<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مرکز مجازی مطالعات ژاپن &#187; شعر ژاپن</title>
	<atom:link href="http://japanstudies.ir/tag/%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%da%98%d8%a7%d9%be%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://japanstudies.ir</link>
	<description>پایگاه اینترنتی مرکزمطالعات ژاپن با همکاری جمعی فارغ التحصیلان زبان ژاپنی دانشگاه تهران و عده ای از علاقه مندان به ژاپن به زبان فارسی راه اندازی شده است.  در صدد هستیم تا مرجعی مطمئن و سالم با داده هایی درست درباره ادبیات، فرهنگ، هنر، جامعه، سیاست اقتصاد ژاپن در اینترنت فراهم آوریم.</description>
	<lastBuildDate>Sun, 22 Aug 2010 14:33:26 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.6</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>سه شعر از کودکانه‌های کانه‌کو میسوزو</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1389/05/29/kaneko-2/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1389/05/29/kaneko-2/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Aug 2010 08:52:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[زبان و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[بهنام جاهدزاده]]></category>
		<category><![CDATA[ترجمه از ژاپنی به فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[شعر ژاپن]]></category>
		<category><![CDATA[ژاپن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=1074</guid>
		<description><![CDATA[ستاره و قاصدک
ته آسمون
یه ستاره‌ایه که منتظره شبه
کوچیک، مثل یه سنگریزه ته دریا می‌مونه
روزا دیده نمی‌شه
اما اونجاس
چیزایی هستن که به چش دیده نمی‌شن
اما هستن!
قاصدک پرواز می‌کنه
می‌ره می شینه لب جوی آروم می‌گیره
منتطر می‌مونه تا بهار بشه
به چش دیده نمی‌شه
اما اونجاس
چیزایی هستن
که به چش دیده نمی‌شن
اما هستن
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;

تقویم و ساعت
تقویم برای اینه که
اگه خواستی بدونی چه فصلیه
نگاش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 259px"><img title="کانه‌کو میسوزو" src="http://japanstudies.ir/wp-content/uploads/Kaneko-Misuzu.jpg" alt="" width="249" height="314" /><p class="wp-caption-text">کانه‌کو میسوزو؛ شاعر و ترانه سرای ژاپنی</p></div>
<p><strong>ستاره و قاصدک</strong></p>
<p>ته آسمون<br />
یه ستاره‌ایه که منتظره شبه<br />
کوچیک، مثل یه سنگریزه ته دریا می‌مونه<br />
روزا دیده نمی‌شه<br />
اما اونجاس<br />
چیزایی هستن که به چش دیده نمی‌شن<br />
اما هستن!<br />
قاصدک پرواز می‌کنه<br />
می‌ره می شینه لب جوی آروم می‌گیره<br />
منتطر می‌مونه تا بهار بشه<br />
به چش دیده نمی‌شه<br />
اما اونجاس<br />
چیزایی هستن<br />
که به چش دیده نمی‌شن<br />
اما هستن</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p style="text-align: center;"><img id="il_fi" class="aligncenter" src="http://2.bp.blogspot.com/_uiBeRJa6Wlc/SAdfEFUci6I/AAAAAAAAAQQ/d3dF_iCsYDk/s400/kanekomisuzu_stamp.jpg" alt="" width="400" height="286" /></p>
<p><strong>تقویم و ساعت</strong></p>
<p>تقویم برای اینه که<br />
اگه خواستی بدونی چه فصلیه<br />
نگاش می‌کنی<br />
می‌بینی بهاره<br />
گل باهوش<br />
تقویم نداره<br />
اما وقتی بهار می‌شه<br />
می‌شکفه<br />
ساعت برای اینه که<br />
اگه خواستی بدونی چه ساعتیه<br />
نگاش می‌کنی می‌بینی<br />
چهار عصره<br />
پرنده باهوش<br />
ساعت نداره<br />
اما وقتی چهار عصر بشه<br />
آواز می‌خونه</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 410px"><img title="جلد کتاب «من، پرنده کوچک و زنگوله» با ترجمه بهنام جاهدزاده" src="../wp-content/uploads/kanekomitsu-2.jpg" alt="" width="400" height="252" /><p class="wp-caption-text">جلد کتاب «من، پرنده کوچک و زنگوله» با ترجمه بهنام جاهدزاده</p></div>
<p><strong>روح گل</strong></p>
<p>روح گلی که می‌ریزه<br />
می‌ره آرامگاه گلا آروم می‌گیره<br />
بعد دوباره همشون<br />
از نو زنده می‌شن<br />
آخه گلا خیلی مهربونن<br />
وقتی خورشید خانوم<br />
صداشون می‌کنه<br />
همشون می‌شکفن و لبخند می‌زنن<br />
عسل شیرینشونو می‌دن به پروانه<br />
عطرشونو می‌دن به آدما<br />
بعد وقتی باد دعوتشون می‌کنه به رفتن<br />
همراش می‌رن<br />
گلبرگای ریختشون هم<br />
توی بازی دختر بچه‌ها<br />
پلوی مهمونی می‌شه</p>
<p>×××</p>
<p>پی‌نوشت:</p>
<h3 style="margin-top: 0cm; margin-bottom: 0cm; font-weight: normal; line-height: 150%; text-align: justify;"><span style="font-family: Arial,sans-serif;"><span style="font-size: small;">مجموعه  حاضر ترجمه یکی از مجموعه های شعر کانه کوست که در یک جلد از طرف انتشارات  جولای ژاپن به چاپ رسیده است و بخشی از اشعار مربوط به دوران زندگی کوتاه  شاعر است</span></span><span style="font-family: Times New Roman,serif;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Times New Roman,serif;">.</span></span></span></h3>
<h3 style="margin-top: 0cm; margin-bottom: 0cm; font-weight: normal; line-height: 150%; text-align: justify;"><span style="font-family: Times New Roman,serif;"><span style="font-size: small;">«</span></span><span style="font-family: Arial,sans-serif;"><span style="font-size: small;">من، پرنده کوچک و زنگوله</span></span><span style="font-family: Times New Roman,serif;"><span style="font-size: small;">» </span></span><span style="font-family: Arial,sans-serif;"><span style="font-size: small;">با </span></span><span style="font-family: Times New Roman,serif;"><span style="font-size: small;">۱۳۵ </span></span><span style="font-family: Arial,sans-serif;"><span style="font-size: small;">صفحه به زودی از طرف انتشارات دیبایه چاپ و به بازار خواهد آمد</span></span><span style="font-family: Times New Roman,serif;"><span style="font-size: small;">.</span></span></h3>
<p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://japanstudies.ir/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_171_16.png" width="171" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1389/05/29/kaneko-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شعرهای امپراتور و ملکه ژاپن برای سال نو</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1388/11/23/emperor-poem/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1388/11/23/emperor-poem/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 11 Feb 2010 21:10:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[زبان و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[امپراتور آکی هیتو]]></category>
		<category><![CDATA[امپراتور ژاپن]]></category>
		<category><![CDATA[شعر امپراتور]]></category>
		<category><![CDATA[شعر ملکه ژاپن]]></category>
		<category><![CDATA[شعر ژاپن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=721</guid>
		<description><![CDATA[
شعر امپراطور درباره &#8220;نور&#8221;  که در روز شعرخوانی سال نو خوانده شد.
امپراطور آکی هیتو در شعری که در مراسم شعرخوانی سال نو در قصر امپراطوری خواند صحنه ای را توصیف کرده بود که هنگام قدم زدن در باغ قصر امپراطوری می بیند .
موضوع اشعار امسال که به سبک واکا-معمولا ۳۱ هجایی و ۵ خطی ۵-۷-۵-۷-۷سروده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="NewsPhoto aligncenter" src="http://mdn.mainichi.jp/mdnnews/news/images/20100114p2a00m0na017000p_size5.jpg" alt="Members of the Imperial Family listen as Emperor Akihito's poem is recited at the Imperial Palace on Thursday. (Pool photo)" width="250" height="127" /></p>
<p>شعر امپراطور درباره &#8220;نور&#8221;  که در روز شعرخوانی سال نو خوانده شد.</p>
<p style="text-align: justify;">امپراطور آکی هیتو در شعری که در مراسم شعرخوانی سال نو در قصر امپراطوری خواند صحنه ای را توصیف کرده بود که هنگام قدم زدن در باغ قصر امپراطوری می بیند .</p>
<p style="text-align: justify;">موضوع اشعار امسال که به سبک واکا-معمولا ۳۱ هجایی و ۵ خطی ۵-۷-۵-۷-۷سروده می‌شود- &#8220;نور&#8221; بود .</p>
<p style="text-align: justify;">از مجموع ۲۳۳۴۶ شعر که عموم مردم فرستادند و ده نفر که اشعارشان انتخاب شد در جشنی با حضور امپراطور و ملکه و دیگر اعضای خانواده امپراطوری شرکت کردند.</p>
<p>شعر امپراطور :</p>
<h4>آنجا که پرتو نور آفتاب<br />
از میان درختان می گذرد<br />
راهی می بینم<br />
پوشیده از برگ‌های ریخته<br />
و انبوه علف‌های سبز روییده</h4>
<p style="text-align: justify;">ملکه میچیکو احساس خود را از لحظه پیاده روی با امپراطور در قصر امپراتوری در اول غروب با نورکمرنگ روز در اواخر آوریل بیان کرده بود.</p>
<p>امپراتور و همسرش پنجاهمین سالگرد ازدواجشان را در آن ماه جشن گرفته بودند.</p>
<p>شعر ملکه:</p>
<h4>هرگاه که در کنار تو گام برمی‌دارم<br />
جاده انگار تا دوردست‌ها امتداد می یابد<br />
و حالا با اینکه هنگام غروب است<br />
اما هنوز می درخشد<br />
در دوردست‌ها نوری</h4>
<p style="text-align: justify;">ولیعهد ناروهیتو احساسات خود را از دیدن طلوع آفتاب میان دریای ابرها بر فراز کوه فوجی –بلندترین قله ژاپن- در تابستان ۲۰۰۸ به یاد می اورد.</p>
<p style="text-align: justify;">شاهزاده ماساکو در شعرش احساساتش را از دیدن نور افتاب یک صبح زمستانی که بر سطح برکه میدرخشید -هنگامی که در ایالت اکاساکا محل اقامت ولیعهد بود-بیان کرده بود.</p>
<p style="text-align: justify;">شعر دیگری که در مراسم خوانده شد از کونیکو مورواکی  زن خانه دار ۶۹ ساله ای از ساکایی که  حس نورش را از سفری به زادگاهش کوماموتو با خانواده در اواخر جولای توصیف کرده بود   از آنجا که موضوع &#8220;نور &#8221; بود و موریواکی که  هفت یا هشت سالی میشود که بدلیل بیماری نابینا شده است مردد بود که شعرش را بفرستد یا نه اما  پسرش با ارسال قطعه ای باعث شد که نظرش عوض شود.</p>
<p style="text-align: justify;">ناوشی موریواکی پسر ۳۹ ساله اش گفت :&#8221;مادرم میدانست که نور چگونه ست هرچنداکنون نمیتواند ببیند. من فکرکردم میتواند از زاویه دیگری شعری بیافریند. &#8221;<br />
با توجه به گزارش آژانس خانواده امپراتوری از ۲۳۳۴۶ شعر ارسال شده ۱۷۲ شعر از ۲۰ کشور از جمله ایالات متحده آمریکا، برزیل ، کانادا و کره جنوبی فرستاده شده بود.</p>
<p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://japanstudies.ir/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_171_16.png" width="171" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1388/11/23/emperor-poem/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شعرای بزرگ ژاپن؛ ناهوکو تاواراتانی</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1388/05/28/moasre-japan/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1388/05/28/moasre-japan/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 19 Aug 2009 10:31:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ هایکو]]></category>
		<category><![CDATA[درباره هایکو]]></category>
		<category><![CDATA[زبان ژاپنی]]></category>
		<category><![CDATA[شعر ژاپن]]></category>
		<category><![CDATA[ناهوکو تاواراتانی]]></category>
		<category><![CDATA[ژاپن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=390</guid>
		<description><![CDATA[شعرای بزرگ ژاپن
ترجمه و تألیف: ناهوکو تاواراتانی
نشر توس: ۱۳۷۷
شعر ژاپنی در این عصر با دو گونه شعری هایکو (Haiku) و تانکا(Tanka)در جهان شناخته شد.
هایکو و تانکا دو صورت شعری فوق‏العاده مختصر، اشاره‏ای و موجزند.این شعرها توضیح نمی‏دهند بلکه نشان می‏دهند و بیشتر تصویر کارمایه آن است تا مفهوم.این صورت‏های شعری سرچشمه و ریشه مکتبی شدند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>شعرای بزرگ ژاپن</p>
<p>ترجمه و تألیف: ناهوکو تاواراتانی</p>
<p>نشر توس: ۱۳۷۷</p>
<p>شعر ژاپنی در این عصر با دو گونه شعری هایکو (Haiku) و تانکا(Tanka)در جهان شناخته شد.</p>
<p>هایکو و تانکا دو صورت شعری فوق‏العاده مختصر، اشاره‏ای و موجزند.این شعرها توضیح نمی‏دهند بلکه نشان می‏دهند و بیشتر تصویر کارمایه آن است تا مفهوم.این صورت‏های شعری سرچشمه و ریشه مکتبی شدند که به«اصالت تصویر»معروف است.</p>
<p>خانم ناهوکو تاواراتانی از سال ۱۳۶۴ مقیم ایران گردیده و به عنوان استاد زبان و ادبیات ژاپن مشغول به تدریس شد و کتاب مورد بحث، اولین تألیف و ترجمه ایشان است که در آن کوشیده، بخش دیگری از شعر ژاپن را به ما بشناساند کتاب شامل دو بخش مقدماتی و بخش معرفی شاعران و شعرها و دوپی افزود و یک پیوست است.</p>
<p>در بخش آغازین خانم«تاواراتانی» گونه‏هایی از شعر ژاپنی را معرفی می‏کند اما این اطلاعات مختصر و نارساست.</p>
<p>مولف-مترجم ر این کتاب، شعر ژاپن را به دو دوره قبل از مه ای جی و دوره مه ای جی تقسیم می‏کند که در حقیقت دو دوره شعر سنتی و شعر جدید را دربر می‏گیرد.و آنچه در بخش اصلی کتاب می‏آید، شعر شاعران دوره جدید است.در این بخش به زندگی و شعر یازده شاعر می‏پردازد.</p>
<p>روش نویسنده کتاب، همان روش تذکره‏نویسان قدیم ماست:ابتدا خلاصه‏ای از زندگی، آثار و چند شعر و سرانجام توضیح و تشریح شعرها(و نه نقد آنها).شعرها با متن ژاپنی و آوانگاری و ترجمه فارسی آمده است.اما ترجمه شعرها چندان به دل نمی‏نشیند که شاید یکی از دلایلش، عدم احاطه مترجم بر ظرفیت‏ها ظرافت‏های شعر فارسی باشد.</p>
<p>بخش پی افزود شامل شرح اصطلاحات و توضیحاتی در مورد برخی وقایع و شخصت‏هایی است که در متن آمده.</p>
<p>در پیوست کتاب چند شعر از شاعران ژاپن آمده که برای فاجعه بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی سروده‏اند.و همچنین اشاره‏ای است به فعالیت زنان شاعر در عرصه شعر امروز ژاپن.کتاب از نثری به نسبت روان برخوردار است برای آشنایی بیشتر بخش آغازین پیوست کتاب را مرور می‏کنیم.</p>
<p>«شعرای ژاپنی به طور منتی در زمینه عشق و عاشقی و عرفان شعر می‏سرودند به بطور کلی شعر سرایی ژاپن از سیاست و مسائل اجتماعی به دور بوده است مضامینی چون مشکلات زندگی، احساسات انسان دوستی، میهن پرستی، جنگ و صلح و غیره موضوعاتی هستند که بعد از دوره مه ای جی)Meiji(به عرصه شعر سرایی راه یافتند».(ص ۱۰۰)</p>
<p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://japanstudies.ir/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_171_16.png" width="171" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1388/05/28/moasre-japan/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برگی در سایه؛ گزیده شعر امروز ژاپن ترجمه و منتشر شد</title>
		<link>http://japanstudies.ir/1388/04/22/bargi-dar-sayeh/</link>
		<comments>http://japanstudies.ir/1388/04/22/bargi-dar-sayeh/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 13 Jul 2009 14:23:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[بهنام جاهدزاده]]></category>
		<category><![CDATA[ترجمه شعر ژاپنی به فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[شعر ضد جنگ ژاپن]]></category>
		<category><![CDATA[شعر ژاپن]]></category>
		<category><![CDATA[نشر دیبایه]]></category>
		<category><![CDATA[گزیده شعر امروز ژاپن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://japanstudies.ir/?p=118</guid>
		<description><![CDATA[در مجموعه حاضر که توسط بهنام جاهدزاده از ژاپنی به فارسی ترجمه شده،  سعی شده  اشعار گوناگون از شاعران مختلف با سبک و سیاق متفاوت آن‌ها معرفی شود تا علاقه‌مندان به شعر ژاپنی ضمن لذت بردن از این اشعار، کمابیش با ذوق وقریحه شاعران مختلف آشنا شوند.

گزیده شعر امروز ژاپن
برگردان از ژاپنی: بهنام جاهدزاده
طراح: حمید [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">در مجموعه حاضر که توسط بهنام جاهدزاده از ژاپنی به فارسی ترجمه شده،  سعی شده  اشعار گوناگون از شاعران مختلف با سبک و سیاق متفاوت آن‌ها معرفی شود تا علاقه‌مندان به شعر ژاپنی ضمن لذت بردن از این اشعار، کمابیش با ذوق وقریحه شاعران مختلف آشنا شوند.</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><img class="aligncenter" src="http://japanstudies.ir/wp-content/uploads/BargiDarSayeh.jpg" alt="" /></p>
<p dir="rtl"><strong>گزیده شعر امروز ژاپن</strong><br />
برگردان از ژاپنی: <strong>بهنام جاهدزاده</strong><br />
طراح: <strong>حمید مصدق</strong><br />
نوبت چاپ:<strong> نخست</strong><br />
شمارگان: <strong>۲۰۰۰ نسخه</strong><br />
شابک:<strong> ۹۷۸-۹۶۴-۹۹۶۱-۵۲-۱</strong><br />
قیمت: <strong>۳۷۰۰۰ ریال</strong><br />
سال: <strong>۱۳۸۸</strong><br />
صفحه: <strong>۸۸ صفحه</strong></p>
<p dir="rtl">هنگامی که صحبت از شعر ژاپنی می‌شود شاید اولین واژه‌ای که به ذهن مخاطب خطور می‌کند شعر کوتاه &#8220;هایکو&#8221; باشد. شعرهفده هجایی هایکو کوتاه ترین قالب شعر در دنیاست. اقبال به هایکو ژاپنی آن‌چنان زیاد است که در حال حاضر به جرأت می‌‌‌‌‌توان گفت که نسخه‌های غیر ژاپنی آن از نوع ژاپنی آن کمتر نیست. در کشور ما نیز ترجمه‌های متعددی از هایکو ارائه شده است و حتی علاقه‌مندانی نیز خود دست به خلق آثار هایکو زده اند.<br />
اما غیر از هایکو، شعر آزاد ژاپن آنگونه که باید در کشور ما شناخته شده نیست. انگیزه ترجمه مجموعۀ حاضر، علاوه بر علاقۀ شخصی ، معرفی مشهورترین شاعران و شعرهای آزاد آن‌ها برای پر کردن خلاء موجود بوده است.<br />
بیشتر این مجموعه ترجمه‌ای است از کتاب &#8220;شعرهای مشهور ژاپن&#8221; که مستقیماً از ژاپنی به فارسی برگردانده‌ام. غیر از شعرهای این کتاب، شعرهای دیگری را نیز به انتخاب خودم ترجمه کرده و به آن افزوده‌ام. در مجموعۀ حاضر سعی شده است اشعار گوناگون از شاعران مختلف با سبک و سیاق متفاوت آن‌ها معرفی شود تا علاقه‌مندان به شعر ژاپنی ضمن لذت بردن از این اشعار، کمابیش با ذوق وقریحه شاعران مختلف آشنا شوند. در ترجمه شعرها سعی شده است علاوه بر متعهد بودن به متن شعر، ترجمۀ آنها نثر متکلف نباشد.</p>
<p dir="rtl"><strong>تأملی  بر اشعار ضد جنگ شاعران معاصر ژاپن</strong><br />
<span>نمونه‌هایی که در کتاب «برگی در سایه» از شعر ضد جنگ ژاپن معرفی شده است معروفترین اشعار ضد جنگ در ژاپن به شمار می‌روند. لحن این اشعار گاهی گزنده و گاهی ملایم است. این اشعار از آن جهت گزنده است که آشفتگی‌های اجتماعی حاصل از تحمیل جنگ بر جامعه و خرد شدن استخوان‌های تک تک افراد جامعه ناشی از فشار جنگ را می‌رساند. فشار حاصل از جنگ وتبعات اقتصادی و اجتماعی حاصل از آن چنان است که شاعر ژاپنی نمی تواند از آن بی تفاوت بگذرد. به خصوص شعر ضد جنگی که در دوران نظامی گری و خفقان قبل از جنگ جهانی دوم سروده شده است از اهمیت زیادی برخوردار است. آن زمان زنانی که شوهرانشان را در جنگ از دست می‌دادند به جای گریه و زاری بر از دست دادۀ خویش باید خوشحال می‌شدند که عزیزشان را در راه وطن و امپراطور از دست داده اند. آن‌ها مجبور بودند هق هق گریه‌های خود را فروبرند و خود را خوشحال نشان دهند.</span></p>
<p dir="rtl">عصر یک روز<br />
بهت‌زده و خاموش<br />
با لباس‌های مندرس برتن<br />
کودکان را کول کنان<br />
گروه گروه به استقبال جنازه‌ای می‌روند<br />
که از جنگ برگشـته<br />
سربازان پرچم به دست تابوت را به دوش می‌کشند<br />
زن مـردِ در تابوت،<br />
اشکش را پنهان می‌کند<br />
زن و فرزند دوست از دست رفتۀ من امّا<br />
پشت تابـوت<br />
غم از دست رفته را<br />
چگونه بر دوش خواهنـد کشید<br />
(اوئه میچو)</p>
<p dir="rtl"><span> اما رساترین فریاد را خانم یوسانو آکیکو <span dir="ltr">Yosano  Akiko</span></span> <span> در شعر &#8220;مرگ  بی حاصل&#8221; برآورده است. این شعر در بحبوحۀ جنگ ژاپن با چین سروده شده است.  آنجا که یوسانو خطاب به برادرش می‌گوید:<br />
آه برادرم<br />
تو را می‌‌گـریم<br />
از مـرگ تو چیزی حاصل نشد<br />
تویی که کوچک‌ترین فرزند خانواده بودی<br />
درد و اندوه پدر و مادرم بی‌پایان است<br />
آن‌ها خود شمشیر به دستت دادند<br />
و آدم‌کشی را به تو آموختند<br />
بیست و چهار ساله‌ات کردند<br />
تا آدم بکشی و کشته شوی</span></p>
<p>قسمتی از شعر یوسانو آکیکو در مذمت امپراطور ژاپن است که تا قبل از جنگ جهانی دوم تا حد خدا در بین ژاپنی‌ها مورد پرستش بود:<br />
امپراتور خودش به جنگ نرفت<br />
خون شما را ریخت<br />
کشته شـدن به خاطر یک وحشی<br />
کسـی که به فکر شما نبود،<br />
هیچ افتخـار نداشت</p>
<p>انتشار این شعر در مجلۀ &#8220;مِی سه&#8221; در ۱۹۰۴ انتقادهای تندی را علیه یوسانو به راه انداخت. طوری که از طرف &#8220;اوماچی که گه چو(۱۹۲۵-۱۸۶۹)&#8221; شاعر و نقاد ادبی آن دوره، زن هرزه لقب داده شد. اما حامیان یوسانو آکیکو از مخالفان وی کمتر نبودند. آن‌ها نیز در مخالفت با اوماچی مقاله‌های زیادی نوشتند. یوسانو آکیکو به خاطر این شجاعت در گفتار مورد تحسین قرار گرفت. طوری که آوازۀ یوسانو آکیکو به خاطر همین شعر ضد جنگ اوست.<br />
اما شعاری هم هستند که در عین این که جریان آرامی دارند اما تراژدی ژرفی را با خود منتقل می‌کنند. این شعرها نه صحنۀ اسفبار جنگ را به نمایش می‌کشند و نه مرثیه‌ای برای مرگ فرزند در جهنم جبهه‌های جنگ هستند. سربازانی که همراه با کشتی‌های جنگی غرق در اقیانوس‌های دور می‌شدند و اجسادشان طعمۀ نهنگ‌ها می‌شد. بلکه این اشعار تراژدی بیهودگی و آوارگی انسان‌هایی را نشان می‌دهد که در شهرها پشت جبهه‌های جنگ شاهد آثار ویران کننده جنگ بر بازماندگان بودند. زنان جوانی که هوس زندگی را از دست داده بودند. شرح سرگردانی انسان آوارۀ آن دوره است که همه روزه کشته‌هایی از جنگ به استقبالش می‌آمد و بمباران‌های متعدد تکه‌های سالم برجای مانده از دیوار شهرها را به تلی ازخاکستر تبدیل می‌کرد. شرح حال انسان‌هایی هست که مفهوم زندگی را گم کرده اند.<br />
آن زمان که عطـر  توت همه جا گسترده بود.<br />
پدرم بازنگشت<br />
فقط سـربازی  بازگشت<br />
ناشناس<br />
عطـر میوۀ توت  همه جا گسترده بود<br />
و سایۀ سنگین  سربازان بر این فضا سایه انداخته بود<br />
بوی باروت می‌داد<br />
بوی آدم‌کشـی<br />
بویی تنـدی که  تا آن زمان به مشامم نخـورده بود<br />
پشت درخت توت  خـزیدم<br />
و بر خـود  لرزیدم<br />
میـوۀ توت خشک  شد<br />
و از درخت افتاد<br />
ولی پدرم  بازنگشت<br />
هرگز!<br />
حتی بوی پدر<br />
(اوکاجیما هیروکو)</p>
<p dir="rtl">شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم و تبعات سنگین فقـر اقتصادی و مشکلات اجتماعی، بیکاری و بی خانمانی‌های ناشی از آن چنان زیاد بود که نسل درگیر در جنگ را در خود سوخت. کسانی که کودکی یا نوجوانی خود را در دورۀ سرگردانی ناشی از جنگ سپری کرده بودند با دیدن حس خوشبختی نسل جدید، فرهنگ باز، هجوم اشیاء به زندگی ژاپنی‌ها و ارزش شدن خوشگذرانی، مد و موسیقی جاز به جای شعارهای ناسیونالیستی و ایدوئولوژی فداکاری برای وطن و امپراطور که به برکت رشد اقتصادی و ثبات اجتماعی بعد از جنگ ژاپن حاصل گشته بود بیشترین تضاد را تحمل کردند.<br />
زمانی که مـن در  اوج زیبایی بودم<br />
شهر مخروبه خالی  از سـکنه بود<br />
با آسمانی نیلی<br />
زمانی که من در  اوج زیبایی بودم<br />
بسیاری از  نزدیکانم رخت از این جهان فروبستند<br />
جایی در کارگاه<br />
در دریا<br />
در جزیره‌ای  ناشناخته<br />
مـن با چه حسی  می‌توانستم خود را بیارایم<br />
زمانی که من در  اوج زیبایی‌‌‌‌‌ بودم<br />
کسی نبود تا از  سر عشق<br />
هدیه‌ای پیشکشم  کند<br />
مردان غیر از  احترام نظامی<br />
چیزی بلد نبودند<br />
با چهره‌های  معصوم<br />
همـه به جبهه‌های  جنگ شتافتند<br />
زمانی که مـن در  اوج زیبایی بودم<br />
چیزی نبود شیفته‌ام  کند<br />
قلبم فولاد  سـردی بود<br />
دست و پایم  درخشان از رنگ طلایی<br />
زمانی که من در  اوج زیبایی بودم<br />
کشورم جنگ را  باخت<br />
جنگی احمقانه را<br />
آستین پیراهنم  را بالا زده<br />
و در شهر سوت و‌  کور قدم زدم<br />
زمانی که مـن در  اوج زیبایی بودم<br />
موسیقی جاز بود  که از رادیو پخش می‌شد<br />
تشنۀ موسیقی  بیگانه<br />
ممنوعیت کشیدن  سیگار را زیـرپا گذاشتم<br />
زمانی که من در  اوج زیبایی بودم<br />
بدبخت ترین آدم  دنیا بودم<br />
دلگیر و بی‌هدف<br />
پـس تصمیم گرفتم<br />
تا می‌توانم  عمـر طولانی داشته باشم<br />
تا من هم<br />
مثل نقاش  فرانسوی، &#8220;ژرژ روا&#8221;<br />
بعـد از پیری<br />
نقاشی‌های بسیار  زیبایی بکشم<br />
تا شـاید عمر  تلف شده را جبران کنم<br />
(ایباراگی نوریکو)</p>
<p dir="rtl">آن‌ها به دنبال کسی بودند که مسئولیت بدبختی‌های تحمیل شده به خود در دوران پیش را بپذیرد و در برابر آن همه ظلم و ستم جوابگو باشد. اما در واقع چنان کسی وجود نداشت. مجرمان جنگی درجۀ یک بعد از اتمام جنگ بلافاصله به جوخۀ دار سپرده شده بودند. بسیاری از فرماندهان جنگ خودکشی کرده بودند و یا در سرزمینی دور به جای برگشتن به سرزمین مغموم خود زندگی پنهانی را اختیار کرده بودند. ژاپن قدم در راه جدیدی گذاشته بود که ارزش‌هایش با ارزش‌های زمان جنگ در جهت مخالف بود.<br />
در این میان، ژاپنی‌ها همانند  &#8220;اینواوئه توشی او&#8221; بدون متهم کردن دیگری، لبۀ تیغ انتقاد را به طرف خود  برگرداندند.</p>
<p dir="rtl">اینواوئه توشی ‌او!<br />
یادت هست؟!<br />
با توپ و تفنگ<br />
گـرد و خاک زیر  چکمه‌ها به پا کنان<br />
کدام روستاهای  چیـن را درنوردیدی؟<br />
چشـم تو<br />
چه جنایت‌‌‌هایی  را دید؟<br />
گوش تو<br />
چه ناله‌‌‌‌هایی  را شنید؟<br />
دماغ تو<br />
چه بوهایی  استشمام کرد؟<br />
و بالاخره دستان  تو<br />
مرتکب چه جنایت‌‌هایی  شد؟<br />
یادت هست؟<br />
(اینواوئه توشی ‌او)</p>
<p dir="rtl">آن‌ها خواستار بازگشت کودکی، نوجوانی و جوانی تلف شدۀ خود بودند. خواستار بازگشت پدران از دست دادۀ خود، خواستار بازگشت عزیزانی که بر اثر تشعشعات هسته‌ای ناشی از انفجار اتمی هیروشیما و ناکازاکی در یک چشم به هم زدن دود شده بودند و تنها سایه‌ای از آن‌ها باقی مانده بود.</p>
<p dir="rtl">بشر از دست رفته را برگردان!<br />
پدر از دست رفته‌ را برگردان!<br />
مادر از دست رفته‌‌ را برگردان!<br />
پیــر را برگردان!<br />
کودک را برگردان!<br />
مـن را برگردان!<br />
انسانی که قرار بود از پشت من برآید را برگردان!<br />
تا بشـر بر این کـرۀ خاکی است،<br />
صلح پایدار را برگـردان!<br />
صلح را برگـردان!<br />
(توگه میوشی)</p>
<p dir="rtl"><strong>عناصر  طبیعی در اشعار ژاپن</strong><br />
توجه به طبیعت در دیدگاه شرقی و به خصوص ژاپنی در جهت بهره برداری هرچه بیشتر و بهتر بشر از طبیعت نیست. بلکه زندگی در کنار طبیعت و توأم با آن است. این نوع جهانبینی که منبعث از دیدگاه کنفسیوس چین، بودائیسم هند و شینتوئیسم خود ژاپن است در پی توفق و تملک طبیعت نیست. طبق این دیدگاه کلیه عناصر طبیعی از قبیل کوه و دریا و چشمه و جنگل و درخت و گل و سنگ دارای روح هستند و مورد تکریم و احترام. از همین جهت است که بشر طبیعت را در جهت کسب منافع سیری ناپذیر خود تصرف نمی کند.<br />
این خصوصیت در شعرهای هوشینو تومی هیرو کاملاً مشهود است. وی که معلم مدرسۀ راهنمایی تاکاساکی بوده در هنگام تمرینات ورزشی از ارتفاع سقوط کرده، قطع نخاع می‌شود. وی با بدون این که نتواند دست و پایش را حرکت دهد قلم مو را در دهان گرفته شعر و نقاشی‌های زیبایی خلق می‌کند.</p>
<p dir="rtl">ساقۀ گل پیچک<br />
به سادگی شـکست<br />
هماننـد گردن من<br />
اما دوباره از همان‌جا<br />
جوانه زد و شـکفت<br />
من هم<br />
همان آبی را می‌نوشـم<br />
که پیچک می‌نوشـد<br />
همان نوری را می‌گیرم<br />
که پیچـک می‌گیرد<br />
پـس من هم<br />
مثـل پیچک<br />
ساقه‌ای خـواهم داشت<br />
نیــرومند</p>
<p dir="rtl">شاعر ژاپنی همیشه به طبیعت دور و بر خود  اهمیت می‌دهد.</p>
<p dir="rtl">من ازتعجب شاخ درمی‌آورم<br />
وقتی می‌بینم که از ابر سیاه<br />
باران سـفید می‌بارد<br />
من ازتعجب شاخ درمی‌آورم<br />
وقتی که می‌بینم کرم ابریشم برگ سبز توت  را می‌خورد<br />
ولی پیله‌اش سفید می‌شود<br />
من ازتعجب شاخ درمی‌آورم<br />
وقتی که می‌بینم گل سوسن بدون دخالت کسی<br />
می‌شکفد<br />
من ازتعجب شاخ درمی‌آورم<br />
وقتی از هرکه می‌پرسـم می‌خندد<br />
و می‌گوید این که طبیعی است.</p>
<p dir="rtl"><span> حس نوستالژی شاعر به سنگی که پارسال رویش نشسته  بود نیز نشأت گرفته از همین دیدگاه تکریم و احترام و همزیستی با طبیعت است.</span></p>
<p dir="rtl">امروز هم<br />
به هوای کوه آمده‌ام<br />
کجاست سنگی که پارسال رویش نشسته بودم.</p>
<p dir="rtl">ذکر یک خاطره از واقعیتی که در ژاپن  اتفاق افتاده است درک این مسأله را روشنتر می‌سازد.<br />
در سال ۱۳۸۴ طی دیداری که از منطقه شهرستانی استان گیفو واقع در شمال غرب توکیو داشتم، سر راه خود به سد آبی رسیدیم که بر روی رودخانۀ &#8220;شووکاوا&#8221; ساخته شده بود. برای استراحتی کوتاه و استفاده از منظرۀ زیبای طبیعت اطراف توقف کردیم. طی این توقف کوتاه به تماشای نمایشگاه سد رفتیم. در این نمایشگاه دربارۀ تاریخچۀ چگونگی ساخت سد همراه با عکس توضیحاتی ارائه شده بود. چنان که معلوم بود محلی که دیگر زیر آب سد رفته بود روستایی بوده به نام &#8220;شووکاوامورا&#8221; با۱۷۴ سکنه. اهالی روستا در آغاز مخالف طرح سد سازی دولت بوده اند. ولی پس از کش و قوس فراوان، درخواست‌ها و توضیحات بسیار دولت ژاپن مبنی بر عام المنفعه بودن سد برای عموم مردم و نیاز مبرم منطقه برای تأمین برق، اهالی روستا راضی به ترک محل سکونت آبا و اجدادی خود می‌شوند و برای همیشه از زادگاه خود به جای دیگری نقل مکان می‌کنند.<br />
در این میان تنها چیزی که غیر از ترک خانه و کاشانۀ و گذشته و خاطرات زندگی خود برای اهالی روستا سخت بوده وداع با یک درخت کهنسال گیلاس بوده که در وسط آن روستا قرار داشته و هرسال برای مدت کوتاهی شکوفه می‌داده است. گروه ساخت سد از وجود این درخت کهنسال اطلاع می‌یابند و گروهی را جهت تحقیق و بررسی امکان انتقال این درخت به بیرون از روستا که قرار بود زیر آب سد برود تشکیل می‌دهند. گروه بعد از تحقیق و بررسی درخت مذکور را از روستا درآورده، به تپۀ نزدیک روستا انتقال می‌دهند. سال بعد وقتی که روستا زیر آب رفته بود درخت گیلاس پیرشکوفه‌های تازه‌ای در می‌آورد. اهالی روستا با حضور در محل درخت مذکور با چشمانی گریان دور درخت گیلاس حلقه می‌زنند. و چنین شعری خوانده می‌شود:</p>
<p dir="rtl">گیلاس پیر!<br />
سرزمین مادری ام زیر آب رفته<br />
باری تو زنده بمان!<br />
و شکوفه بده!</p>
<p dir="rtl"><span><strong> از‌هایکو  ژاپنی تا غزل توکیو</strong></span><br />
بهمن ذکی پور<br />
تقریبا قریب به دو سده است که فرهنگ ژاپنی برای جامعه ی ایرانی رنگ و بوی دیگری به خود گرفته است. یعنی از زمان حکمرانی حاکمان قاجار تا دوران کنونی. در این صبغه و سابقه ی تاریخی، ژاپن عمدتا به چهار گونه بر ما صورت گری کرد. یکبار ژاپن پس از شکست روسیه خود را به عنوان قدرتمند ترین دولت آسیایی ، و دگر بار خود را به عنوان نیروی برتر فناوری آسیایی، و سوم بار خود را در قالب سریال‌های احساس بر انگیزی که بر مذاق و مزاج هر ایرانی خوش می‌آمد، و در نهایت و به برکت ترجمه، پرده از ژرفای فرهنگ ژاپنی فرو افتاده، و ژاپن این بار خود را در چهره ی &#8220;ذن&#8221; و &#8220;هایکو&#8221; بر ما جلوه گر کرد.<br />
ذن، پیش و بیش از هایکو در ایران مورد اقبال قرار گرفت، مترجمان و محققان نیز کمر همت را بر آن بستند تا ذن را به راستی و درستی به مخاطب پارسی زبان بشناسانند. ( اما، این که در این راه تا چه حد توش و توان آن‌ها به ثمر نشسته، موضوعی دیگر است، و دگر دفتری را طلب می‌کند.) هنوز، آتش اقبال و ایضاح به ذن فروزان بود، که شور و شوقی دیگراز راه رسید و مورد پسند مترجمان و محققان و مخاطبان افتاد. این شور و شوق نو رسیده همان اشعار هفده هجایی هایکو بود. شعر هایکو نسبت به دیگر قالب‌های شعری ژاپن از بخت بیشتری بر خوردار شد و یک تنه معرف و میدان دار شعر ژاپنی در ایران بود. سبب اقبال به این قالب مشخص بود، زیرا پیشتر ترجمان‌های فارسی ذن فضا را بیش از پیش برای فهم و پذیرش هایکو مهیا ساخته بود. چه، اندیشه ی ذن و سروده‌های هایکو چنان در هم تافته و تنیده اند که به دشواری می‌توان آن‌ها را از هم تمییز داد. ۱ زیرا &#8220;هایکو، مانند ذن، از &#8220;منی&#8221; به هر شکلی که اظهار شود بیزار است. از سوی دیگر، محصول هنر باید یک سره از هر صنعت یا انگیزه ی پست بر کنار باشد، چرا که میان الهام هنری و جان الهام یافته نباید پرده و حجابی باشد&#8221;۲٫ ذن به نیکویی توانسته بود بستر عواطف سروده‌های هایکو را فراهم آورد، و‌هایکو با بهره گیری از چنین پشت وانه ای، گوی سبقت را از سایر رقیبان خویش ربود. بعد‌ها، رویکرد به هایکو چنان شد که ابتدا ترجمه‌های انگلیسی ، و سپس ترجمه‌های ژاپنی آن، روانه بازار باشد و مخاطبان خویش را مجذوب خود ساخت.<br />
این اقبال و استقبال از هایکو با تمام محاسن خود معایبی نیز در برداشت. شاخص ترین این معایب رویگردانی و فراموشی سایر نحوه‌ها و قالب‌های شعر ژاپنی، خاصه شعر معاصر ژاپن بود؛ که البته و متاسفانه تا کنون نیز فقر کتابت در این زمینه رخ نمایی می‌کند.<br />
اگر خطایی در بیان من نباشد، نخست بار دکتر هاشم رجب زاده بود که با تالیف و ترجمه کتاب &#8221; اندیشه و احساس در شعر معاصر ژاپن،چ۱۳۵۸) کوشید تا جلوه ی دیگری از اشعار ژاپنی را بر ما هویدا کند. دیگر اثر پر بها در این زمینه کتاب &#8221; شعرای بزرگ معاصر ژاپن است&#8221; که به همت استاد خانم &#8220;ناهوکو تاواراتانی&#8221; در این زمانه به طبع رسیده است.<br />
شعر معاصر ژاپن عمدتا تحت تاثیر &#8220;اشکال آزاد&#8221; شعر قرار می‌گیرد، علاوه بر این تعداد قابل توجهی از آثار شعری اروپاییان به ژاپنی ترجمه و مورد پسند قرار می‌گیرند. البته نیک بایستی متوجه بود که &#8221; شعر اروپایی نه به عنوان یک &#8220;سرمشق&#8221; بلکه به منزله ی یک &#8221; کاتالیزور&#8221; تاثیر زیادی بر [شعر نوین ژاپن] می‌گذارد&#8221;۳٫ این وجه از سخن سرایی ژاپنی‌ها برای ما چندان که باید شناخته شده نیست. به غیر از آن دو اثری که در فوق ذکرش رفت. اخیرا نیز اثری دیگری با عنوان &#8220;غزل توکیو&#8221; این مسئولیت و مشغولیت را بر خود پذیرفته که در حد توان خود زوایایی دیگری از شعر معاصر ژاپن را بر ما آشکار سازد.<br />
این اثر که به همت آقای بهنام جاهد زاده، که خود از محققان و مترجمان عرصه ی ادبیات معاصر ژاپن هستند، به روانی و بدور از هرگونه تکلف به پارسی برگردانده شده است.<br />
جاهد زاده خود در مقدمه ی اثرش می‌نویسد&#8221; انگیزه ترجمه مجموعه ی حاضر، علاوه بر علاقه ی شخصی مترجم ، معرفی مشهورترین شاعران و شعرهای آزاد آن‌ها برای پر کردن خلا موجود بوده است.&#8221; خلا‌ای که براستی نیاز به پر و بر طرف کردن دارد. این کتاب از امتیازاتی برخوردار است که می‌تواند، تا حد توان خود این خلا را جبران نماید. چه؛ مساعی این اثر آن است که از دیوان شاعران نو پرداز، نو شعری را برچیند، و آن را بر مذاق و مزاج مخاطبان فارسی زبان گوارا سازد. بر چیدن این نو شعرها که از ۳۱ شاعر نو پرداز است موجب می‌گردد؛ تا خواننده کمتر زیر بمباران فکر، اندیشه، عاطفه و مضمون شعری یک شاعر قراربگیرد، بل، خواننده می‌تواند در میان این اشعار آزادنه سروده‌های دل پسند خود را بیابد و به نیوشای هریک از آن‌ها گوش فرا سپرد. چه، در این مجموعه اشعار هم جایی برای مخاطب انسان دوست و ضد جنگ یافت می‌شود، و هم جای برای مخاطب عارف پیشه و طبیعت دوست، و هم جایی برای مخاطب متجدد و مدرن گرا، و هم جایی برای انسانی که &#8220;اگزیستانسش&#8221; را فریاد می‌زند و می‌خواهد آن را از شر &#8220;نیهیلیسم&#8221; و پوچی در امان دارد. برای هریک از مسائل و موضوعات آمده مصداق و مثالی را از خود این کتاب نقل می‌کنم.</p>
<p dir="rtl">۱- نمونه‌ای از شعر‌های انسان دوستانه و ضد جنگ:<br />
<span>عمـر  فانی<br />
سروده ی ساکامورا شین مین<br />
این شعر نمونه ی بسیار خوبی است از اشعار  انسان دوستانه در قالب شعر نو</span></p>
<p dir="rtl">عمـر  فانیسـت<br />
بیائید  عشـق بورزیم<br />
حتی به  یک شـاخۀ گل<br />
عشقی بی‌پایان<br />
گوش جان  بسپاریم<br />
به آواز  یک پرنده<br />
عمر  فانیسـت<br />
بیائید  به هـوش باشیم<br />
تا  جیرجیرکی را زیر پایمان له نکنیم<br />
بی‌شک  سپاسگزارمان خواهد بود<br />
عمر  فانیست<br />
بیائید  یکدیگر را باخبر کنیم<br />
از حال  یکدیگر<br />
پاسخ  دهیم نامه‌های رسـیده را<br />
عمر  فانیسـت<br />
بیائید  تا می‌توانیم<br />
نیازمندان  را دست گیریم<br />
اول از  نزدیک‌ترین کسانمان<br />
حتی اگر  فقیـر باشیم<br />
دلی  دریایی داشته باشیم<br />
عمر  فانیسیت<br />
بیائید  لحظه‌ای خیره شویم<br />
به  زیبایی گل<br />
بیائید  در عمر فانی<br />
جان و  دل بشوییم<br />
در  پرتوخورشید تابان<br />
و ماه  خندان<br />
سـتارۀ  درخشان چهار فصل<br />
عمر  فانیسـت<br />
بیائید  بکوشـیم برای داشتن جهانی بدون جنگ<br />
برای  سـرودن شعر<br />
و اگر  رفتیم،<br />
برای آن‌هایی  که بعد از ما می‌مانند<br />
و برای  فرزندان آیندۀ‌مان<br />
آرزو و  امیدهایمان را بسرائیم.</p>
<p dir="rtl">
<p dir="rtl">مرگ بی‌حاصل<br />
سروده یوسانو آکیکو<br />
یکی از جذاب ترین و تکانده دهنده ترین  اشعار ضد جنگ در قالب شعر نو است</p>
<p dir="rtl" align="justify">آه برادرم<br />
تو را می‌‌گـریم<br />
از مـرگ تو چیزی حاصل نشد<br />
تویی که کوچک‌ترین فرزند خانواده بودی<br />
درد و اندوه پدر و مادرم بی‌پایان است<br />
آن‌ها خود شمشیر به دستت دادند<br />
و آدم‌کشی را به تو آموختند<br />
بیست و چهار ساله‌ات کردند<br />
تا آدم بکشی و کشته شوی<br />
در شهر ساکائی<br />
کسی جز تو نبود<br />
که بر جای پـدر بنشیند<br />
آه برادرم تو را می‌گریم<br />
از مرگ تو چیزی حاصل نشد<br />
تو را چه نفعی داشت<br />
یا خانواده‌ات‌را<br />
از مـرگ تو چیزی حاصل نشد<br />
امپراتور خودش به جنگ نرفت<br />
خون شما را ریخت<br />
کشته شـدن به خاطر یک وحشی<br />
کسـی که به فکر شما نبود،<br />
هیچ افتخـار نداشت<br />
از مرگ تو چیزی حاصل نشد<br />
این پاییز را<br />
پدر و مادر با آه و ناله سـرکردند<br />
دلگیر از مرگ تو<br />
موهایشـان سپید شد<br />
امپراتور که داغ فرزند ندیده است<br />
همسـر جوانت پشت در<br />
صورتـش بر زمین<br />
با آه و ناله تو را می‌خواند<br />
فراموشت کند یا به یادت باشد؟<br />
تازه عـروس چشم به راه<br />
تنها امیدش تو بـودی<br />
آه برادرم تو را می‌‌نالم<br />
چرا که از مرگ تو چیزی حاصل نشد</p>
<p dir="rtl" align="justify">۲- نمونه‌ای از اشعار عارفانه و طبیعت دوستانه:</p>
<p dir="rtl" align="justify">بهار<br />
سروده تاکامورا  کووتارو<br />
شعری است کوتاه  و زیبا درباره ی وصف طبیعت<br />
بهار پارسال<br />
بهار امسال<br />
زیر شکوفه‌های گیلاس باده خوردم<br />
برآنم سال دیگر نیز چنین کنم<br />
اگر درخت گیلاس پذیرایم باشد<br />
بهار است<br />
سروده یاگی  جوکیچی<br />
شعری است کوتاه  درباره ی آسایش و طبیعت بهار<br />
بهار است و<br />
دراز کشیده‌ام در دشتی سبز<br />
و خیره‌ام به آسمانی که آبی‌آبی است</p>
<p dir="rtl" align="justify">کاش<br />
سروده کانه کو  میسوزو<br />
شعری کوتاه در  قالب شعر نو با مضمون عرفانی<br />
کاش کوه شـفاف بود<br />
آن وقت می‌توانستم<br />
توکیو را از پشت آن ببینم<br />
همانند برادرم که با قطار به توکیو رفت<br />
کاش آسمان شفاف بود<br />
آن وقت می‌توانستم<br />
آن پشت خدا را ببینم<br />
همانند خواهرم<br />
که فرشته شـد</p>
<p dir="rtl" align="justify">۳- نمونه‌ای از اشعار متجدد و مدرن:</p>
<p dir="rtl" align="justify">غــزل توکیـو<br />
سروده تانیکاوا  شون تارو<br />
نمونه ی بسیار  خوبی است از شعری با مضمون توصیفات عصر جدید</p>
<p>در کوچۀ بن‌بست سوگینامی، بچه‌ها قایم‌موشک‌بازی  می‌کنند<br />
نمک‌های جلوی در مغازۀ چی کوچی ذوب می‌شوند<br />
توکیو مثل صفحه‌ای از مانگاست که خوانده  و دور انداخته شده<br />
جلوی مغازۀ لباس فروشی کامه‌ایدو، لامپ‌های  نئون روشن و خاموش می‌شوند<br />
زیر پل تاماگاوا قایق کنترل از راه دور  غرق می‌شود<br />
کنار خیابان اوکوبو، گل وحشی بی‌نام و  نشان می‌روید<br />
از داخل حصار درختان سه‌تاگایا موسیقی  باخ به گوش می‌رسد<br />
در تنور نانوایی آئویاما نان پف می‌کند<br />
توکیو بازدم سنگینیست<br />
صبحدم لاشۀ بچه گربه‌ای در مرداب شناور  است<br />
بولدوزر دولتی سنگ‌ها را پوست می‌کند<br />
در اتاق عملی در هونگو مردمک چشم باز می‌شود<br />
میلۀ فلزی حیاط مدرسۀ کوگانه زیر آفتاب  بعد از ظهر می‌درخشد<br />
شیر آب ساختمان‌های بساز بفروش تودوروگی  نشـت می‌کند<br />
توکیو نمی‌تواند چهرۀ کریه‌اش را پنهان  کند<br />
همه چیز زیبا رنگ دروغ به خود می‌گیرند<br />
هر چیزی که مورد توجه قرار نگیرد به حال  خودش می‌ماند<br />
همۀ چیزهای امروزی که دست پخت روح ماست<br />
در روپّونگی عروسک‌های قدیمی از پشت شیشه  به آسـمان زل زده‌اند<br />
راننده تاکسی شینجوکو می‌گوید  &#8220;نُچ!&#8221;</p>
<p dir="rtl" align="justify">۴- اشعاری با مضامین اگزیستانسیالیستی و فریاد از نیهیلیسم</p>
<p dir="rtl" align="justify">مرغ دریایی و  دریا<br />
سروده کانه کو  میسوزو<br />
شعری است بسیار  زیبا که رنگ و بوی پوچی زندگی در آن به خوبی مشهود است</p>
<p dir="rtl" align="justify">فکر می‌کردم  دریا آبی اسـت<br />
و مرغ  دریایی سفید رنگ<br />
اکنون  که می‌نگرم<br />
هم دریا  و هم مرغ دریایی را خاکستری می‌بینم<br />
فکر می‌کردم  این‌ها را خوب درک می‌کنم<br />
اشـتباه  می‌کردم<br />
همه‌اش  دروغ بود<br />
فکر می‌کنید  دریا آبی است<br />
و ابر  به رنگ سفـید؟<br />
همه  چنین می‌اندیشند<br />
شاید  اشتباهی شده باشد<br />
زنبور و خـدا<br />
شعر زیر نیز  سروده کانه کو میسوزو است<br />
شعر زیبا و ساده‌ای  که به نحوی بیان گر مسئله وحدت وجود در عرفان است</p>
<p dir="rtl">زنبور در گل<br />
گل در باغ<br />
باغ در دیوار گلی<br />
دیوار گلی در شهـر<br />
شهر در ژاپـن<br />
ژاپن در جهـان<br />
جهان در خـدا<br />
و خدا در زنبور کوچک</p>
<p dir="rtl">از دیگر محاسن قابل توجه این کتاب، می‌توان به شرح مختصر زندگی نامه، دفتر اشعار، مضمون و حتی چگونگی و چگونه سرودن شعر هر شاعر اشاره کرد.<br />
چنین ویژگی‌ای سبب شده تا مخاطب –هرچند به اختصار- با سراینده ی اشعاری که می‌خواند به نوعی احساس قرابت و نزدیکی بنماید. چه، خواننده هم با شاعر آشنا شده و هم این که متوجه است. شاعر چرا و برای چه شعری را سروده و یا اصلا چرا به شعر سرودن روی آورده. من باب مثال اشعار &#8220;هوشینو‌ تومی‌هیرو&#8221; مصداق خوبی است بر این مدعا. زیرا او ابتدا معلم ورزش بوده، و بر اثر سانحه‌ای ورزشی توانایی حرکت دستان و پاهای خود را از دست می‌دهد. او بی کار و نا امید نمی نشیند و قلم را به دهان گرفته و با اراده‌ای آهنین سروده‌های خود می‌سراید. در تمامی اشعار قدرت اراده، توانایی و امید به زندگی به وضوح می‌درخسند. مانند شعر زیر:</p>
<p dir="rtl">ناخودآگاه<br />
احسـاس کردم کسی نگاهـم می‌کند<br />
ویلچـرم را چـرخاندم<br />
پشت سـرم<br />
گل کوچکی شکفته بـود</p>
<p dir="rtl">همان گونه که ذکر شد، وصف زندگی و چگونه شعر سرودن هر شعر –که توسط مترجم ذکر گردیده- موجب قرابت بیشتر خواننده با سراینده ی شعر می‌شود. کمتر کاری که در این گونه آثار به چشم می‌خورد، چه، معمولا در عمده آثاری این گونه کمتر دیده شده که مترجم شرحی از شاعر بیاورد و مخاطب را بیشتر با شاعر آشنا سازد.<br />
مع الوصف، کتاب غزل توکیو که با کوشش‌های بهنام جاهد زاده ترجمه، و توسط نشر دیبایه به زیور طبع آراسته گردیده، اثری است در خور اعتنا، و ملا ء‌ای است از خلاء شعر معاصر ژاپن در ایران، که می‌تواند به میزان توان خود صحنه را برای شعر معاصر ژاپنی فراهم آورد و به مخاطب پارسی زبان بگوید که در این پهنه چه می‌گذرد.<br />
هر چند با این اوصاف چه نیکو می‌بود که متن ژاپنی سروده‌ها همراه ترجمان لطیف فارسی آن‌ها به طبع می‌رسید. زیرا چنین امری سبب می‌شد تا کتاب هم از اقبال و اعتبار بیشتری برخوردار گردد و هم این که منبعی مفید برای دانش آموزان و دانش آموختگان زبان ژاپنی محسوب می‌شد؛ و می‌توانست تا حد امکان از فقر منابع ژاپنی زبان در ایران بکاهد. امید است تا با تدبیر مترجم گرامی این نقیصه نیز در چاپ بعدی جبران گردد.<br />
به هر حال اثری دیگر از سرزمین آفتاب تابان در ایران مجال رخ نمایی یافت، و خلا دیگری را پر نمود، ولیک نیک باید آگاه بود که تمامی این توش و توان‌ها راهی است برای هموار کردن آثاری دیگر جهت شناخت بهتر و دقیق تر تمدنی دیگر.</p>
<p dir="rtl">منبع: نشر <a href="http://www.dibayeh.ir/" target="_blank">دیبایه</a></p>
<p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://japanstudies.ir/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_171_16.png" width="171" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://japanstudies.ir/1388/04/22/bargi-dar-sayeh/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
