مرکز مطالعات ژاپن

مرکز مطالعات ژاپن توسط فارغ التحصیلان زبان ژاپنی دانشگاه تهران راه‌اندازی شده است

  • 2017 25 March
  • شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۶

تاریخ: ۳ مرداد ۱۳۹۵

67-Revayat4-Daakheli

مرکز مطالعات ژاپن |دکتر سید آیت حسینی

هزار سال پیش ندیمه‌ای در دربار ژاپن یادداشت‌هایی نوشت که امروز همه‌ی دانش‌آموزان ژاپن خطوط نخست آن را در حافظه دارند. شاید از نظر آن ندیمه نوشته‌هایش نوعی دفتر خاطرات و جایی برای ثبت کردن اتفاقات جالب دربار، حکایاتی از دیگران، توصیف‌هایی از طبیعت و زندگی اطرافش‌ بوده اما گذر تاریخ ارزش ادبی آن‌ها را نمایان کرد و حالا تبدیل شده‌اند به بخش مهمی از تاریخ ادبیات ژاپن. متن پیش‌رو پاره‌هایی انتخاب شده از میان بیش از سیصد پاره‌ی این کتاب است که از زبان ژاپنی ترجمه شده‌اند.

یک
بهار طلوع‌هایش زیبا است؛ وقتی قله‌ی کوه با روشنی اندک هوا به‌تدریج سپید می‌شود و باریکه‌های کبودرنگ ابر بر فرازش آرام می‌گیرند.

تابستان شب‌هایش زیبا است. به‌خصوص شب‌های مهتابی و همچنین در شب‌های تاریک نیز پرواز درهم شب‌تاب‌ها زیبا است. حتی اندک درخشش تنها دو یا سه شب‌تاب دل‌انگیز است. بارش باران نیز دل‌انگیز است.

پاییز غروب‌هایش زیبا است. وقتی خورشید درخشان عصرگاهی پایین می‌رود و به لبه‌ی کوه نزدیک می‌شود و کلاغ‌ها به آشیانه می‌روند، شتاب کردن‌شان در دسته‌های سه ‌چهارتایی یا دو سه‌تایی دل را می‌رباید. حتی بیشتر از آن، صف غازهای وحشی که از دور کوچک دیده می‌شوند بس دل‌انگیز است. پس از غروب، صدای باد و صدای ناله‌ی حشرات قابل وصف نیست.

زمستان بامدادهایش زیبا است. بارش برف که از وصف بی‌نیاز است و سپیدی شبنم یخ‌زده. جز آن، روزهای سرد که باشتاب آتش می‌افروزند و زغال می‌آورند نیز سخت مطلوب است. اما هنگام ظهر که هوا اندکی گرم می‌شود، آتش‌دان مملو از خاکستر سفید خوشایند نیست.


بیست‌وشش
آنچه قلب را از شوق به تپیدن وامی‌دارد: نگهداری از جوجه‌های گنجشک، گذر کردن از جایی که کودکان در آن بازی کنند، سوزاندن عود اعلا و تنهایی دراز کشیدن، تماشای سیاه‌شدگی مختصر روی آیینه‌ی چینی، لحظه‌ای که نجیب‌زاده‌ای ارابه‌اش را مقابل منزل متوقف ‌کند و فرستاده‌ای به درون فرستد.

شستن موی سر و آراستن خود و به تن کردن جامه‌‎های عطرآگین حتی اگر کسی نبیندمان نوازشگر روح است و دل‌انگیز. شب‌های انتظار یار، صدای باران و لرزش‌های خانه از وزش باد هم دل را به شوق می‌آورد.


چهل‌و‌هشت
گاوهایی را دوست می‌دارم که لکه‌ی کوچک سفیدی بر پیشانی دارند و شکم، پاها و سر دم‌شان یکسره سفید است.


چهل‌ونه
گربه‌هایی را دوست می‌دارم که پشتی سراسر سیاه و شکمی سفید دارند.


پنجاه‌و‌یک
پادو باید که کوچک‌اندام باشد و موهایش زیبا و پیراسته باشد و پوست روشن و صدای دلنشین داشته باشد و باادب سخن بگوید و تیزهوش باشد.


پنجاه‌و‌دو
گاوچران باید که تنومند باشد و موهای پریشان و روی سرخ داشته باشد و چغر باشد.


پنجاه‌و‌پنج
جوانان و کودکان بهتر است چاق باشند و از میان بزرگسالان نیز والیان و نظایر آنان بهتر است کمی فربه باشند.

ادامه‌ی این روایت را می‌توانید در شماره‌ی شصت و هفتم، تیر ۹۵ همشهری داستان ببینید.

*‌‌‌برش‌های فوق از نسخه‌ی تصحیح و ویرایش‌شده‌ی مینورو واتانابه انتخاب شده‌اند و ترجمه‌ی فارسی آن‌ها از زبان ژاپنی و با استفاده از متن اصلی اثر، با کمک شرح و ترجمه‌ی آن به زبان ژاپنی معاصر انجام پذیرفته است.

مطالب مرتبط