بهنام جاهدزاده/
فضاى رسانه اى در ژاپن به كل متاثر از رسانه هاى اروپا و آمريكاست. حتى بورس ژاپن گوشش به خبرهايى است كه از اروپا و آمريكا مى رسد نه خبرهاى آسيايى يا داخلى.
اين روزها خبرهاى زيادى درباره مساله ايران با جهان غرب در رسانه هاى ژاپنى پخش مى شود. در همه اين خبرها معمولا اسم ايران با صفت " اين كشور كه با چشم پوشى از قطعنامه هاى سازمان ملل به برنامه هسته اى خود ادامه مى دهد" همراه است و خواه ناخواه ايران را ناقض قوانين بين المللى معرفى مى كند كه مستحق تنبيه هاى بين المللى است.
به عنوان مثال چند روز پيش روزنامه "سان كه" ژاپن از موضع نرم دولت ژاپن در قبال تحريم هاى خريد نفت ايران انتقاد كرده بود و توصيه كرده بود ژاپن در اين زمينه روابط خود را با آمريكا همسان كند.
يا در بحث اخبار راديوى ملى ژاپن "ان اچ كه"، نظر دو شنونده پخش شد كه يكى خواستار قطع خريد نفت از ايران و ديگرى خواستار تدابير به موقع دولت براى جلوگيرى از ضربه خوردن اقتصاد ژاپن در صورت اعمال تحريم خريد نفت بودند.
در صحبت هايى كه با آشنايان و دوستان ژاپنى مى كنم نگرانى شان را درباره برخورد نظامى بين ايران ...
بهنام جاهدزاده:
اصولاً در دنیای کنونی که ارتباطات راحتتر و سریعتر شده است هر چیزی امکان وقوع دارد و زیاد نباید از اتفاق افتادن وقایعی که دور از ذهن به نظر می رسد تعجب کرد. در دنیای کنونی هیچ زبان یا به طور کلی هیچ فرهنگی مال یک ملت خاص نیست. همه فرهنگها مال همه ملتهاست.
به مناسبت تولد پسرم آمدهام به زادگاه همسرم شهر تاکایاما در استان گیفو که تقریباً در مرکز ژاپن قرار دارد و به داشتن خوردنی های لذیذ و شهر تمیز شهرت دارد و همیشه پر است از توریست های اروپایی، آمریکایی و اخیراً چینیهای مرفه.
چند روز پیش که داشتم برمی گشتم خانه، سر راه خود مغازه تاکویاکی و اوکونومی یاکی دیدم . در یک لحظه هوای تاکویاکی کردم و وارد مغازه شدم. صاحب مغازه مرد میانسالی بود که داشت تاکویاکی هایی را که یک قسمتشان تازه پخته و قالب گرفته بود را با هاشی می چرخاند و به آنها شکل می داد. شفارش هشت عدد تاکویاکی دادم.
در قسمتی دیگری دو اوکونومی یاکی پخته روی تخته اوجاق آماده سرو بودند. خواستم بپرسم که محتویاتشان چه چیزی است. دیدم که صاحب رستوران و یک زن تقریباً سن و سال داری که حدس میزدم مادرش باشد سرشان شلوغ است ...
چندی پیش یکی از دانشجویان زبان ژاپنی با بورسیه بنیاد ژاپن چند هفته ای به ژاپن آمده بود. ازش پرسیدم ژاپن چطوره به نظرت؟ گفت: خیلی امنیت داره! گفتم امنیت داره آره. اما جرم و جنایت هم داره که به چشم تازه واردها نمی آد.
نمونه اش همین امروز روزنامه آساهی در خبری نوشته بود که در اقدامی عجیب یکی از شهروندان ژاپنی در شهر ناگویا در روز روشن با چتر به یکی از مغازه هایی که بیست و چهار ساعته بازند وارد می شود و محترمانه نوک تیز چتر را به طرف مغازه دار نشانه می رود و می گوید:
«لطفا دستپاچه نشوید! دارم بهتان دستبرد می زنم. خواهش می کنم پلیس را خبر کنید!»
مغازه دار بدبخت یا خوشبخت که احتمالا بهتش زده بوده به پلیس زنگ می زند. تا سر و کله پلیس پیدا شود، دزد محترم با مغازه دار جلوی مغازه منتظر پلیس می شوند تا پلیس پیدایش شود. بعد از آمدن پلیس دزد محترم از مغازه دار عذرخواهی می کند و خودش را تسلیم آقا پلیسه می کند.
علت اقدام دزد محترم این بوده است که ایشان قبلا نیز مرتکب جرمی شده بوده اند و دوره زندان را سپری می کرده اند. بعد از سپری کردن دوران بند آزاد ...
بهنام جاهدزاده
امروز رفته بودم بانک تا قبض اجاره خانه را پرداخت کنم. بعد از آن که شماره انتظار را از دستگاه گرفتم و روی صندلی انتظار بانک نشسته و منتظر نوبتم بودم، چشمم به یک پوستری افتاد که در داخل بانک روی دیوار پذیرش بانک چسبانده شده بود.
پوستر عکس یک دستی بود که کار قرمز را نشان می داد. روی کارت قرمز این عبارت درج شده بود.
«暴力団退場»
یعنی: «گروه تبهکار بیرون!»
البته ترجمه تجت الفظی عبارت ژاپنی اش می شود «گروه فشار بیرون!» یا «زورگیران بیرون!» اما چون این ها به گروه طبهکار، گروه فشار می گویند و ما تلقی دیگری از گروه فشار داریم همان ترجمه «تبهکار» مناسب تر است.
کنار کارت عبارت دیگری درج شده بود: «درخواست غیر معقول رد می شود!»
یعنی مثلا یک دفعه ای کلت درنیارید و تهدید کنید که هرچی پول در صندوق هست را بریزید تو این کسیه!
یاد اخبار چند روز پیش افتادم که یکی از سرکردگان همین گروه تبهکار به جرم اخاذی دستگیر شد. معمولا در اخبار رسمی اسمی از یاکوزا برده نمی شود. از آن ها با نام تبهکاران یا گروه فشار یاد می شود.
هر از چند گاهی از این اخبار در ژاپن پخش می شود که ...
بهنام جاهدزاده:
اگر ژاپنی ها با شما مخالفت کنند مخالفتشان را به طور علنی و واضح ابراز نمی کنند. کسی در ژاپن به شما نمی گوید با شما مخالفم. چرا؟ چون اساساً فرهنگ ژاپنی مبتنی بر تعامل و همزیستی مسالمت آمیز با دیگران است و اشخاص معمولا در دو خط موازی همدیگر حرکت می کنند تا این که در جایی همدیگر را قطع کنند.
این نوع تواضع ژاپنی در همه شئونات زندگی ژاپنی ها دیده می شود. بنابراین معمولا امرو نهی هم به طور غیر مستقیم و به دور از بیان مستقیم زبانی است.
مثلا اگر شما با یک ژاپنی در یک محیط مثلا اتاق باشید، و هوای اتاق سرد باشد و این سردی دلیلش مثلا باز بودن پنجره اتاق باشد ژاپنی احتمالا به طور غیر مستقیم به شما خواهد گفت که فکر نمی کنی اتاق سرده؟ یا این که تو سردت نیست!؟ یا این که اگر دوست داشتی پنجره را ببندیم!
[caption id="" align="aligncenter" width="320" caption="چطور است اندکی استراحت کنید!"][/caption]
این نوع رفتار در مقایسه با رفتار خارجی ها از تاکید کمتری برخوردار است. در این مورد خاص ژاپنی احتمال می دهد که فقط خودش سردش باشد یا این که طرف مقابل خودش از باز گذاشتن پنجره دلیل خاصی داشته باشد.
این نوع ملایمت ژاپنی ...
بهنام جاهدزاده:
امروز که داشتم می رفتم دانشگاه سر کلاس فشرده تابستانی، یادم افتاد که نوشیدنی با خود برنداشته ام. سر راه خود به فروشگاه بزرگ محل که در آن از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا می شودرفتم و یک بطری چای 2 لیتری خریدم تا 4، 5 ساعت مداوم کلاس را بتوانم آب از دست رفته بدنم را جبران کنم.
چیزی که بیشتر در همین فروشگاه بزرگ جلب توجه می کند کار خانم ها، آن هم خانم های جا افتاده ای است که حول و حوش 60 سال دارند. شاید کسی که به فرهنگ کار و زندگی این جامعه آشنا نباشد دلش به حالشان بسوزد و بگوید این بیچاره ها آسایش ندارند. اما آسایش ژاپنی ها زمانی است که برایشان کار فراهم است. در ژاپن اگر کار نکنی زندگی برایت سخت می شود و شاید هم غیر ممکن. برای همین کار از هر نوعش ارزش اجتماعی زیادی دارد و همه کارها از اهمیت برخودار است.
[caption id="" align="aligncenter" width="320" caption="بفرمایید چای سبز! "][/caption]
بعد از این که استاد آمد و یک ساعت و نیمی سخن راند گلوی ما هم خشک شد و در حالی که گلویم را با چای سبز تر می کردم چشمم به نوشته رویش افتاد که "100 در صد ...
بهنام جاهدزاده:
مهدیقلی خان هدایت معروف به مخبرالسطنه که همراه اتابک اعظم یکی از وزرای دوره قاجار در سال 1903 از ژاپن دیدار کرده است شرح برداشت های خود را در کتاب سفر حج آورده است. گروه ایرانی وقتی وارد بندر ناکازاکی ژاپن می شوند زن ژاپنی را می بینند که سیب می فروشد. بعد از خریدن مقداری سیب، اتابک اعظم مقداری پول که از مبلغ خرید سیب بیشتر بوده در داخل سبد زن ژاپنی می اندازد و با آقامنشی بدون این که بقیه پول را طلب کنند به راه خود ادامه می دهد.
[caption id="" align="aligncenter" width="400" caption="شالیزاری در اوزاکا، عکس از: بهنام جاهدزاده"][/caption]
زن ژاپنی دوان دوان از پشت می آید و بقیه پول اتابک اعظم را بر می گرداند. مهدیقلی خان هدایت در این بخش ضمن مقایسه وضع ژاپن با چین که از طریق آن کشور به ژاپن آمده است وضع اقتصادی ژاپن را به مراتب بهتر در می یابد و از بلند طبعی ژاپنی ها متعجب می شود. در ادامه یادداشت هایش مهدیقلی خان می نویسد با وجود این که مردم در چین در فلاکت و بدبختی زندگی می کنند در ژاپن اصلا گدا ندیده است.
اما مهدیقلی خان هدایت فقط یک روی سکه را دیده است. روی دیگر سکه ...
ستاره و قاصدک
ته آسمون
یه ستارهایه که منتظره شبه
کوچیک، مثل یه سنگریزه ته دریا میمونه
روزا دیده نمیشه
اما اونجاس
چیزایی هستن که به چش دیده نمیشن
اما هستن!
قاصدک پرواز میکنه
میره می شینه لب جوی آروم میگیره
منتطر میمونه تا بهار بشه
به چش دیده نمیشه
اما اونجاس
چیزایی هستن
که به چش دیده نمیشن
اما هستن
کانهکو میسوزو؛ شاعر و ترانه سرای ژاپنی
--------------------------------
تقویم و ساعت
تقویم برای اینه که
اگه خواستی بدونی چه فصلیه
نگاش میکنی
میبینی بهاره
گل باهوش
تقویم نداره
اما وقتی بهار میشه
میشکفه
ساعت برای اینه که
اگه خواستی بدونی چه ساعتیه
نگاش میکنی میبینی
چهار عصره
پرنده باهوش
ساعت نداره
اما وقتی چهار عصر بشه
آواز میخونه
---------------------
روح گل
روح گلی که میریزه
میره آرامگاه گلا آروم میگیره
بعد دوباره همشون
از نو زنده میشن
آخه گلا خیلی مهربونن
وقتی خورشید خانوم
صداشون میکنه
همشون میشکفن و لبخند میزنن
عسل شیرینشونو میدن به پروانه
عطرشونو میدن به آدما
بعد وقتی باد دعوتشون میکنه به رفتن
همراش میرن
گلبرگای ریختشون هم
توی بازی دختر بچهها
پلوی مهمونی میشه
×××
پینوشت:
مجموعه حاضر ترجمه یکی از مجموعه های شعر کانه کوست که در یک جلد از طرف انتشارات جولای ژاپن به چاپ رسیده است و بخشی از اشعار مربوط به دوران زندگی کوتاه شاعر است.
«من، پرنده کوچک و زنگوله» با ۱۳۵ صفحه به زودی از طرف انتشارات دیبایه چاپ و به بازار خواهد آمد.
اگر در یک جمله کانه کو میسوزو را معرفی کنیم این بهترین جمله می تواند در مورد کانه کو باشد. «کانه کو، شاعر لطافت کودکانه»
شعر کانه کو خوانندهاش را به فضای کودکی خویش میبرد و او را آن چنان با خود همراه میکند که گویی خواننده دوران کودکی خویش را تجربه میکند. با آن که شعر کانه کو مربوط محیطی دیگر، فضا و زمانی متفاوت از آنیست که خواننده در آن هست، اما احساسات شعر کانه کو از ورای حصار این همه تفاوتها و فاصلهها عبور میکند و در دل خواننده اثر میگذارد. عناصر درونی و ژرف انسان دوستانه که در این اشعار نهفته است آن را از بند زمان رهانیده و جهانی میکند.
کاش کوه شفاف بود
آن وقت میتوانستم
توکیو را از پشت آن ببینم
همانند برادرم که با قطار به توکیو رفت
کاش آسمان شفاف بود
آن وقت میتوانستم
پشت آن، خدا را ببینم
همانند خواهرم که فرشته شد
***
این شعر با آنکه نزدیک به صد سال پیش در ژاپن سروده شده است اما هر خواننده غیر ژاپنی نیز با آن ارتباط برقرار میکند. احساس دلتنگی، حس مشترک بنی آدم است. حس دلتنگی ناشی از دوری از دو عضو خانواده که یکی به توکیو رفته و امکان دیدارش نیست و دیگری رخت از این جهان ...
بیشتر مجلههای مانگا که بعد از جنگ جهانی دوم در ژاپن چاپ میشوند اسم "کامیک" را عنوان مجله خود میکنند تا به نوعی با دیدن اسم این مجلات خنده دار بودن آن در ذهن خوانندگان تداعی شود. در این سالها "کامیک مَگَزین"، "یانگ کامیک"، "بیگ کامیک"، "لید کامیک"، "پلی کامیک" و غیره محبوبیت زیادی یافتند.
چند سالی پس از پایان جنگ جهانی دوم و آغاز دوره جدید در تاریخ معاصر ژاپن، نابسامانی های اجتماعی و اقتصادی حاصل از 5 سال جنگ ژاپن را فرا میگیرد. اما جوانههای جدید سر از خاکستر جنگ سر بر میآورند و چندی نمیگذرد که اقتصاد ژاپن دوران شکوفایی خود را آغاز میکند. همزمان با این شکوفایی صنعت مانگا نیز رونق بیسابقهای را تجربه میکند. به عنوان نمونه تیراژ مانگاهای کودکان در سال 1961 برای اولین بار از یک میلیون نسخه فراتر میرود.
اقشار مختلف مردم متناسب با سلیقههایشان مانگاهای مورد علاقه خود را میخرند و صنعت مانگا به رشد و شکوفایی قابل ملاحظهای دست پیدا کردند.مانگاکاها داستانهای متعددی راجع به زندگی و کار و مشغولیتها و سختیهای کارمندان دون پایه نوشتند که تعدادشان به میلیونها نفر میرسید.
با مقایسه تعداد مانگاکاهای قبل و بعد از دوران جنگ میتوان پی به ابعاد این گستردگی مانگا در بعد از جنگ ...