزیری هاتویاما دوام بیشتری نداشت.</p>
<p>واژه  «جاآریماسن کا» که من به (چطور است؟) ترجمه کردم از شدت جمله بالا می کاهد. این عدم شدت به این معنی نیست که هاتویاما در خانه تکانی ژاپن از اعتماد به نفس کمتری برخوردار است. نه! بلکه این عدم جزمیت تجمیع هرچه بیشتر مردم ژاپن حول حزب هاتویاماست. حتی آن هایی که تمایل کمتری به حزب وی دارند. تا مبادا احساس کنند که یکی دارد از بالا بهشان امرونهی می کند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1389/07/13/no-dogma/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ایرانی‌ها به خارجی‌ها اعتماد دارند ژاپنی‌ها به خودشان!</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1389/07/05/trust/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1389/07/05/trust/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 27 Sep 2010 13:08:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بهنام جاهدزاده</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصاد ژاپن]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بهنام جاهدزاده]]></category>
		<category><![CDATA[چای سبز]]></category>
		<category><![CDATA[ژاپن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=1314</guid>
		<description><![CDATA[احتمالا شما خواننده عزیز در ایران چای 100 در صد خارجی را به چای بی کیفیت و بد طعم داخل که بسته بندی خوبی هم ندارد و هنگامی که از قفسه بر می دارید مقداری از گوشه های آن چای خشک سرازیر می شود ترجیح می دهید. نویسنده این سطور هم مذاقش چای سریلانکایی را ترجیح می دهد که با طعم و بو و رنگ اغوا کننده خستگی یک روز کاری را از تن آدم درمی آورد.

اما تنها چای نیست که ما خارجی اش را ترجیح می دهیم. از خوردنی و پوشیدنی گرفته تا اطلاعات و اخبار و ماشین و ابزار و از هر نوع وسیله ساخت بشر نوع خارجی اش را ترجیح می دهیم و پول زیادی برایش پرداخت می کنیم. این رفتار بی اعتمادی ما را نسبت به هم وطن خود نشان می دهد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بهنام جاهدزاده:</p>
<p>امروز که داشتم می رفتم دانشگاه سر کلاس فشرده تابستانی، یادم افتاد که نوشیدنی با خود برنداشته ام. سر راه خود به فروشگاه بزرگ محل که در آن از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا می شودرفتم و یک بطری چای ۲ لیتری خریدم تا ۴، ۵ ساعت مداوم کلاس را بتوانم آب از دست رفته بدنم را جبران کنم.</p>
<p>چیزی که بیشتر در همین فروشگاه بزرگ جلب توجه می کند کار خانم ها، آن هم خانم های جا افتاده ای است که حول و حوش ۶۰ سال دارند. شاید کسی که به فرهنگ کار و زندگی این جامعه آشنا نباشد دلش به حالشان بسوزد و بگوید این بیچاره ها آسایش ندارند. اما آسایش ژاپنی ها زمانی است که برایشان کار فراهم است. در ژاپن اگر کار نکنی زندگی برایت سخت می شود و شاید هم غیر ممکن. برای همین کار از هر نوعش ارزش اجتماعی زیادی دارد و همه کارها از اهمیت برخودار است.</p>
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 330px"><img class="  " src="../wp-content/uploads/100927_2155%7E01.jpg" alt="" width="320" height="472" /><p class="wp-caption-text">بفرمایید چای سبز! </p></div>
<p>بعد از این که استاد آمد و یک ساعت و نیمی سخن راند گلوی ما هم خشک شد و در حالی که گلویم را با چای سبز تر می کردم چشمم به نوشته رویش افتاد که &#8220;۱۰۰ در صد چای داخلی&#8221;!</p>
<p>احتمالا شما خواننده عزیز در ایران چای ۱۰۰ در صد خارجی را به چای بی کیفیت و بد طعم داخل که بسته بندی خوبی هم ندارد و هنگامی که از قفسه بر می دارید مقداری از گوشه های آن چای خشک سرازیر می شود ترجیح می دهید. نویسنده این سطور هم مذاقش چای سریلانکایی را ترجیح می دهد که با طعم و بو و رنگ اغوا کننده خستگی یک روز کاری را از تن آدم درمی آورد.</p>
<p>اما تنها چای نیست که ما خارجی اش را ترجیح می دهیم. از خوردنی و پوشیدنی گرفته تا اطلاعات و اخبار و ماشین و ابزار و از هر نوع وسیله ساخت بشر نوع خارجی اش را ترجیح می دهیم و پول زیادی برایش پرداخت می کنیم. این رفتار بی اعتمادی ما را نسبت به هم وطن خود نشان می دهد.</p>
<p>قضیه در ژاپن عکس آن است که در ایران اتفاق می افتد. اعتماد به محصولات داخلی بسیار بالاتر از محصولات خارجی است و شرکت ها از برای تبلیغ کیفیت محصولشان و جلب اعتماد مشتریان خود با افتخار تولید صد در صد داخل را برچسب کالاهای خود می کنند.</p>
<p>از این مساله می توان چند برداشت ساده کرد. اول این که اعتماد ژاپنی ها به همدیگر بسیار بیشتر از اعتمادشان به خارجی هاست. دوم این که خرید محصولات داخلی کمک به رشد صنایع داخلی و به طور غیر مستقیم به گردش در آوردن چرخه اقتصاد داخل است که اشتغال داخلی فراهم می آورد و رشد و شکوفایی اقتصادی برای همه را به دنبال خود دارد. سوم این که در مقایسه با ژاپن هیچ یک از موارد بالا با وضعیت ایران هم خوانی ندارد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1389/07/05/trust/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گفت‌وگو با خانم «کونیکو یامامورا» مادر شهید دفاع مقدس</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1389/07/01/yamamura/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1389/07/01/yamamura/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 23 Sep 2010 18:38:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jps</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[کونيكو يامامورا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=1282</guid>
		<description><![CDATA[76 سال دارم. در ژاپن و در استان "کیودو " شهر "اَشیا " متولد شدم .پدرم «چوجیرو یامامورا» و مادرم «آیی یامامورا» نام داشتند. ما چهار خواهر و برادر بودیم ؛ 3 دختر و 1 پسر و من فرزند سوم خانواده محسوب می‌شوم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">سرکار خانم «بابایی» ،پوشیده در چادری سیاه و و با نگاهی سرد و نافذ ، هیبتی خاص دارد که به سرعت انسان را به یاد اهالی شرق آسیا می اندازد. ایشان را تا ۲۱ سالگی با نام «کونیکو یامامورا» صدا می کردند ولی او دیگر سال هاست که «حاج خانم بابایی» خوانده می شود. به راستی آیا خانواده «یامامورا» در دورترین افق های ذهنی خود تصور می کردند که یکی از نوادگانشان به خیل سربازان «حضرت روح الله» بپیوندد و خون سرخش بر خاک گرم کربلای ایران اسلامی ریخته شود. و این چنین است تقدیر کسی که باران رحمت خاصه ی خداوند بر وجودش ببارد و برکتی آسمانی به حیاتش ببخشاید.</p>
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 410px"><a href="http://japanstudies.ir/data/uploads/yamamura.jpg"><img title="«کونیکو یامامورا» مادر شهید دفاع مقدس" src="http://japanstudies.ir/data/uploads/yamamura.jpg" alt="" width="400" height="279" /></a><p class="wp-caption-text">«کونیکو یامامورا» مادر شهید دفاع مقدس</p></div>
<p>&#8212;: لطفا خودتان را معرفی کنید.<br />
*بابایی: «سبا بابایی» هستم. ۷۶ سال دارم. در کشور ژاپن و در استان &#8220;کیودو &#8221; شهر &#8220;اَشیا &#8221; متولد شدم .این منطقه از گذشته تا الان معروف است و گران‌ترین زمین‌های ژاپن در این شهر قرار دارد زیرا نزدیک کوه و دریا است و خیلی آرامش دارد، در آن موقع سینما و مغازه‌های زیادی در این شهر وجود نداشت به همین دلیل شلوغ نبود و پولدارها در آن شهر زمین می‌خریدند و ویلاهای آنچنانی می‌ساختند. البته ما چون بومی آن شهر بودیم و اجداد من در آنجا زندگی می کردند وضع مالی متوسطی داشتیم ولی در کل، &#8220;اَشیا &#8221; یک منطقه مرفه نشین است.</p>
<p>&#8212;: از پدر و مادر خودتان بگویید؟<br />
*بابایی: پدرم «چوجیرو یامامورا» و مادرم «آیی یامامورا» نام داشتند. ما چهار خواهر و برادر بودیم ؛ ۳ دختر و ۱ پسر و من فرزند سوم خانواده محسوب می‌شوم. پدربزرگم را به یاد ندارم اما با مادربزرگم که زنی ۸۰ ساله بود بسیار مانوس بودم و به او علاقه زیادی داشتم. او با پدرم که پسر اولش بود زندگی می‌کرد. اکنون هر دو آنها از دنیا رفته‌اند.در بسیاری از کشورهای دنیا نوه‌ها به مادربزرگشان الفت زیادی دارند و من هم همینطور بودم، بیشتر اوقات زندگی‌ام را با او می‌گذراندم. به همین دلیل او خیلی مرا دوست داشت و در هر کاری که انجام می‌داد سعی می‌کرد من را هم شرکت دهد تا بیاموزم. اسم مادربزرگم «ماتسو» بود که بودایی معتقدی هم بود و مراسم سنتی بودایی را همیشه به جا می‌آورد، هر روز صبح قبل از خوردن صبحانه همراه کتاب دین بودا وارد اتاقی می‌شد که در آن یادبود مردگان را قرار می‌دادیم. او شروع به خواندن دعا می‌کرد و به من هم می‌گفت مانند او آداب دعا را به جا آورم. بله. در دین بودا هر انسانی که از دنیا می‌رود، روحانی نام جدیدی را که متاثر از نام آن فرد است برایش انتخاب می‌کند تا زیباتر نوشته شود و بعد اسم جدید را بر روی قطعه چوبی می‌نویسند و آن را در طاقچه‌ای که نام دیگر مردگان هم گذاشته شده است قرار می‌دهند. در آن اتاق حدودا نام ۲۰ نفر از اقوام ما وجود داشت.</p>
<p>&#8212;: از تحصیلاتتان بگویید؟<br />
*بابایی: در ژاپن بچه‌ها ۱ سال دبستان، ۳ سال راهنمایی، و ۳ سال دبیرستان می‌روند من هم بعد از فارغ‌التحصیل شدن از مدرسه به دانشگاه رفتم و دو سال در رشته ریاضی فیزیک به تحصیل مشغول شدم اما به دلیل ازدواج درس را رها کرده و الان ۵۱ سال است در ایران زندگی می‌کنم .</p>
<p>&#8212;: دعا کردن چه آدابی داشت؟<br />
بابایی: او قبل از خوردن غذا در اتاق را باز کرده و شروع به دست زدن می‌کرد. از غذای صبح که معمولا برنج پخته بود به همراه ظرفی از آب کنار یادبود مردگان قرار می‌داد. این کار برای احترام گذاشتن به مردگان انجام می‌شد. این کار همه ژاپنی‌های قدیمی بود.</p>
<p>&#8212;: مادربزرگتان در دین بودا فردی مذهبی بودند؟<br />
بابایی: بله.</p>
<p>&#8212;: او شما را چطور در انجام کا‌رهای خوب و بد راهنمایی می‌کرد؟<br />
بابایی: مادربزرگم می‌گفت اگر دروغ بگویی به جهنم می روی و توضیح می‌داد که در آنجا دیو و موجودات ترسناک وجود دارد و هر کس که دروغ بگوید زبانش را می‌کشند، او سعی می‌کرد ما را بترساند.</p>
<p>&#8212;: خدا یا خدایانی در دین بودا وجود دارد؟<br />
بابایی: نه. در این دین خدا وجود ندارد و همه مجسمه بودا را که فردی مانند پیغمبران است می‌پرستند آنها معتقدند او برای راهنمایی مردم آمده است.</p>
<p>&#8212;: خاطره‌ای از مادربزرگتان به یاد دارید؟<br />
بابایی: من هنوز به مدرسه نمی‌رفتم که اوفوت کرد به همین علت خاطره‌‌ای در ذهنم از او نمانده است.</p>
<p>&#8212;: از پدرتان تعریف کنید، او چطور انسانی بود؟<br />
بابایی: در قدیم فرهنگ ژاپن پدرسالارانه بود یعنی همه کار بر عهده پدر بود، او همه مسائل را تحت نظر گرفته، تصمیم گیری و اجرا می‌کرد پدر من هم پدر سالار بود. این فرهنگ تا قبل از جنگ جهانی دوم در خانواده‌ها بود اما بعد از آن تا امروز فرهنگ‌ها به سمت غربی شدن کشیده شده است.</p>
<p>&#8212;: پدرتان تحصیل کرده بودند؟<br />
بابایی: نه</p>
<p>&#8212;: شغلشان چه بود؟<br />
بابایی: پدرم شغل دولتی داشت و در شهرداری مشغول به کار بود.</p>
<p>&#8212;: مادرتان را به خاطر دارید؟<br />
بابایی: بله. او زنی مهربان بود. مادرم مطیع پدر بود و به پدر خودش هم خیلی احترام می‌گذاشت و همیشه تلاش می‌کرد محیط خانه را در آرامش نگه دارد و نمی‌گذاشت داخل خانواده ناراحتی و دعوا به وجود آید.</p>
<p>&#8212;: خاطره‌ای از پدر و مادرتان در ذهن دارید؟<br />
بابایی: نه. خاطره به خصوصی در ذهن ندارم چون مدت زیادی در کنار آنها زندگی نکردم.</p>
<p>&#8212;: چه زمانی آنها از دنیا رفتند؟<br />
بابایی: پدرم ۲۰ سال پیش و مادرم تقریباً ۱۰ سال پیش فوت کردند.</p>
<p>&#8212;: در جوانی چطور دختر بودید؟<br />
بابایی: معمولاً پدر و مادرها بیشتر مواظب تربیت فرزند اول هستند و بچه‌های بعدی را آزاد‌تر می‌گذارند. من خیلی فعال بودم، ورزش می‌کردم و در خانه آرامش نداشتم.</p>
<p>&#8212;: دوست داشتید در آینده چه شغلی داشته باشید؟<br />
بابایی: اول می‌خواستم هنرپیشه شوم پدرم وقتی فهمید دعوایم کرد و گفت اصلاً و ابداً این حرف را نزن! بعد تصمیم گرفتم ورزشکار شوم چون تنیس و والیبال و شنا کار می‌کردم.</p>
<p>&#8212;: بین جوان‌های ژاپنی خواستگار هم داشتید؟<br />
بابایی: خیر</p>
<p>&#8212;: چطور با آقای بابایی آشنا شدید؟<br />
بابایی: من ۵۲ سال پیش با او آشنا شدم. آقای بابایی مدرس زبان انگلیسی در آموزشگاهی بود که من در آنجا دانشجو بودم و با هم آشنا شدیم.</p>
<p>&#8212;: اولین بار که او را دیدید درآموزشگاه بود؟<br />
بابایی: بله</p>
<p>&#8212;: آقای بابایی در ژاپن زندگی می‌کرد؟<br />
بابایی: بله. شغل اصلی او تجارت بود. ایران آن زمان صنعت ضعیفی داشت به همین علت تجار به خارج می‌رفتند و اقلام مورد نیاز کشورشان را وارد می‌کردند. آقای بابایی از ژاپن ظروف چینی و پارچه، از چین هم چای وارد می‌کرد. بیشتر کارش در ژاپن، کره، آلمان و زمان کمی هم در ایتالیا بود.</p>
<p>&#8212;: همسرتان در خواست ازدواجش را چگونه مطرح کرد؟<br />
بابایی: او ابتدا از طریق یکی از دوستان تاجرش که با پدرم آشنا بود موضوع را مطرح کرد. دوستشان چند باری به ایران سفر کرده بودند و با خانواده آقای بابایی رفت و آمد داشتند اما خانواده من مطلبی در مورد ایران نشنیده بودند وحتی نمی‌دانستند این کشور کجاست؟<br />
مردم ژاپن ذهنیت بدی نسبت به خارجی‌ها داشتند و اگر یک ژاپنی با خارجی ازدواج می‌کرد این را برای خانواده آبروریزی می‌دانستند چون بعد از جنگ جهانی دوم آمریکایی‌ها در ژاپن کارهای زشتی انجام می‌دادند و مردم این کشور به دلیل وقوع جنگ دچار فقر زیادی بودند، دختران مجبور بودند کاری را انجام دهند که شایسته آنها نبود. دوست ژاپنی همسرم می‌دانست کسی که پیراست هنوز چنین نگرشی نسبت به خارجی‌ها دارد و یکسال طول کشید تا با پدرم راجع به آقای بابایی و کار وخانواده‌اش صحبت کرد و او تا حدودی راضی شد.</p>
<p>&#8212;: هیچ وقت ازهمسرتان نپرسیدید چطور شد میان آن همه دانشجو شما را انتخاب کرد؟<br />
بابایی: نه. اما او به نظر خودش با توجه به شخصیتی که داشت بهترین انتخاب را کرده بود و البته این تقدیر ما بود، همانطور که خداوند می‌گوید: سرنوشت هر کس از قبل تعیین می‌شود مگر اینکه خودش آن را تغییر دهد.</p>
<p>&#8212;: شما از ابتدا چه نظری نسبت به آقای بابایی داشتید؟<br />
بابایی: نظرم مثبت بود زیرا دیده بودم او بسیار صادقانه صحبت می‌کند و هیچ وقت دروغ نمی‌گفت، بسیار هم خوش اخلاق بود.</p>
<p>&#8212;: می‌دانستید او مسلمان است؟<br />
بابایی: بله شنیده بودم. اما نمی‌دانستم مؤمن یعنی چه؟ فقط می‌دیدم سر کلاس موقع نماز که می‌شود در گوشه‌ای از کلاس می‌ایستد و نماز می‌خواند.</p>
<p>&#8212;: هنگام ازدواج شما چند سال داشتید؟<br />
بابایی: ۲۱ ساله بودم.</p>
<p>&#8212;: بعد از ازدواج مشکلی با خانواده‌تان پیدا نکردید؟<br />
بابایی: من با خواهر بزرگم و همسرش مشکلی نداشتم و هر وقت هم که به ژاپن سفر می‌کردیم به خانه آنها می‌رفتیم. آنها با مهربانی ما را دعوت می‌کردند و رفتارشان ملایمت آمیز بود اما الان خواهر بزرگم و برادرم فوت کردند. خواهر دیگرم که ۱۰ سال از من کوچکتر است به این دلیل که با یک ایرانی ازدواج کردم از من کینه دارد الان ۵ سال است که کاملا با یک دیگر قطع رابطه کردیم.</p>
<p>&#8212;: دلیل این همه ناراحتی او چه بود؟<br />
بابایی: او فکر می‌کرد من همه خانواده را رها کرده و به ایران رفتم و از آنها بریدم. او می‌خواست ما همیشه در کنار هم باشیم و بعد از ازدواجم با من سازگاری پیدا نکرد.</p>
<p>&#8212;: هیچ وقت سعی نکردید با صحبت و محبت او را قانع کنید؟<br />
بابایی: سعی کردم و تا زمانی هم که آقای بابایی زنده بود رفتارش مناسب بود.</p>
<p>&#8212;:چرا این همه کینه از ایرانی ها در دل خواهرتان به وجود آمده بود؟<br />
بابایی: عده‌ای از ایرانی‌ها که در ژاپن زندگی می‌کردند و افراد خوبی هم بودند عده‌ای دیگر از آنها کارهای بسیار زشتی انجام می‌دادند و قاچاقچی و جنایتکار ایرانی در ژاپن زیاد بود به این علت باعث شده بود خواهرم نسبت به همه آنها دچار بدبینی شود و دوست نداشت که من با یک ایرانی ازدواج کنم.</p>
<p>&#8212;: چطور شد بعد از ۵ سال کاملا روابطتان را قطع کردید؟<br />
بابایی: من رفته بودم به ژاپن و در منزل خواهرم مهمان بودم. یکی از دوستانش آمد به خانه او و من متوجه شدم خواهرم از اینکه مرا معرفی کند و بگوید همسرم ایرانی است خجالت می‌کشد. من با فهمیدن این موضوع بسیار ناراحت شدم به ایران برگشتم. در نامه ای برای او نوشتم اگر احساس می‌کنی من خواهر تو نیستم و خجالت می‌کشی من را به دوستانت معرفی کنی باید بگویم من هم از لحاظ اعتقادی با شما فرق دارم و بهتر است دیگر همدیگر را نبینیم او هم در جواب، نامه تندی نوشت و رفت و آمد ما با هم قطع شد.</p>
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 410px"><a href="http://media.farsnews.com/Media/8906/ImageReports/8906301593/5_8906301593_L600.jpg"><img title="شهید محمد بابایی فرزند خانم « کونیکو یامامورا» (حاجیه خانم سباء بابایی)" src="http://media.farsnews.com/Media/8906/ImageReports/8906301593/5_8906301593_L600.jpg" alt="شهید محمد بابایی فرزند خانم « کونیکو یامامورا» (حاجیه خانم سباء بابایی)- ترجمه نوشته ژاپنی روی عکس: شهید محمد بابایی ( جون کیو شا محمد بابایی)" width="400" height="618" /></a><p class="wp-caption-text">شهید محمد بابایی فرزند خانم « کونیکو یامامورا» (حاجیه خانم سباء بابایی)</p></div>
<p>&#8212;: خواهرتان هیچ وقت به ایران سفر نکرد؟<br />
بابایی: نه. مادرم تصمیم داشت به ایران بیاید که با شروع جنگ منصرف شد و دیگر فرصت نکرد.</p>
<p>&#8212;: با توجه به اینکه شما بودایی بودید و همسرتان مسلمان از طرف خانواده آقای بابایی دچار مشکل نشدید؟<br />
بابایی: نه. چون من قبل از ازدواج مسلمان شدم.</p>
<p>&#8212;: چطور حاضر شدید دین خودتان را تغیر دهید؟<br />
بابایی: من در ظاهر دینم بودایی بود ولی اعتقاد به بودا نداشتم، کورکورانه و چون مادربزرگم این کار را انجام می‌داد من هم تقلید می‌کردم اما نمی‌دانستم برای چه این کارها را باید انجام دهم و مفهوم دعایی که او می خواند را نمی دانستم. خیلی از کسانی که در ژاپن بودایی هستند فقط ظاهراً به این دین معتقدند مانند ایران که ممکن است خیلی ها فقط اسمشان مسلمان باشد و واقعاً ندانند اسلام چه دینی است.</p>
<p>&#8212;: مسلمان شدنتان را به یاد دارید؟<br />
بابایی: بله. زمانی که همسرم سجده کردن را به من آموخت من تا به حال به کسی سجده نکرده بودم و وقتی با انسان بزرگی رو به رو می‌شدم به او تعظیم می‌کردم ولی هیچ وقت مقابل کسی سجده نکرده بودم. به او می‌گفتم برای چه باید سجده کنم؟! برای چه کسی؟! و همسرم توضیح می‌داد ما انسانها در برابر کسی که این همه نعمت به ما عطا کرده است هیچ هستیم حال آنکه تو به کسی که نعمتی به تو نداده است تعظیم می‌کنی، ما باید در برابر خداوند خود را کوچک کرده و سجده کنیم. من وقتی این کار را کردم کاملا فهمیدم با هر سجده تکبر انسان در مقابل خدای خودش ریخته شده و فروتن می‌شود، این موضوع برای من بسیار جالب بود!</p>
<p>&#8212;: با توجه به اینکه در دین بودا خدا وجود ندارد شما چطور توانستید به وجود او پی برده و باورش کنید؟<br />
بابایی: من اسم خدا را نشنیده بودم اما وقتی شما نظم دنیا را ببینید می‌فهمید یک کسی باید باشد تا این نظم را کنترل کند، کسی هست که ما را آفریده و پیغمبرها را می‌فرستد برای راهنمایی ما به سمت کارهای خوب و جهان آخرت.</p>
<p>&#8212;: نماز خواندن برایتان سخت نبود؟<br />
بابایی: ابتدا می‌گفتم خب همینطور بنشینیم وبا خداوند حرف بزنیم این حرکات برای چیست؟ یا می‌گفتم یک بار در روز نماز بخوانیم کافی است اما بعد فهمیدم انجام نماز در سر وقت باعث می‌شود اعتقادات انسان محکم‌تر شده و زندگی‌اش دچار نظم خاصی می‌شود.</p>
<p>&#8212;: وقتی مطلبی را نمی‌توانستید قبول کنید چه می‌کردید؟<br />
*بابایی: می‌پرسیدم.</p>
<p>&#8212;: اگر باز هم قانع نمی‌شدید چه؟<br />
بابایی: کسی که قانع نمی‌شود باید اینقدر بپرسد تا قانع شود. مثلاً در مورد روزه گرفتن و اینکه نباید در یک روز غذایی بخورم به مدت یک ماه برایم سخت بود اما بعد فهمیدم فلسفه آن این است که برای بدن مفید بوده واین مسئله از لحاظ علمی هم ثابت شده و نیز درک می کنیم انسان‌های گرسنه چه طور زندگی می‌کنند و می‌توانیم با اسراف نکردن و قناعت به آنها کمک کنیم.</p>
<p>&#8212;: کدام سوره قرآن را بیشتر دوست دارید؟<br />
بابایی: حجرات</p>
<p>&#8212;: چرا؟<br />
بابایی: در ابتدای این سوره خداوند می‌فرماید با صدای بلند صحبت نکنید، بعضی از مردم خیلی بلند حرف می‌زنند. به یاد دارم اولین بار که به مکه رفتم ایرانی‌ها بلند بلند تکبیر می‌گفتند و عرب‌ها را ناراحت می‌کردند. آنها می‌گفتند پشت خانه پیغمبر نباید با صدای بلند حرف زد بی احترامی است، البته عرب‌ها تفسیر این آیه را نمی‌دانند اما کسی هم نباید با صدای بلند موجب ناراحتی دیگران شود.</p>
<p>&#8212;: ازدواج شما به سبک ژاپن برگزار شد یا با آداب اسلامی عقد کردید؟<br />
بابایی: تمام آداب اسلامی در مراسم ما رعایت شد.</p>
<p>&#8212;: مشکلی با خانواده همسرتان پبدا نکردید؟<br />
بابایی: نه مشکلی نبود. اما اوایل زندگی اذیت می شدیم چون اول ازدواج با خانواده برادر شوهرم زندگی می کردیم و من تازه مسلمان شده بودم رعایت پاک و نجسی را کاملا نمی‌دانستم و فکر می‌کنم آنها دچار ناراحتی شده باشند البته هیچ وقت به روی من نیاوردند.</p>
<p>&#8212;: بعد از ازدواج به ایران آمدید؟<br />
بابایی: نه. یکسال در شهر &#8220;کوبه &#8221; جایی که در آن افراد خارجی زیادی زندگی می‌کردند ماندیم، از همسرم خواستم صبر کند تا فرزند اول مان به دنیا بیاید و خانواده من او را ببینند و خیالشان راحت باشد و بعد به ایران برویم. بعد از آنکه پسرم به دنیا آمد و ده ماهه شد به ایران آمدیم.</p>
<p>&#8212;: مهریه شما چه بود؟<br />
بابایی: به پول آن زمان پنج هزار تومان اما من گفتم همسرم فرش بخرد و به مسجد اهدا کند و او هم خرید.</p>
<p>&#8212;: در ایران معمولاً زوج‌های جوان در اوایل زندگی به هم قول‌هایی می‌دهند، ‌شما و همسرتان از این قول‌ها به هم دادید؟<br />
بابایی: بله، او قولی داد که عمل نکرد.</p>
<p>&#8212;: چه قولی بود؟<br />
بابایی: او گفت تو هر چه بخواهی من برایت فراهم می‌کنم حتی اگر هلی کوپتر بخواهی من فراهم می‌کنم، (باخنده) تا آخر عمر به همسرم گفتم تو هلی کوپتر برای من نخریدی!</p>
<p>&#8212;: رفتار آقای بابایی با شما چطور بود؟<br />
بابایی: خوب بود! او فردی خوش اخلاق بود ولی از لحاظ مادی سختگیری می‌کرد.</p>
<p>&#8212;: چطور؟<br />
بابایی: تجار از لحاظ اقتصادی پولدار هستند اما زندگی ما متوسط بود و آقای بابایی فردی ساده زیست بودند و بیشتر انفاق می‌کردند.<br />
سقف خانه ما به علت بارندگی چکه می‌کرد، هر چه به او اصرار کردم که بنا بیاورد قبول نمی‌کرد و می‌گفت همینطور هم می‌شود زندگی کرد تا اینکه یکی از دوستانش او را راضی کرد.</p>
<p>&#8212;: دوری از خانواده برایتان سخت نبود؟ دلتنگ نمی‌شدید؟<br />
بابایی: اوایل چرا اما چون بچه دار شدم سرم شلوغ شده بود و تربیت آنها مانع از دلتنگی می‌شد.</p>
<p>&#8212;: چند فرزند دارید؟<br />
بابایی: سه فرزند</p>
<p>&#8212;: نام اولین فرزندتان چیست؟<br />
بابایی: سلمان</p>
<p>&#8212;: چه کسی نام او را انتخاب کرد؟<br />
بابایی: پدرش</p>
<p>&#8212;: چرا سلمان؟<br />
بابایی: چون سلمان آتش می‌پرستید و بعد مسلمان شد. او آدم خوبی بود و آقای بابایی او را بسیار دوست داشت.</p>
<p>&#8212;: دومین فرزندتان کی متولد شد؟<br />
بابایی: وقتی آمدیم ایران دخترم بلقیس راحامله بودم او یکسال از فرزند اولمان کوچکتر است.<br />
و بعد از او محمد فرزند سوم به دنیا آمد.</p>
<p>&#8212;: هیچ وقت از اینکه با یک مرد ایرانی ازدواج کردید پشیمان نشدید؟<br />
بابایی: نه (باخنده) آقای بابایی می‌گفت تو باید همیشه تشکر کنی که با همچنین مسلمانی ازدواج کردی که تو را هم مسلمان کرد.</p>
<p>&#8212;: چطور زبان فارسی را آموختید؟<br />
بابایی: سلمان را در مدرسه علوی ثبت نام کردیم چون از لحاظ مذهبی خوب بود و من هم با بچه ها و با کتاب آنها زبان فارسی را آموختم.</p>
<p>&#8212;: اولین بار کی و چطور با نام امام خمینی(ره) آشنا شدید؟<br />
بابایی: همسرم مقلد امام(ره) بود و ما در خانه رساله ایشان را داشتیم و آن را مخفی می‌کردیم. من هم مقلد امام(ره) شدم و از همانجا با ایشان آشنا شدم.</p>
<p>&#8212;: روز ورود امام (ره) به ایران را به یاد دارید؟<br />
بابایی: بله. ما می‌خواستیم برای استقبال برویم فرودگاه ولی شنیدم که ایشان می‌روند بهشت زهرا. به دخترم گفتم زودتر برویم و جایی برای نشستن پیدا کنیم اما یا هیچ وسیله نقلیه‌ای نبود و یا کامیون‌هایی پر از مردم به چشم می‌خورد. تصمیم گرفتیم این مسیر را پیاده طی کنیم. تا خیابان شهید رجایی رسیدیم مردم گفتند همین جا بمانید امام از این مسیر رد می شوند اما ما به سمت بهشت زهرا به راه خود ادامه دادیم و وقتی رسیدیم که سخنرانی تمام شده بود و انگشت های پای ما زخمی بود. از روی تپه‌ای مردم را می‌دیدیم که فوج فوج بیرون می‌آمدند.<br />
به همراه دخترم در راه برگشت بودیم که یک ماشین نگه داشت و ما را سوار کرد و شروع کرد به صحبت کردن. از حرف‌هایش معلوم شد گرایشات چپ دارد، می‌گفت این‌ها آخوند بازی در می آورند، (با خنده) ما هم از ترس اینکه از ماشین پیاده‌مان نکند ساکت شدیم.</p>
<p>&#8212; برای ملاقات با امام رفتید؟<br />
*بابایی: بله. وقتی امام (ره) در مدرسه رفاه بودند، ما برای ملاقات با ایشان رفتیم. صفی طولانی از مردم به وجود آمده بود، جلوی من احمد رضایی که از مجاهدین خلق بود و هنوز هم جز سران آنهاست ایستاده بود. من او را از قبل می شناختم. با حالت خاصی به من گفت خانم بابایی شما هم می‌خواهید برای ملاقات بروید؟! گفتم بله مگر تو نمی‌خواهی؟ او جواب داد والا چی بگم؟! اینها می خواهند آخوند بازی کنند، ندیدید در بهشت زهرا آخوندها از همه مقدم تر بود؟ من گفتم امام هم روحانی است اما اگر شما با حرف‌های او موافقی پس دیگه چکار داری او روحانی است یا نه؟ من از همان جا ارتباط خودم را با او قطع کردم چون اول نمی‌دانستم او چه نظری دارد بعد فهمیدم چپی است.</p>
<p>&#8212;: مجاهدین آن روزها تبلیغات زیادی در بین جوان ها داشتند. فرزندانتان در دام مجاهدین نیفتادند؟<br />
*بابایی: نه. اما بلقیس دختری انقلابی بود و در مدرسه رفاه درس می‌خواند و مدیر آنجا هم خانم بازرگانی ، همسر حنیف‌نژاد، بود و چند نفر دیگر از همسران و افراد مجاهدین هم آنجا تدریس می‌کردند، کسانی مثل آرادپور و&#8230; . ما بعدا متوجه شدیم ، آنها روی افکار بچه ها تاثیر گذار بودند اما دخترم خانه تیمی مجاهدین را دیده بود و از اینکه دیده بود دختر و پسر در این خانه ها با هم زندگی می کنند به ماهیت افکار آنها پی برد و از آنها جدا شد و خط ولایت را در پیش گرفت. دخترم در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کرد اما پدرش می‌گفت نگذار تنها برود و همیشه با هم می رفتیم.</p>
<p>&#8212;: شهید محمد موقع ورود امام با شما آمد؟<br />
بابایی: بله. او ۱۷-۱۶ ساله بود و با دوستانش در مسجد با هم برای استقبال رفته بودند.</p>
<p>&#8212;:خانم بابایی! شما سفر حج هم رفته اید؟<br />
بابایی: بله! یک بار قبل از شهادت پسرم با تبلیغات بعثه امام رفتم و یک نوبت دیگر هم در تابستان ۶۲ بعد از شهادت پسرم محمد ما را به مکه دعوت کردند.</p>
<p>&#8212;:به عنوان شخصی که از مذهب بودایی به اسلام گرویده، باید خاطرات خوبی از سفر حج خود داشته باشید.<br />
*بابایی: قبل از مشرف شدن عکس کعبه را دیده بودم اما این همه انسان را ندیده بودم که به دور مکانی بگردند. مردم با عشق و علاقه طواف می کنند و این خیلی برای من تعجب داشت. مدینه بیشتر در من تأثیر داشت، همین که از اتوبوس پیاده شدم بی اختیار یاد مصیبت های حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) افتادم و بغض کردم و اشک هایم سرازیر شد.مدینه در آن زمان با الان بسیار فرق دارد. من خانه حضرت زهرا (س) را زیارت کردم و راوی توضیح داد که ایشان در اینجا می نشستند و گریه می کردند به این خاطر این مکان بیت الاحزان نامیده شده است البته الان آنجا را خراب کرده و هتل ساخته اند. آن زمان مصائب ائمه بیشتر قابل درک بود.اکنون رفتن به حج مثل سفر با تور است، خانه خدا محاصره شده بین ساختمان های بلند در حالی که چند سال پیش اطراف شهر مکه بیابان بود.در قبرستان بقیع دلم گرفت زیرا شرطه ها نمی گذارند از نزدیک قبرها را زیارت کنیم.</p>
<p>&#8212;: نسبت به کدام یک از ائمه تعلق خاطر بیشتری دارید؟<br />
*بابایی: امام حسین (ع).</p>
<p>&#8212;: بیشتر چه دعایی را می خوانید؟<br />
*بابایی: من خیلی دعا نمی خوانم(با خنده)، اما زیارت عاشورا و دعای توسل را بیشتر مطالعه می کنم.</p>
<p>&#8212;: خاطره‌ دیگری از سفر حج دارید؟<br />
*بابایی: در سفر اول که بعد از انقلاب با گروه تبلیغات بعثه ی امام رفتم، از طرف بعثه دستور داده بودند که مخفیانه به مکانی که گفته شده بود برویم و اعلامیه‌های امام که در آنجا مخفی کرده بودند را بیاوریم تا در راهپیمایی برائت از مشرکین توزیع شود. شب از نیمه گذشته بود، گروه ما شامل سه دختر بود که بسیار هم ترسیده بودیم، این عملیات باید به آرامی و به دور از چشم پلیس انجام می‌شد.<br />
مکان اعلام شده در خیابان اندلس نزدیک یک پل و کنار قبرستان بود. از روی پل به آرامی رد شدیم و رفتیم در خانه ای تاریک که تبدیل به انبار شده بود. کسی را ندیدیم جلو رفتیم و با تعدادی جعبه های سیب و پرتقال که پر بودند مواجه شدیم آنها را برداشته و اعلامیه ‌ها را که زیر آن جعبه ها جاسازی شده بود برداشته و آنها را به بعثه تحویل دادیم.</p>
<p>&#8212;: فعالیت دیگری هم در آن سفر حج انجام دادید؟<br />
*بابایی: بله. قرار بود برای مراسم برائت از مشرکین پلاکاردهایی را آماده کنیم که برای انجام این کار نیاز به چرخ خیاطی بود، صادق آهنگران به کمک ما آمد و این وسیله را فراهم کرد.</p>
<p>&#8212; این فعالیت‌ها مشکلی برایتان به وجود نیاورد؟<br />
*بابایی: هنگام راهپیمایی برائت تعدادی از مردم که زخمی شده بودند، خود را به بعثه می رساندند. ما هم در آنجا نشسته بودیم که ناگهان ماموران سعودی ریختند داخل و شروع کردند به تجسس اما خوشبختانه چیزی دستگیرشان نشد اما عکسی از امام خمینی(ره) را که بیرون از پنجره بعثه آویزان کرده بودیم پاره کرده و رفتند. من هم که در مدرسه رفاه معلم نقاشی بودم ، سریع یک نقاشی از صورت امام(ره) کشیدم و به جای عکس پاره شده از پنجره آویزان کردم.</p>
<p>&#8212;: اعلامیه ها را در کجا پنهان کرده بودید؟<br />
بابایی: در کیسه نایلون گذاشته و در سیفون دستشویی مخفی کردیم که آنها متوجه اش نشدند.</p>
<p>* گفت‎وگو و تنظیم از: زهرا بختیاری<br />
ویژه‎نامه سی سالگی دفاع مقدس در خبرگزاری فارس</p>
<div class="wikibox"><h3 class="wikititle">جنگ ایران و عراق</h3><p class="wikiright"><a href="http://bsurprised.com/2010/09/wp-wikibox-wordpress-plugin/" title="Powered by BSurprised WP-WikiBox"><img src="http://japanstudies.ir/wp-content/plugins/wp-wikibox/images/wb.png" alt="Powered by BSurprised WP-WikiBox" style="border-width:0" title="Powered by BSurprised WP-WikiBox" /></a> <a href="http://creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/" title="Wikipedia article licensed under a Creative Commons Attribution-ShareAlike 3.0 Unported License"><img src="http://japanstudies.ir/wp-content/plugins/wp-wikibox/images/cc.png" alt="Creative Commons License" style="border-width:0" title="Wikipedia article licensed under a Creative Commons Attribution-ShareAlike 3.0 Unported License" /></a> از دانشنامه آزاد <a rel="nofollow" title="ویکی‌پدیا" href="http://fa.wikipedia.org/">ویکی‌پدیا</a> <a rel="nofollow" class="wikilink" title="مشاهده در ویکی‌پدیا" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/جنگ_ایران_و_عراق">[+]</a> <span class="wikimore"><a rel="nofollow" class="wikilink" title="ادامه..." href="http://fa.wikipedia.org/wiki/جنگ_ایران_و_عراق">[...]</a></span></p></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1389/07/01/yamamura/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سنگگ و کوبیده با سنتور در توکیو</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1389/06/22/pe/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1389/06/22/pe/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 13 Sep 2010 04:19:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بهنام جاهدزاده</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[ژاپن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=1242</guid>
		<description><![CDATA[حمید شهسواری 54 ساله ایرانی ای است که 25 سال پیش به ژاپن آمده است. نزدیک ایستگاه ایکه بوکورو رستوران نسبتا بزرگ غذای ایرانی راه انداخته و پنجاه شصت شاگرد ژاپنی دارد که به آن ها ساز و رقص و آواز ایرانی یاد می دهد. رستورانش اش پر است از سازهای ایرانی. سنتور ، سه تار ، تنبور، عود، نی ... کف رستوران را با فرش های دست باف ایرانی پوشانده و چند تا فرش عتیقه را از دیوار آویزان کرده است. خوش صحبت است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>« زلزله بم که اتفاق افتاد تصویری از یک دختر بمی دیدم که پدر مادرش پشت سرش زیر آوار مدفون شده بودند. خیلی دلم سوخت. به خانمم گفتم بیا ببین بیچاره دخترک چه حال و روزی داره!»</p>
<p>«شش ماه طول کشید تا مقدمات یک کنسرت بزرگ موسیقی خیریه به نفع زلزله زدگان بمی در توکیو تشکیل بدهم. ایشی هارا شین تارو شهردار توکیو سالن بزرگی را در اختیار ما قرار داد و گفت : این سالن رو به مایکل جکسون هم نمی دادیم.»</p>
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 410px"><img title="حمید شهسواری" src="http://japanstudies.ir/data/uploads/100911_2058~01.jpg" alt="" width="400" height="240" /><p class="wp-caption-text">عکس از: بهنام جاهدزاده</p></div>
<p>حمید شهسواری ۵۴ ساله ایرانی ای است که ۲۵ سال پیش به ژاپن آمده است. نزدیک ایستگاه ایکه بوکورو رستوران نسبتا بزرگ غذای ایرانی راه انداخته و پنجاه شصت شاگرد ژاپنی دارد که به آن ها ساز و رقص و آواز ایرانی یاد می دهد. رستورانش اش پر است از سازهای ایرانی. سنتور ، سه تار ، تنبور، عود، نی &#8230; کف رستوران را با فرش های دست باف ایرانی پوشانده و چند تا فرش عتیقه را از دیوار آویزان کرده است. خوش صحبت است.</p>
<p>کبابش تفاوتی با کباب اصیل ایرانی ندارد. بغلش ریحان هم می گذارد. با برنج ایرانی. منوی رستورانش ماهیچه و جوجه کباب و قیمه و قورمه سبزی هم دارد. مشتری هایش سفارشی می آیند.</p>
<p>«روزی یه استرالیایی با خانمش اومده بود اینجا. از سفارت ایران معرفی اش کرده بودند. تا دیر وقت غذای ایرانی خوردندو موسیقی ایرانی گوش کردن. سالگرد ازدواجشان بود. گفتم دیر وقت هست. حتما قطار دیگه تموم شده. می خواین براتون زنگ بزنم تاکسی بیاد؟ رفتم بیرون رستوران دیدم ماشین های آخرین مدل تو کوچه پرن! چند محافظ شخصی! تازه فهمیدم طرف سفیر استرالیاست!»</p>
<p>می گوید: «هنوز ایرانی ها در ژاپن کم بودند پیرزن ها وقتی آدمو می دیدند می آمدند به آدم دست می زدند. بعد از این که یه عده اومدن و کارهای خلاف انجام دادن، وقتی ایرانی می دیدن روشونو می کردن اونور! هنوز که هنوزه ایرانی ها رو به خاطر کارهای خلاف دستگیر می کنن.»</p>
<p>شهسواری دوست ندارد رستورانش تنها یک رستوران خالی باشد. او دوست دارد یک مرکز فرهنگی برای شناساندن فرهنگ ایرانی به ژاپن باشد. می گوید رفته مدرسه بچه اش و گفته می خواهد برنامه ای فرهنگی برای معرفی فرهنگ ایرانی راه بیندازد. مسئولان مدرسه هم استقبال کردند. « رفتم به سفارت ایران. موضوع را با سفارت هم در میان گذاشتم. ترتیبی دادیم تا روزی بچه های مدرسه ایرانی با مدرسه ژاپنی دیدار داشته باشند. تا هم تبادل فرهنگی باشه و هم شناخت ژاپنی ها از ایران بیشتر. احساس صمیمیت این قدر زیاد شده بود که بچه ها هنگام جدا شدن از همدیگه گریه می کردن»</p>
<p>او از این که ایرانی ها در شناخت و مواجهه با فرهنگ ژاپن محافظه کارند گله می کند و می گوید: « گاهی ورزشکاران که برای مسابقه می آن ژاپن دلشون می خواد همش غذای ایرانی بخورن. ما ایرانی ها اصلا فقط مزه نمک و فلفل رو می شناسیم. می گم بابا فرصت بهتر از این! این همه مدت غذای مملکت خودت را خوردی. یه بارم غذای ژاپنی که برای سلامتی هم خوبه رو امتحان کن!</p>
<p>شهسواری می گوید آرزویش این است که در توکیو یک دهکده ایرانی درست کند. علتش را نبود مرکزیت فرهنگی ایرانی ها در ژاپن می داند. محلی که فرهنگ ایرانی را به ژاپنی ها بشناساند. شهسواری می گوید به بچه های محل فارسی یاد داده و وقتی او را می بینند می گویند &#8220;سلام!&#8221;</p>
<p>می خوام یه دهکده ای ایرانی درست کنم. تلنگرش هم از این جا شروع شد که بچه‌ام گفت بابا وقتی تو مردی تو رو می برندت  ایران!؟ اون وقت از ما که دور می شی ما نمی تونیم هر وقت که خواستیم  ببینیمت!»</p>
<p>« می خوام جایی باشه که انگار خود ایرانه. ایرانی ها توش راحت باشن. سنگگ پزی داشته باشه. عید نوروز رو جشن بگیرن، محرم سینه زنی کنن، دسته راه بندازن! گوسفند قربانی کنن. لابد ایرانی های توکیو اون وخت می آن تو نزدیکی ها خونه می خرن! یواش یواش جمع می شن و یواش یواش بزرگتر و بزرگتر می شه تا بشه یه دهکده ایرانی&#8230;»</p>
<p>بهنام جاهدزاده</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1389/06/22/pe/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مردم آزاری و سکوت از نوع ژاپنی</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1389/05/31/troublesome-bike/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1389/05/31/troublesome-bike/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 22 Aug 2010 09:19:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بهنام جاهدزاده</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[بهنام جاهدزاده،ژاپن،موتور هوندا،مردم آزاری،انقلاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=1095</guid>
		<description><![CDATA[عده کثیری از این ژاپنی ها هر ساله تعطیلات تابستانی که می شود، ین شان آن ها را به اقصا نکات جهان می برد تا عیش و نوششان را بکنند و خریدشان را بکنند و برگردند. از بازارهای ایتالیا و شانزالیزه ساعت ها و کیف های برند بخرند و وقتی در خیابان های آکیهابارا راه می روند پزش را به دیگران بدهند و احساس کنند بالاخره یه فرقی بین خودشان و دیگران وجود دارد. بعضی ها معنای زندگی را این طوری کشف می کنند. جای شکرش باقیست که این ها آزارشان به کسی نمی رسد.
بعضی ها جور دیگری حالش را می برند...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بهنام جاهدزاده:</p>
<p>سال ها که نه، قرن ها، آن هم نه،  شاید از ظهور بنی آدم در این کره خاکی (که خاکی خاکی هم نیست) تا کنون و سال ها و قرن های آینده تلاش بشر برای زندگی بهتر و همراه با آرامش و آسایش برای خود و آینده بهتر برای فرزندان خود بوده است. حتی جنگ هم به نوعی نیاز بنی آدم بوده است به این که دشمن خود را از بین ببرد تا بتواند خود و فرزندانش زنده بمانند. اما انگار بشر فقط ابزار زندگی اش را تغییر داده و به پیشرفت چشمگیری در این زمینه دست پیدا نکرده است. فعلا همان آش است و همان کاسه. ناامنی و نا آسایشی و آینده نا معلوم تغییری نکرده است. اگرچه در مواردی مثل بهداشت و مبارزه با بیماری هاپیشرفت بشر در زمینه بهداشتی چشمگیری دست یابد، اما از جهتی ابزار ساخت بشر بلایی برای خود شده است.</p>
<p>لابد می فرمایید چرا مقدمه به این سنگینی را شروع کردم. خدمتتان عرض می کنم.</p>
<p>حالا این همه پیشرفت در این ژاپن اتفاق افتاده چه شده است؟</p>
<p>عده کثیری از این ژاپنی ها هر ساله تعطیلات تابستانی که می شود، ین‌شان آن ها را به اقصا نکات جهان می برد تا عیش و نوش‌شان و خریدشان را بکنند و برگردند. از بازارهای ایتالیا و شانزلیزه ساعت ها و کیف‌های مارک‌دار بخرند و وقتی در خیابان‌های آکیهابارا راه می روند پزش را به دیگران بدهند و احساس کنند بالاخره یه فرقی بین خودشان و دیگران وجود دارد. بعضی ها معنای زندگی را این طوری کشف می کنند. جای شکرش باقیست که این ها آزارشان به کسی نمی رسد.</p>
<p>بعض‌ ها جور دیگری حالش را می برند. می روند در یک شرکتی یا اداره ای پرکاری می کنند و پولشان را پس انداز می کنند. به مقدار معینی که پس اندازشان کفاف داد می روند موتور نسل جدید هوندا VT1300CX را بخرند و با صدای نکره شان گوش هر موجود زنده ای با قدرت شنوایی  را کر کنند. لابد صدای تِرتِرَش کیف می دهد. همین دیشب که در خواب سنگینی بودم یکی از همین موتوری ها از نزدیکی خیابان خانه ما عبور کرد و هر سه چهار ثانیه ای یک بار گازش را می داد و تِررررر! تِررررر! تررررر! بدون این که نیاز به گاز دادن متوالی باشد موتور راه خودش را می رفت. اما این بنده خدا یا دچار هیجانات روانی شدید است که به صورت گاز به بیرون سرایت می کند یا این که از دست مردم این جهان سیر شده است و می خواهد حالشان را بگیرد، در نبود قناری و مرغ عشق و خروس محلی خواب غفلت را از چشم اهل خواب می رباید.</p>
<p>من یکی از این تعجب می کنم با این همه پیشرفت و تعالی و این همه وضع قانون و قرارداد زندگی چرا ژاپنی ها صدایشان برای این مزاحمت ها در نمی آید؟ شاید بفرمایید پیشرفتشان فقط مادی بوده و بعد معنوی نداشته. نه این طور هم نیست. ژاپنی ها هم معنویات حالیشان می شود و اهل دلشان خلوت دل و اهل حال و مجلس خوشان را دارند.</p>
<p>این موضوع را با یکی از دوستان ژاپنی که در میان گذاشتم گفت صدای غرش موتور جزو تخلفات رانندگی نیست و بنابراین پلیس نمی تواند جلوی این گونه مردم آزاری را بگیرد.</p>
<p>به پلیس زنگ زدم و موضوع را مطرح کردم که آیا قانونی برای برخورد با چنین مردم آزاری ای وجود دارد  یا نه. گفتند برخورد با جرائم مربوط به مزاحمت های صدا دستگاه مخصوص به خود می خواهد و این که در موقعیت معینی سنجیده بشود و در حال حاضر چنین امکاناتی فراهم نیست. گفتم خب، لااقل می توانید به تعمیرگاه‌هایی که موتورها را به این شکل درمی آورند تذکر بدهید. این ور و آن ور کردند و حواله دادند به بخش شکایات و نظرات شهروندان که تلفن آن ها هم جواب نمی داد.</p>
<p>مردم آزاری از این واضح‌تر؟ پلیس هم گوش دارد و می تواند تشخیض بدهد و تذکر. بله مردم آزاری است. اما این ها نادیده می گیرند. خصوصیت عدم اعتراض و تمکین ژاپنی این جا چهره خود را نشان می دهد. اگر اهل اعتراض و شکایت بودند حتما در طول تاریخ‌شان دست کم یک انقلاب داشتند تا صفحات کتاب تاریخ‌شان مثل مال ما هیجان داشته‌باشد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1389/05/31/troublesome-bike/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ژاپن و احتیاط در برابر تحریم‌های ضد ایرانی</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1389/05/29/boycott/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1389/05/29/boycott/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Aug 2010 08:45:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jps</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تحریم]]></category>
		<category><![CDATA[ژاپن]]></category>
		<category><![CDATA[کاخ سفید]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=1076</guid>
		<description><![CDATA[با وجود فشارهای کاخ سفید بر دولت ژاپن برای اجرایی کردن تحریم های تصویب شده علیه ایران توسط کنگره آمریکا، طبق مصوبه هیات دولت ژاپن، توکیو تنها به اجرایی شدن تحریم های شورای امنیت اکتفا کرد. پس از آنکه ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپا و کشورهایی نظیر کانادا با تصویب تحریم هایی فراتر از تحریم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>با وجود فشارهای کاخ سفید بر دولت ژاپن برای اجرایی کردن تحریم های تصویب شده علیه ایران توسط کنگره آمریکا، طبق مصوبه هیات دولت ژاپن، توکیو تنها به اجرایی شدن تحریم های شورای امنیت اکتفا کرد.</p>
<p>پس از آنکه ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپا و کشورهایی نظیر کانادا با تصویب تحریم هایی فراتر از تحریم های شورای امنیت، سعی کردند تا ایستادگی کامل خود را در برابر جمهوری اسلامی ایران در پرونده هسته ای نشان دهند، دولت ژاپن هم با گذر از دو راهی تصمیم گیری، سرانجام تحریم های بین المللی را تصویب کرد تا برای اجرا در دستگاه های دولتی این کشور ابلاغ شود.<br />
در فاصله زمانی بین تصویب تحریم های اخیر شورای امنیت تا سه شنبه ی گذشته و در راستای تلاش واشنگتن به تعمیم سیاست های خود، کاخ سفید دولت ژاپن را زیر فشار قرار داد تا تحریم های مصوب کنگره آمریکا را برای اعمال فشار بیشتر بر ایران به عنوان متمم تحریم های بین المللی اجرایی کند که اکتفای دولت ژاپن به اجرایی کردن قطعنامه ۱۹۲۹ به نوعی شانه خالی کردن از این خواست آمریکا محسوب می شود.<br />
در طول مدت مذکور منابع و کارشناسان سیاسی ژاپن، هشدارهایی را در این زمینه مطرح کردند تا دولت در حد ممکن از یک سو به روابط راهبردی خود با ایالات متحده خدشه وارد نسازد و از سوی دیگر اثرات منفی اعمال تحریم ها را در رابطه با جمهوری اسلامی ایران به کمترین میزان ممکن برساند.<br />
پیوستن ژاپن به تحریم های ضد ایرانی با زیر پا گذاشتن راهبرد انرژی این کشور، علاوه بر زیان های تجاری و مالی، صدمات جدی را متوجه برنامه ریزی های کلان توکیو در بخش انرژی خواهد کرد.<br />
به گزارش «وال استریت ژورنال»، مهمترین شرکت های ژاپنی که متحمل بیشترین صدمات از اعمال تحریم ها خواهند شد عبارتند از: شرکت نفتی «اینپکس»، موسسات مالی« میتسوبیشی یو اف جی» و «سومیتو میتسوی» و گروه مالی «میزوهو». علاوه بر این تعدادی شرکت کوچکتر نیز در اثر اجرایی شدن تحریم ها، با آسیب های قابل توجهی روبرو خواهند شد.<br />
در این راستا، شرکت نفتی اینپکس در اواسط تیر ماه گذشته اعلام کرد که این شرکت برای فروش سهام خود که شامل ۱۰ درصد از سهام پروژه ی نفتی آزادگان می شود هیچ برنامه ای ندارد و از این پروژه کناره گیری نخواهد کرد.</p>
<p><strong>** سیاست خارجی ژاپن و تلاش برای ارتقای منزلت بین المللی</strong><br />
به صورت عمومی یکی از مولفه های اساسی در سیاست خارجی ژاپن، روابط این کشور با ایالات متحده آمریکا است. پس از پایان جنگ جهانی دوم و اشغال ژاپن به دست نیروهای آمریکایی تاکنون روابط واشنگتن-توکیو یکی از در هم تنیده ترین روابط در بین کشورهای مختلف بوده است.<br />
با شکل گیری نظام دو قطبی مبتنی بر رقابت های دو بلوک شرق و غرب به ویژه در حوزه های ایده ئولوژیک، امنیتی، اقتصادی و سیاسی، ژاپن که با تصمیم کشورهایی چون آمریکا، از داشتن ارتش محروم مانده بود زیر چتر حمایتی واشنگتن قرار گرفت.<br />
قرار گرفتن زیر سایه ی امنیتی آمریکا از یک سو موجب شد تا ژاپن با فاصله گرفتن از دغدغه های ناشی از تهدید های نظامی و امنیتی با شتابی مضاعف در زمینه های فنی و اقتصادی رشد کند و از موقعیت یک کشور شکست خورده در صحنه نظام بین الملل فاصله بگیرد.<br />
در سوی دیگر آمریکا در جهت گسترش حوزه های نفوذ و تثبیت جایگاه خود در سراسر جهان، از امکانات راهبردی کشورهایی چون کره جنوبی و ژاپن در شرق آسیا بهره برد تا موازنه ی قدرت در این منطقه را به نفع خود حفظ کند.<br />
رشد فنی و اقتصادی کشور ژاپن تا آنجا پیش رفت که این کشور با تبدیل شدن به یکی از بزرگترین قدرت های اقتصادی و تکنولوژیک جهان، وارد روابطی چند سویه با حامی امنیتی خود شد.<br />
در زمان حاضر، واشنگتن بزرگترین شریک صادراتی توکیو است و بیشتر کالاهای صنعتی تولید شده در ژاپن وارد بازار مصرفی آمریکا می شود . از طرف دیگر ژاپن سومین بازار صادراتی ایالات متحده محسوب می شود و سرمایه های تولیدی و صنعتی ژاپن در ایالات متحده آمریکا برای تعداد قابل توجهی از جمعیت این کشور فرصت شغلی ایجاد کرده است.<br />
در سال های اخیر مقامات توکیو به دنبال پی گیری سیاست خارجی بوده اند که جایگاه این کشور را متناسب با توانایی های اقتصادی و سیاسی ژاپن در سطح بین الملل ارتقا دهد.<br />
در رویکرد جدید سیاست خارجی ژاپن، این کشور کوشیده است تا در چارچوب قواعد و اسلوب های بین المللی، منزلت جهانی خود را به نوعی سازوار و هماهنگ با ساختار بین المللی مطابق با خواست قدرت های بزرگ مانند آمریکا بازتعریف کند.<br />
در این راستا خواسته ی ژاپن برای تبدیل شدن به یکی از اعضای دایم شورای امنیت، از یک سو با تلاش مقامات توکیو برای جلب نظر قدرت های بزرگ و از سوی دیگر با هم داستانی با قدرت های نوظهوری مانند برزیل در حال پی گیری است.<br />
تلاش برای حضور موثر در روند های بین المللی که در سال های اخیر با فعال تر شدن دیپلماسی این کشور در زمینه های مختلف نمود یافته، جنبه ای دیگر از خواست ژاپن برای صعود در قاعده ی قدرت نظام بین الملل است.<br />
این کشور از سال های ابتدایی پس از جنگ جهانی دوم، سیاست همگامی با کشورهای غربی را در پیش گرفت که در دولت هایی مانند دولت« شینزو آبه» نخست وزیر اسبق ژاپن، این همگاهی به اوج خود رسید. دولت آبه با فاصله گرفتن از رویه ی متعادل دولت های پیشین، همسویی قابل توجهی را با سیاست های مداخله گرانه ی آمریکا در عراق داشت و در مساله هسته ای جمهوری اسلامی ایران، برای همراهی بیشتر با غرب، اولین کشور مجری تحریم های آمریکایی علیه ایران بود.<br />
در زمان نخست وزیری آبه اعلان شد که ژاپن خواهان ایفای نقش بیشتری در زمینه ی امنیت بین المللی است که این امر نشانه ی فاصله گرفتن از رویکرد های پیشین سیاست خارجی این کشور بود. در این راستا تلاش شد قانون اساسی ژاپن که در سال ۱۹۴۷ میلادی و با تحمیل آمریکا تدوین شده بود، بازنویسی شود تا راه مقامات این کشور برای دخالت در امور بین المللی و در ابعادی مانند مسائل امنیتی هموارتر گردد.<br />
پیروزی حزب دموکراتیک ژاپن در انتخابات سال گذشته به نوعی موجب بازگشت تعادل به سیاست های توکیو در عرصه های گوناگون به خصوص در زمینه مسائل بین المللی شد.</p>
<p><strong>** دولت جدید ژاپن و رویکردهای آن</strong><br />
اگرچه دولت جدید ژاپن، از همان ابتدا روابط با واشنگتن را برای این کشور حیاتی توصیف کرد، اما اعلان نمود که برنامه ی ویژه ای برای گسترش روابط با شرکای منطقه ای، همسایگان و طرف های تجاری و اقتصادی خواهد داشت.<br />
از جمله مسائلی که همواره و به خصوص در سال های اخیر بر روابط توکیو -واشنگتن سایه انداخته، موضوع پایگاه نظامی آمریکا در جزیره ی «اوکیناوا» بوده که اعتراضات فراوانی را در این کشور برانگیخته است.<br />
از مهمترین وعده های انتخاباتی حزب دموکرات ژاپن در رقابت با دیگر حزب قدرتمند این کشور یعنی حزب لیبرال دموکرات، پایان دادن به فعالیت پایگاه نظامی آمریکا در این کشور بود. پس از ناکامی «هاتویاما» نخست وزیر سابق و رهبر پیشین حزب دموکرات در برآوردن وعده های انتخاباتی، وی از مقام نخست وزیری کناره گرفت تا «نائوتو کان» دیگر عضو این حزب به نخست وزیری برسد.<br />
نظرسنجی که در خرداد ماه امسال از سوی روزنامه «یومیوری» انجام شد، نشان داد که نزدیک به ۸۱ درصد از پاسخ دهندگان مخالف تصمیم هاتویاما برای باقی ماندن پایگاه نظامی آمریکا در اوکیناوا و حدود ۶۰ درصد خواستار استعفای نخست وزیر شده بودند.<br />
نائوتو کان در اولین اعلان مواضع دولت در زمینه ی مسائل خارجی، عنوان کرده است که دولت ژاپن متعهد است در راستای به کار گیری اقدامات سودمند برای خلع سلاح و جلوگیری از گسترش تسلیحات هسته ای که مورد تاکید دولت های پیشین نیز بوده است، برای به دست آمدن توافقی بین المللی در این زمینه تلاش کند و به تعهدات خود مبنی بر ممنوعیت ورود، تولید و گسترش سلاح هسته ای پایبند باشد.<br />
در این خصوص می توان رویکرد دولت جدید برای دست یابی به اهداف سیاست خارجی را نوعی بازگشت به سیاست هایی دانست که به جای همگامی صرف با سیاست های قدرت های جهانی به دنبال استفاده از امکانات رژیم ها و معاهدات بین المللی است.</p>
<p style="text-align: center;"><img src="http://japanstudies.ir/data/uploads/ir-jp.jpg" alt="" /></p>
<p><strong>**روابط ژاپن و جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی</strong><br />
ژاپن از جمله کشورهایی است که از لحاظ ایدئولوژیک و مناسبات سیاسی و فرهنگی چالشی با کشورمان نداشته و اولویت های تجاری، فنی و اقتصادی را در این روابط در نظر داشته است. روابط دیپلماتیک دو کشور بیش از هشتاد سال پیش با تاسیس سفارتخانه های دو طرف ایجاد شده و از جمله پایدار ترین و با ثبات ترین روابط دیپلماتیک بوده است.<br />
روابط تجاری تهران- توکیو، در سال گذشته ی میلادی نزدیک به ۱۴ میلیارد دلار بود که رقم قابل توجهی است.<br />
ژاپن که به واسطه ی رشد اقتصادی و صنعتی خود، به سومین مصرف کننده منابع انرژی در سال های اخیر تبدیل شده، از بزرگترین خریداران نفت خام ایران محسوب می شود. از این رو نقش ایران در تامین سوخت و امنیت انرژی این کشور نقشی انکار ناپذیر می نماید.<br />
از سوی دیگر بازار ایران برای محصولات ژاپنی، از مهمترین بازارهای غرب آسیا محسوب می شود.<br />
در چارچوب پیش زمینه های مساعد روابط دو کشور می توان گفت که در فضای داخلی دو طرف، نگرش خوش بینانه ای همواره بر فضای این روابط حکم فرما بوده و همگرایی فرهنگی ویژه ای بین ایران و ژاپن از دیرباز به وجود آمده است.<br />
اگرچه روابط تهران- توکیو اغلب تابعی از تحولات بین المللی بوده و چالش های بین المللی ایجاد شده برای جمهوری اسلامی روابط دو جانبه را متاثر ساخته، اما زمینه های مساعد این روابط باعث شده دو کشور از هم فاصله ی چندانی نگیرند.<br />
در مورد مساله ی هسته ای جمهوری اسلامی ایران نیز دولت ژاپن ضمن تبعیت از تصمیم شورای امنیت، به نوعی سعی نموده تا نقش میانجی را به خصوص پس از تحریم های اخیر بین ایران و غرب ایفا کند.<br />
اعلان حمایت توکیو از شعار هسته ای جمهوری اسلامی ایران یعنی &#8220;انرژی هسته ای برای همه، سلاح هسته ای برای هیچکس&#8221; در دیدارهای اخیر مقامات دو کشور و تاکید بر حق دستیابی کشورها به انرژی صلح آمیز هسته ای بر طبق بند چهارم «ان.پی.تی» از سوی مقامات ژاپنی نمونه ای از رویکرد دولت ژاپن در این زمینه بوده است.</p>
<p><strong>** اولین قربانی هسته ای به دنبال خلع سلاح اتمی</strong><br />
جمعه، پانزدهم مرداد ماه، شصت و پنجمین سالگرد حمله ی اتمی آمریکا به شهر «هیروشیما» ژاپن برگزار شد و نمایندگان بسیاری از کشورهای جهان به مناسبت این سالگرد در سرزمینی که تنها قربانی بمب های هسته ای واشنگتن محسوب می شود، گردهم آمدند.<br />
در این گردهمایی برای نخستین بار نماینده ای از آمریکا حضور داشت که باز هم با وجود خواست بسیاری از مردم ژاپن، حاضر به عذرخواهی به خاطر این حمله ی هسته ای از سوی آمریکا نشد.<br />
در این مراسم «تاکاشی آکیبا» شهردار هیروشیما، خواستار رهبری ژاپن برای خلع سلاح و جلوگیری از گسترش تسلیحات هسته ای شد و از دولت این کشور خواست تا از زیر چتر اتمی آمریکا خارج شود.<br />
با توجه به آسیب هایی که ژاپن به واسطه استفاده از سلاح های هسته ای متحمل شده است، هم اکنون این کشور را می توان در شمار کشورهای فعال در زمینه ی خلع سلاح و جلوگیری از تولید و گسترش تسلیحات اتمی به شمار آورد.<br />
با توجه به محذورات توکیو در روابط با واشنگتن، شاید انتظار تغییر در این روابط به واسطه ی ملاحظات هسته ای ژاپن دور از واقعیت به نظر برسد، اما این ملاحظات در واقع نشانه ای از تفاوت دیدگاه دو کشور در این زمینه است.<br />
در مورد پرونده ی هسته ای جمهوری اسلامی ایران نیز می توانیم به نوعی این تفاوت دیدگاه را شاهد باشیم.<br />
اگرچه دولت ژاپن با تصویب قطعنامه ۱۹۲۹، همراهی خود با سازمان های بین المللی را نشان داد، اما تاکید توکیو بر حل و فصل دیپلماتیک این موضوع و پی گیری تلاش های این کشور برای مذاکره با مقامات ایرانی در خصوص این پرونده، ژاپن را از زمره ی کشورهایی نظیر آمریکا و کشورهای اروپایی جدا می سازد.<br />
در کنار رفت و آمدهای سیاسی و دیدارهای مکرر مقامات دو کشور، برگزاری گفت وگو های حقوق بشر که قرار است در ماه آینده بین جمهوری اسلامی ایران و ژاپن انجام شود نیز در شرایط کنونی مولفه هایی از رویکرد دولت ژاپن را برای فعال تر کردن دیپلماسی این کشور در قبال جمهوری اسلامی ایران آشکار می کند.<br />
<span style="color: #888888;">تحقیق**م.م.ک**۱۳۵۸/ گروه تحقیق و تفسیر خبر- ایرنا</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1389/05/29/boycott/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بمب اتمی خوب است یا بد؟</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1389/05/18/atomic-bomb/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1389/05/18/atomic-bomb/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 09 Aug 2010 09:51:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بهنام جاهدزاده</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اوباما]]></category>
		<category><![CDATA[بمب اتمی]]></category>
		<category><![CDATA[بهنام جاهدزاده]]></category>
		<category><![CDATA[ناکازاکی]]></category>
		<category><![CDATA[هیروشیما]]></category>
		<category><![CDATA[ژاپن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=1025</guid>
		<description><![CDATA[وقتی که 65 سال پیش خلبان انولا و همرزمانش پسر کوچک را بر روی هیروشیما انداختند سرنوشت مردم و سیاست و اجتماع ژاپن را به کل تحت تاثیر قرار دادند. علاوه بر این که این بمب هزاران نفر را در آتش خود سوخت و شهر هیروشما را به خاکستر تبدیل کرد، باعث شد تا ژاپن تبدیل به کشور طرفدار سینه چاک صلح شود و تصویر تازه ای از خود در جهان ارائه کند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">بهنام جاهدزاده<br />
وقتی که ۶۵ سال پیش خلبان انولا و همرزمانش پسر کوچک را بر روی هیروشیما انداختند سرنوشت مردم و سیاست و اجتماع ژاپن را به کل تحت تاثیر قرار دادند. علاوه بر این که این بمب هزاران نفر را در آتش خود سوخت و شهر هیروشما را به خاکستر تبدیل کرد، باعث شد تا ژاپن تبدیل به کشور طرفدار سینه چاک صلح شود و تصویر تازه ای از خود در جهان ارائه کند.<br />
۶۵ سال است که ژاپنی ها صدای صلح جویی خود را بلند کرده اند و انگلیسی یاد می گیرند تا در سراسر دنیا حرف خود را به گوش جهانیان برسانند. بازمانده گان بمب اتمی با چهره های سوخته بی مهابا در خیابان ها و سالن های عمومی نیویورک بر مردم تجربه تلخ خود و اطرافیان خود را تعریف می کنند و اشک بر چهره مردمانی می نشانند و احساس انسان دوستی آدمهایی را برانگیزند که در ناز و نعمت مادیات آن قدر پوستشان کلفت شده است که درد مردم آن ور دنیا را به این راحتی ها حس نمی کنند. این تراژدی ها هم هر از چند گاهی سبب می شود تا زندگی شان از یک نواختی دربیاید و تراژدی چاشنی زندگی پر از کمدی شان شود.<br />
مردم هیروشیما و ناکازاکی هر ساله به مناسبت سالروز بمباران اتمی این شهرها ضمن ادای احترام به جان باختگان این حادثه هولناک، خواهان برچیده شدن بمب های اتمی از صحنه جهان می شوند. وقتی که اوباما در جمهوری چک اعلام کرد که دنیا باید عاری از بمب اتمی باشد، بیشترین به به و چه چه را ژاپنی ها نثارش کردند.<br />
اگرچه چند تایی از بمب اتمی آریکا را اوباما خلع سلاح کرد، اما محال است بتواند کل بمب اتمی ایالات متحده آریکا را خنثی کند. ۶۵ سال است که این خواسته برآورده نشده است و هنوز معلوم نیست که دارندگان هزاران بمب اتمی کی راضی خواهند شد تا هراس را از دل انسان قرن بیست ویکم بزدایند.<br />
به نظر می رسد همین ترس انسان قرن بیست و یکمی و انسان های قرن های گذشته باعث پیدایش و ادامه وضع موجود شده و انبارها برای روز مبادا پر نگه داشته شده اند. ترس باعث دور تسلسل باطل شده و تا موقعی که ترس دامن بنی آدم را رها نکند وضع چندان بهبود نخواهد یافت.<br />
خود این ژاپنی ها هم که گلویشان از فریاد &#8220;صلح صلح&#8221; پاره شده است، نخست وزیرشان همین چند روز پیش گفت که تا وقتی که شرایط برچیدن خطرات بمب اتمی موجود در جهان از بین نرفته کشورشان نیاز به حمایت اتمی دارد.<br />
منظور نخست وزیر ژاپن حمایت اتمی آمریکا از کشورش است. این یعنی سیاست مداران ژاپن هم ترس دارند کشورشان مورد هجوم واقع شود. برای همین نیاز دارند زیر چتر حمایتی اتمی آمریکا بر ترسشان غلبه کنند.<br />
عجب دنیایی است!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1389/05/18/atomic-bomb/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

